تجربی :-/

دکتر بعد از کلافگی از سوالات من که همین طور الکی با جواب ایشان قانع نشده و نیاز به دلایل مستدل داشتم، خطاب به صابر:

این خانمت همیشه این قدر بحث می کنه؟ :-؟

صابر: آره :-|

دکتر: پس خدا به دادت برسه :-/


دوست داشتم بهش می گفتم که برو گم شو بابا، حیف که این قدر در مجموع صحبت ها بهم برخورده بود (وارد تله بی ارزشی شده بودم شاید...) که می خواستم در لحظه مطب رو ترک کرده و هیچ وقت دیگر دکتر گرانقدر را رویت نکنم :-(

من را یاد مربی آموزش رانندگی ام می اندازه، وقتی که می گفت شما که رشته ات ریاضیه چرا بلد نیستی رانندگی کنی؟ :-/

۱۳
۱۰ دی ۲۰:۰۲ مسعود
سلام ..نمی دونم چقدر دیره ولی دختر دار شدنتون مبارک . برای پدرها بهترین حس دنیا داشتن دختره .

ممنونم 😊😊😊😊😊😊

۰۹ دی ۱۶:۴۳ مهدی صالح پور
واقعا شما که رشته ت ریاضی بود چرا رانندگی بلد نبودی؟! :)))

سوال خیلی مهمیه 😁

۰۹ دی ۱۳:۳۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
مربی رانندگی من یه خانوم ناز و صبوری بود که برای خود من سوال شده بود که چجوری تحمل میکنه که منو از ماشین پرت نکنه بیرون D:

خانوم ها این طورین اکثرا 😋😋😋😋

۰۸ دی ۱۷:۰۸ خانومی ...
اکثر مرد های مربی موجودات بسیار عقده ای هستن ...
من یه جلسه با یه آقا ی مربی رفتم تعلیم رانندگی اینقدر تخریب کرد منو که آخرش دلم میخواست با پوشه م بزنم توی دهنش. 

کار خوبی میکردی 😉

۰۸ دی ۱۶:۳۷ yalda shirazi
اومدم بگم نمیشه عوضش کرد که دیدم توی کامنتا گفتین. به نظرم اگر میشه عوضش کنین. من خودمم به شخصه خوش رویی و همین توضیح دقیق برام مهمه. لااقل میشه یه دکتر دیگه رو تست کرد، نمیشه؟

چرا یلدا دارم به همین فکر میکنم 😊

۰۸ دی ۱۵:۲۲ ام اسی خوشبخت
لایک به کامنت جناب جولیک. کاش بعدش میگرفتن, حیف.

 یاد اون پست شما افتادم اصلا 😑

۰۸ دی ۱۴:۳۸ Tamana .....
بحث دوس😆

 me too 😀

۰۸ دی ۱۲:۱۴ جو لیک
حیف که ویزیتو اولش از آدم میگیرن:/

دقیقا :-) 

۰۸ دی ۱۰:۴۹ میرزاده خاتون
عزیزم :) لیلی جون خوبه؟ 
پزشکهای اطفال چون خیلی مسائل برای خودشون بدیهیه فکر می کنن برای مردم هم باید همینطور باشه. حالا حجم کاری و خستگی و این چیزها هم مزید بر علت می شه که حوصله توضیح دادن رو نداشته باشن.

مرسی هدیه جانم :-) خوبه

خب من دکتر با حوصله میخوام، معمولا هم اگه باحوصله نباشند دیگه پیششون نمیرم :-/ این یکی هم موندم تو دوراهی، وگرنه اصلا نمی رفتم پیشش هر چقدر کارش خوب باشه 

۰۸ دی ۰۵:۵۴ مترسک ‌‌
مثل این مسوول ما که معتقده من چون حقوق خوندم باید از نامه‌های بی‌سروته نظامی سر در بیارم!
داداچ! من درس حقوق خوندم و نه درس نامه‌هایی که سر تا پاشون شعاره و چیزی قرار نیست ازشون در بیاد :|

آره دقیقا به همون بی ربطی :-)

۰۸ دی ۰۲:۰۷ yalda shirazi
من رفتم دکتر همون اول که وارد شدم ازم میزان تحصیلات و رشته ام رو پرسید. بعد من از قبل راجع به بیماریم و علایمش سرچ کرده بودم و اطلاع خوبی داشتم.
رفتم میگم دکتر مشکل من فلان چیزه؟ میگه نه فلان بیماریه (که میشه دقیقا عکس این بیماری که من حدس میزدم.) بعد میگم خو دکتر طبق علایم و ... من قاعدتا باید بیماری شماره یک رو داشته باشم. میگفت نه. گفتم بابا من خوندم و این علایم حاصل اینه. 
گفت ببین بدن و بیماری و اینا صفر و یکی نیست! مهندسی و ریاضی وار نیست که بگی حالا که علایم اینه بیماری هم باید حتما همین باشه! این بیماری این شکلیه! علایمشون قاتیه خلاصه!
اونجا بود که فهمیدم هر علمی جایگاه خاص خودش رو داره ونمیشه جا به جاشون کرد و طبق نظریه های یه علم، راجع به علمی دیگه نظر داد!

*اگه کلا متوجه نشدین چی میگم و چیزایی که گفتم ربطی به متن نداره معذرت میخوام! خوابم میاد نمیدونم دارم چی مینویسم! احساس میکنم خیلی قر و قاتی گفتم!

یلدا جانم ممنونم که تجربه ات رو باهام به اشتراک گذاشتی، واقعیت لحن صحبت، انتخاب کلمات و رفتارش نامناسب است، فقط این نیست که نخواد یا حوصله بحث نداشته باشه، گرچه در تخصص اطفال باید با مادر و پدر خوب رفتار کنی، کی بهتر از مادر جانش برای بچه در میره؟


همیشه طوری با آدم برخورد می کنه انگار من قاتل لیلی ام، اون ناجیه :-/

۰۸ دی ۰۱:۴۵ یک آشنا
برخی آدم ها
هیچ فرقی نمی کند که دکتر باشند یا بی سواد - اصولا بی منطق هستند و هیچ رقمه نمی شود ازشان انتظار منطق داشت
در مواجه با این آدم ها خیلی رک باید گفت بحث فایده نداره وقتی منطقی در کار نیست

می دونی آشنا چرا این قدر بدم اومد ازش؟ چون خیلی تحقیر می کنه و سر کوفت می زنه، دکتر لیلی است و این بار اولش نبود... همه اش احساس می کنم با شرایط رفلاکس لیلی عوضش کنم یا نه؟


برا همین دست به عصا شدم، اگه دکتر خودم بود اصلا مهم نبود، تف به رویش می انداختم و می گفتم بره گم بشه، ولی الان دل آشوبم  نمی دونم برم یه دکتر دیگه؟ دوباره ماه بعد اخلاق گند این حضرت آقا رو تحمل کنم؟ چه کنم؟ :-(

۰۷ دی ۲۳:۱۱ آقاگل ‌‌
مثلاً اگه یکی رشته‌اش تجربی بود رانندگیش بد میشه؟ :/
.
من بودم یکی از همون چوب بستنیاش بر می‌داشتم فرو می‌کردم تو گردنش :)

آقاگل باید یه مجموعه از کامنت های شما درست کنم :-)))) دیشب اینقدر خندیدم اشک از چشم هایم سرازیر شد :-)

۰۷ دی ۲۳:۰۲ بهارنارنج :)
مربی رانندگی فقط مربی خودم..خداخیرش بده:دی

اره,میگفتی ویزیت دادم دلم میخواد تا قرون اخرشو از حلقت بکشم.وظیفته جواب بده:)))

بهترین جواب ممکن، حقش همین جواب بود، دکتر پررو :-/

۰۷ دی ۲۲:۵۸ خانومی ...
استدلال مربی رانندگی ت واقعا دیگه ته استدلال هست :|||

خیلی داغون بود خانومی، می گفت شما که ریاضی خوندی باید بلد باشی از بین دو خط حرکت کنی :-///// الان انگار همه رانندگی همونه، گاز و کلاچ و ... همه اش کشک...


من هم اون موقع سال اول دانشگاه بودم، کلی باد کرده بودم که مهندسی برق قبول شدم و رانندگی یاد می گیرم و ... اون قدر سرم داد کشید مردک که اون تابستون به بدترین تابستان عمرم تبدیل شد و تا مدت ها از رانندگی گریزان بودم :-/ فوبیا گرفته بودم حتی، وقتی می نشستم احساس خنگی می کردم...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۳)
زندگی بهتر (۶۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۹۲)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۷)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۵۳)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
اقتصاد ایران
می رقصم و می چرخم و...
let it go
همنوا
جان، لیلی لیلی
مژدگانی :)
کودک نوپا
دوازده ماه در یک قاب
اشرف مخلوقات :)
جام جهانی چشمات :*
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
همنوا
جان، لیلی لیلی
ارزش
یکی بود، یکی نبود
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
لالایی لیلی :)
مادر شوهر
مادرانگی :)
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان