ما و مادران ما...

به سمانه گفتم: ما رو نگاه کن سمان، شدیم عین مادرهایمان :-) درباره بچه هایمان صحبت می کنیم، بزرگ می شوند، می بریمشان پارک، یاد می گیرند راه بروند، بدوند، حرف بزنند... و یک روز عین مادرهایمان نشسته ایم دم مدرسه با مادرهای بچه های دیگر حرف می زنیم تا امتحان تمام شود و برگردیم خانه...


رفته بودیم برای واکسن چهارماهگی جگرگوشه، مسئول واکسن من را با نام صابر صدا زد: "خانم... یه شماره تماس می دهید؟" یک هو پرت شدم توی همه سال هایی که مادرم با فامیلی من صدا زده می شد...


پ.ن. گفته شده به یه بچه فلاپی دیسک رو نشان دادند، با تعجب گفته: اوه! از آیکن save، پرینت سه بعدی گرفتی؟

۱۲
۰۳ آبان ۰۹:۳۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
زندگی به کام باشه همیشه:-))
من خودم تازگی ها فهمیدم پرینت سه بعدی چیه! :-)))))))))

تو خودت نسل بعدی هستی‌:)

۰۲ آبان ۱۷:۲۳ ام اسی خوشبخت
زندگی با همین سرعت جریان دارد :)

هی زندگی :)

۰۲ آبان ۱۷:۰۴ پسر مشرقی
زندگی همینه...

هی روزگار :)

۰۲ آبان ۰۸:۰۳ مهدی اسماعیل زاده

ﯾﮏ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ" ﺳﺮ" ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﯽ" ﻣﻐﺰ "ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ، ""ﻓﻮﺭﺍ ﻣﺸﺘﻌﻞ"" ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.  ﺍﺛﺮﺍﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﻌﺎﻝ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ """ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ """ﺑﺎﺷﺪ.

ﻫﻤﻪ ﻣﺎ "ﺳﺮ" ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ""ﻣﻐﺰ"" ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ.

ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ""ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸان "" ﻧﺪﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺗﯽ ﮔﺮﺍﻧﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ.

:) کنترل خشم و ایناست؟

۰۲ آبان ۰۴:۳۹ مترسک ‌‌
با لحن عادل فردوسی‌پور: چه می‌کنه این لیلی! ;)
پرینت سه‌بعدی آیکن سیو :))

:) می بینی دایی جان؟ بچه ها چقدر زود بزرگ میشن :)

۰۱ آبان ۲۱:۴۰ آقاگل ‌‌
با همین شیب 4 روز دیگه میبینی داره میره دانشگاه :)))

ای آقاگل :)

پریسا جان ^_^

عزیز دلم :*

۰۱ آبان ۲۰:۳۵ خانومی ...
عزیزم ، ماشالله زود داره بردگ‌میشه =))

آره می بینی خانومی؟‌:*

۰۱ آبان ۲۰:۱۷ فروردین دخت
ای جان :)

:)

۰۱ آبان ۲۰:۱۰ •✿ آرورا ✿•
مامان پری پ ن واقعیه؟؟ در این حد پیشرفت کردن؟؟؟

ان شاء الله توی لباس عروس ببینی لیلی خانومو :)

والا یه نقل قولی بود از موسس یه شرکتی به اسم idealab به اسم بیل گراس

https://en.wikipedia.org/wiki/Bill_Gross

مرسی خاله جون :*

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۲۹)
زندگی بهتر (۵۸)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۱۸)
صابرانه (۴۱)
از این روزها (۷۳)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۴۱)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
چه کنم؟
خرگوش می دود...
ارزش
full entertainment package
مجازی پر...
تجربی :-/
صندلی :-|
یلداف :-)
در جستجوی زمان از دست رفته...
کهنوج :-|
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
یکی بود، یکی نبود
ارزش
اشک و لبخند
حیوان ناطق
توقع
خطای شناختی :-|
دوبله وسط :-)
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
دوبله وسط :-)
لیلی، نام دیگر عشق است...
لیلی، مثلِ پری
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
شهاب الدین*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
تیرمن
خاطرات روزانه
دامن گلدار اسپی
جولیک
سرو روان
هیولای درون
سکانس های توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
بابا لنگ دراز
یک آشنا
ذهن زیبای یلدا
یک مترسک
لافکادیو
جادوگر آئورا
آنای خیابان وانیلا
Begin Again
گاه نوشت های یک "من"
آقاگل ملت
بای پولار
وایسیـ ورسا
این روزهای من
بهار پاتریکیان
سیناپس های نارنجی
غرور شکسته
فیلوسوفیا
فیش نگار
نارخاتون
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان