زیر گنبد کبود :-)

یکی از داستان‌هایی که گاهی برای لیلی تعریف می‌کنم،‌ از همان داستان‌های محبوب من که در کمال کلاسیک بودن همه‌شان با "یکی بود، یکی نبود" شروع می‌شوند و در کمال reality شخصیت اصلی‌شان خود خود لیلی است،‌ این است که لیلی یک روزی بیدار می‌شود و می‌بیند که مامان پریسا هنوز خواب است،‌ بعد از همه تلاش‌هایش برای بازی با رودی شال قرمزی، بانی وانی و شیرو در پایان حوصله‌اش سر می‌رود و تصمیم می‌گیرد که گریه کند تا مامان بیدار شود.

بعد مامان پریسا که غرق خواب است، در خواب می‌بیند که صدای گریه می‌آید از دور و هر چه تلاش می‌کند نمی‌فهمد که صدای گریه لیلی از کدام سمت می‌آید،‌ آن قدر می‌گردد و می‌گردد تا متوجه می‌شود که صدای گریه در خواب نیست و یک هو بیدار می‌شود و می‌بیند که لیلی دارد گریه می‌کند :دی


پ.ن. خودم که این داستان را تعریف می‌کنم یاد کتاب تفسیر خواب فروید می‌افتم :-|

۱۳
۱۱ آبان ۱۹:۳۲ پسر مشرقی
خیلی وقتا منم دنیای اطرافم ادغام می شه توی خوابم. خصوصا اون اواخرش..

دقیقاْ دقیقاْ آخرهایش :)

۰۶ آبان ۱۳:۳۹ مهدی صالح پور
ایده فیلم کوتاهه حتی!

نه دیگه در اون حد :)))) ولی حال کردم با کامنتتون :)

۰۵ آبان ۱۶:۴۰ ماهی کوچولو
واااای :))
بزرگ شد حتما براش تعریف کن بخنده

:)))))))‌ببین تا اون موقع چه داستان هایی بسازم :)

۰۵ آبان ۱۴:۵۳ yalda shirazi
:)))))))

:))))))))

۰۵ آبان ۰۶:۳۴ آقاگل ‌‌
:))
بانی وانی کدومشونه؟
سلام ما رو به محضر لیلی و شیرو برسونید. ^_^

اون خرگوشه :) یه خرگوش داره مهلا بهش داده اسم عروسکه بود وانیا، گفتم بانی وانی اسم خوبیه برایش :)

مرسی مرسی مرسی :)

۰۵ آبان ۰۰:۴۹ مترسک ‌‌
امان از دست این خواهرزاده 3>

هی دایی جان،‌ هی دایی جان، هی...

۰۵ آبان ۰۰:۰۶ فروردین دخت
چه مامان ماهی داره لیلی :)

دختر گلیه لیلی :)

(((: عکسای لیلیو میبینم تواینستا (((: اینقد شیرینه ** دلم میخواد محکم ماچش کنم
((*! لالایی چی میخونی براش پریسا؟

خودم هم هر روز این قدر ماچش می کنم می ترسم یه هو تموم بشه :))))))

یه لالایی من در آوردی :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۱)
زندگی بهتر (۶۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۱۹)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۸۷)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۷)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۵۰)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
امن‌سازی
ابهام
بد غذا :-)
خسته نباشید...
کتاب کودک :)
کارگاه مادر و کودک :)
مثل گورخر :)
هر چه بیشتر، بهتر :-|
خارها گل می شود :-)
پیری* و هزار دردسر :)
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خسته نباشید...
ارزش
یکی بود، یکی نبود
بد غذا :-)
دوبله وسط :-)
اشک و لبخند
توقع
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
لالایی لیلی :)
دوبله وسط :-)
لیلی، نام دیگر عشق است...
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان