باقالی پلو با ژله :-|

حقیقتاً این ایده قدیمی که به خانم باردار اصرار کنید شما الان دو نفری، پس باید به اندازه دو نفر غذا بخوری، همان قدر اشتباه است که شما چون الان مادری و بهشت زیر پای مادران است، باید همه چی را تحمل کنی و دم نزنی :-|

۱۷
۱۴ فروردين ۲۰:۳۶ آقاگل ‌‌
عنوان! واقعا باقالی پلو رو با ژله خوردید؟ میشه مگه؟ مثلا ژله میریزی روی باقالی پلو بخوری؟ تصورش هم آزارم میده. :|
خاله ی من به اندازه ی دو نفر که نه! ولی به اندازه سه نفر میخورد :)
دوران دانشجوییم کاشان بودم. سال دوم من بود خاله ام تازه حامله شده بود. یادمه هروقت میرفتم خونه شون به من و شوهر خاله میگفت اگه سیر شدید زور زوری نخورید بدید من بخورم گشنمه :d

:-)


نه خب، باقالی پلو با ژله یه اصطلاح بامزه است برای موقعی که برای شام عروسی میری، و شام سلف سرویسی است، معمولاً در چنان مواردی چون همه چیز را با هم میریزی تو بشقاب، آخرش انگار داری باقالی پلو رو با ژله می خوری :دی

سلام عزیزم 
سالهای چیش وقتی یک خانوم باردار به شدت وحشتناکی وزن اضافه می کردولی الان دکترها واقعا روی این موضوع حساس اند و الان اغلب خانوم های باردار به هیکل خوشون اهمیت می دهند و الکی وزن اضافه نمی کنند 
اما تو مواظب لیلی باش ..:) 
الزاما بهشت متغلق به تمام مادرها نیست ..
جهنم پر از ادم است
 //خیلی هم بدجنس ام :))

جهنم هم پر از مادرهاست :_))))))))))))))))))))

۱۳ فروردين ۱۱:۲۹ پـامـ ـوک
عزیزم. من فکر می کنم برای رژیم غذایی توی این دوران با دکترت مشورت کنی بهتر باشه. ماشالا اطرافیان همیشه صاحب نظرن!! 

آره صاحب نظرهای الکی :) خب از هفته 13 به بعد من برنامه غذایی گرفتم از یک متخصص تغذیه، برای همینه که میگم چرت میگن که باید اندازه دو نفر بخوری :-))))))

الان که موقعیت خوبیه کلی میتونی بهونه گیری کنی و هرچی دلت میخاد واست بخرن

خب من هر موقع دیگه هم هر چی می خواستم یا خودم می خریدم یا برایم می خریدن :) الان هم مثل اون موقع ها :)

۱۲ فروردين ۱۵:۰۲ ئه وینار ...
این حرف به همون اندازه دوست نداشتنی است که وقتی تا کمر خم میشی جلو دست مهمون و منتظری شیرینی برداره با نهایت لوس بودن هی میپرسه از کدوم بردارم خوشمزه تره؟ :/

چه تشبیهی کردی ::-)

۱۲ فروردين ۱۰:۵۶ مونا نِوِشته
نه، اولین بازه که میشنوم چنین استدلالی رو :| 
به نظر من این فقط استعاره است، برای نشون دادن درجه خوبی و فداکاری و مقام مادرها :) حالا میگی یک سری بنده پیدا شده‌اند بخاطر اینکه خدا وعده بهشت رو به مامان ها داده میخواهند توجیه کنند که چرا باید سختی بکشند توی دنیا؟ وا!

میدونی اصلا چیه پریسا جانم، مشکل این استدلال‌ها اینه که اگر p -> q در دنیا هست، یک عده پیدا میشوند اصرار کنند که حتما q -> p! چرا این رو میگم؟ چون تو اول یه آدم معمولی هستی برای خودت، بعد مامان میشی، توی همین مامان شدن چقدر تغییر درونی برایت اتفاق میفته؟ چقدر نقش و مسئولیت جدید می‌گیری؟ چقدر دنیایت رنگ به رنگ میشه؟ همه‌اش منشااش خودت بودی خب، همون آدم معمولی اولی.. و همه این تغییرات و مهر و محبتی که به خاطر نگهداری و مراقب و تربیت این کوجولو به خرج دادی از تو مادر میسازه، پس مادر یک برچسب نیست، نتیجه‌ی یک عمر عاشقانه زندگی کردن و محبت ریختن به پای بچه‌ات میشه، و اون نتیجه هیچوقت کمتر از این نمیشه که اگر بهشت بهترین چیز ممکن باشه، به تو تغلق نداشته باشه :) و البته انسانهایی درخواهند آمد که بگویند اینقدر محبت کمه اگر بخواهی مادر خوبی باشی و فلان و بهمان، ولی در هرحال یادت نره سرچشمه همه چی همون آدم معمولی اولی است :*

خیلییییییییییییییییییییییییی ممنونم مونا جونم :*

انگار یه نفری واقعاً من را درک کرد، این کامنت را به عنوان کامنت برگزیده سال انتخاب می کنم :)

۱۱ فروردين ۱۸:۳۸ گیره 📎📎
میخان بترکونن آدمو
مگه اون چقد معده داره ک جای دو نفر بخوریم خخ

اینو بگو :)

۱۱ فروردين ۱۴:۴۹ نار خاتون
من نمیدونم چقد دوست داری و میتونی بخوری ولی لیلی باید تپل باشه:))

:))))))))))) وای خدا، نمی دونی چقدر خندیدم با این کامنتت :*

۱۱ فروردين ۱۲:۱۰ بانوچـ ـه
حالا اگه واقعا هم اینطور باشه دیگه کلیشه َس یه جوری با اعصاب آدم بازی میکنه :دی

:) خب واقعاً این طور نیست، بچه تقریبا روزی 300 کالری اضافه نیاز داره که خیلی راحت به دست میاد، بقیه اش میشه اضافه وزن :-)))))))))) حالا باز اگه آدم خودش تپلو باشه و اشتها داشته باشه برای اون همه اضافه وزن به نظر من مشکلی نیست، ولی در موارد دیگه که داره به اندازه می خوره اصرار مردم خیلی روی اعصاب است :-|

۱۱ فروردين ۱۱:۲۶ مترسک ‌‌
جداً عرضی در این خصوص ندارم (!) اما فقط اومدم یه عرض ارادتی خدمت لیلی‌مون و مامانش داشته باشم، همین D:

ممنونم ازت مترسک :) ما هم عرض ارادت :)

۱۱ فروردين ۱۱:۰۵ پـامـ ـوک
دختر خاله باردار من پرخوری هاشو این جوری توجیه می کرد همیشه. الانم بچه اش فوق العاده شکموست :)))

من دیشب که کلاً نتونستم بخوابم، اونقدر حالم بد شده بود، صبح هم کسل و داغون بیدار شدم :-( تا من باشم دیگه گول نخورم و هی بخور، بخور... الان چه کنم؟ :'(

خب غذا می ره تو یک معده، هضم می شه. نه دو تا :دی

چه توجیه خوبی بود سیف :-) استفاده می کنم ازش:-)

۱۱ فروردين ۰۰:۰۵ مونا نِوِشته
چی؟ چی شد ارتباط بهشت و تحمل؟ من نفهمیدم :| وعده‌ی سر خرمن میدند یعنی؟!
حتی اینکه قراره یک روز مادر بشی پس اینطور و اونطور باش هم بسی اشتباه است! :||

خب نشنیدی هی میگن اگه حالت بده، اشکال نداره چون بهشت زیر پای مادران است و باید سختی بکشی و تحمل کنی و اینا... ؟

خیلی زیاد برخورد داشتم با این مورد مونا :-|

مورد دوم که گفتی عالی بود و صد در صد موافقم :-)

۱۰ فروردين ۲۳:۵۰ فیلو سوفیا
پس برو خدا رو شکر کن که دوتایی، مامان من ۳ تا بود یه زمانی;)

طفلک مامانت :*

جوابش اینه که نفر دوم از الان تا سه ماهگی فقط شیر تناول میفرمان، باقالی پلو با شیر که نمیخواید بخورم ایشالا:))

باقالی پلو با سرشیر :-))))))))

۱۰ فروردين ۲۳:۲۳ بانوی عاشق
والا من الان نصف قبل بارداریمم نمیخورم😥
ولی سعی میکنم همه چی بخورم😉

وعده های سبک مقوی، در تعداد زیاد :-)

۱۰ فروردين ۲۳:۱۷ یا فاطمة الزهراء
:)))

بله بله باید بیشتر از دو نفر بخوری  :دی

چقدر خندیدم فاطمه، عالی بود :-))))

۱۰ فروردين ۲۳:۱۷ 💖 miss fatemeh 💖
آخ جان من اولین کامنت بودم ^^

ای جانم :-)

۱۰ فروردين ۲۳:۱۶ 💖 miss fatemeh 💖
چه تشبیهـــــــی *___*

خیلی نزدیک واقعیت بود :-)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۶)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۲۴)
زندگی بهتر (۵۶)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۱۷)
صابرانه (۴۰)
از این روزها (۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۵)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۳۵)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
کودک یاری :-)
لاله
بدخوابی :-(
لباس بچه :)
جان پناه
مهر مادری...
تو لیلی شو* :)
مهلا و لیلی*
شاخک :-|
شیرخوارگی :)
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
یکی بود، یکی نبود
دوبله وسط :-)
حیوان ناطق
اشک و لبخند
توقع
خطای شناختی :-|
پذیرش :-|
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
شفایافتگان
مادر شوهر
مادرانگی :)
دوبله وسط :-)
لیلی، نام دیگر عشق است...
لیلی، مثلِ پری
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
تیرمن
خاطرات روزانه
دامن گلدار اسپی
جولیک
سرو روان
هیولای درون
سکانس های توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
بابا لنگ دراز
یک آشنا
ذهن زیبای یلدا
یک مترسک
لافکادیو
جادوگر آئورا
آنای خیابان وانیلا
Begin Again
گاه نوشت های یک "من"
آقاگل ملت
بای پولار
وایسیـ ورسا
این روزهای من
بهار پاتریکیان
سیناپس های نارنجی
غرور شکسته
فیلوسوفیا
فیش نگار
نارخاتون
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان