انسان در جستجوی معنا*

زهرا با اون چشم های درشت روشنش داشت تعریف می کرد، می گفت:

"وقتی به پدرم گفتند سرطان داری، من از درون پاشیدم، پخش شده بودم کف اتاق و زار می زدم... ولی برای او این طور نبود. روزی که با مادر می رفتند بیمارستان برای جراحی من داشتم خون گریه می کردم، و برای اون دوتا مثل این بود که دارند می روند پارک...

به پدرم گفته بودند شما بیش از 5 سال هست که سرطان دارید ولی خودش را نشان نداده، چون خیلی قوی هستید." 

گفت: "بعد از عمل حدود 8 سانت از روده بزرگ پدر را برداشتند، وقتی رفت برای نمونه برداری گفتند هیچ اثری از سرطان نیست، آن قدر که حتی نیازی نیست پرتو درمانی کنی... نه خانی آمده، نه خانی رفته..."


و من مبهوت مانده بودم، گفتم: "چطور می شود این قدر قوی بود زهرا جان؟ چطور پدرت این قدر محکم هست؟"

گفت: "دقیق نمی دانم، ولی چیزهای دیگری برایش مهم هست، چیزهایی از جنس معنا، مثل ایمان، تعلق، عشق... آن قدر جاودانه که هیچ فقدانی حتی مرگ، نمی تواند نابودشان کند، که بی معنا شود..."


* عنوان این پست، نام کتابی است از ویکتور فرانکل، درباره خاطراتش از زندان های آلمان ها (اردوگاه آشویتس) در جنگ جهانی دوم، این که یک انسان زندانی را چه چیز زنده نگه می دارد، حتی وقتی همه موهای بدنش را هم از او می گیرند...

پ.ن. خودم یاد این نوشته ام افتادم :)

۷
۲۳ شهریور ۱۲:۲۳ بای پولار
دقیقا همین طوره. دقیقا...

:) اوهوم

۲۱ شهریور ۱۲:۰۲ گربه بنفش
چقدر قوی...

اوهوم :)

چقداین ادما جالبن

:) خیلی

چشام پر از اشک شد، قلبم پر از حس خوب... 
چقدر توی این واژه ها موج میزد ، ایمان، عشق ،تعلق ، امید...
فوق العاده بود... این ادمای قوی ، قلبشون دریاس ،سنگای زندگی اشفتشون نمیکنه...

:) آره دقیقا، دل دریا تعبیر فوق العادی بود ری را :)

۲۰ شهریور ۰۳:۴۳ ـــــ ققنوس ـــــ
باید کتاب خوبی باشه

من خوشم اومد :)

تاثیر گذار و زیبا

ممنونم :)

من بسیار بسیار تمرین کردم این حالت رو ولی خیلی سخته.. خیلی... به نظرم یه راه خوب برای رسیدن به این حالت تسلیم بودن در مقابل خداست. ولی هر وقت از این حربه استفاده میکنم بعدش دچار تردیدای جبر و اختیار میشم:| خلاصه داستانی میشه

درک می کنم چی میگی... خیلی پیچیده میشه

چقدر خوبه آدم همچین روحیه ای داشته باشه...

در حد آرزو و این هاست نگاری :)

۱۸ شهریور ۲۳:۱۰ جودی آبوت
چقدر آدم رو میبره تو فکر...

ممنون پریساجون🌹

اوهوم... عزیزی جودی جون :*

۱۸ شهریور ۲۳:۰۴ سید مهدی
امید و ایمان نفش بسیار زیادی در زندگی ما دارد...من بخاطر دارم که در اوج درد ایت الله مصطفوی هیچگاه ناله نکرد و ناشکری...از بزرگان باید یاد گرفت که همیشه توکل بخدا کرد و بس

ایمان مهمترین چیزیه که به زندگی معنا میده، حتی ایمان داشتن به خوبی، راستی، به خوب بودن یه نفر...

۱۸ شهریور ۲۱:۲۹ شاهین ام
من باید این کتابو بخونم.

حتما بخون :-)

۱۸ شهریور ۲۰:۰۹ هولدن کالفیلد
دلم میخواد یه کامنت در مورد حاشیه ی پست بدم، اما اهل به هم ریختن فضای پشت نیستم :|

خب کامنت رو بده دیگه هولدن :-) فضا بهم نمی ریزه :-)

چقدر خوبه آدم امیدوار باشه! شاید بی خیالی کلمه ی درستی نباشه اما آدم باید بی خیال باشه!
+کتابه رو خوندم. اما باید دوباره بخونم تا نکته برداری کنم!!! این کتابم توی کتابخونه بین کتابای دنیای سوفی و فلسفه ی زندگی قرار داره! 

واقعا برای ما اسمش بی خیالی یلدا، اسم درستش همون امید و روحیه و این حرفاست، ساده تر گرفتن زندکی است :-)

کتاب خوبیه، خیلی تحت تاثیر قرارم داده :-)

+++

:-)

نوشته ی خیلی جالبی بود :) دلم میخواد ادم هایی با این خصوصیات اخلاقی و سبک زندگی شون رو از نزدیک ببینم...
معرفی و توصیف کتاب هم خیلی عالی بود :) ممنون...:)

من هم دوست دارم زهرا، که با یکی شون دوست باشم و بیاموزم ازش :-)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۲)
زندگی بهتر (۶۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۸۹)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۷)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۵۲)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
کودک نوپا
دوازده ماه در یک قاب
اشرف مخلوقات :)
جام جهانی چشمات :*
مساحت در برابر عمق :-)
لیل و لیلة
شامی* :)
اجی مجی لاترجی
روز از نو...
خواهرانه :-)
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
خواهرانه :-)
کوچولو بیا*
خسته نباشید...
یکی بود، یکی نبود
بد غذا :-)
ارزش
خطای شناختی :-|
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
لالایی لیلی :)
مادرانگی :)
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
پسر یا دختر! مسئله این است...
دوبله وسط :-)
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
سه و چهار :-)
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان