کلسترول

دکتر لیلی بعد از این که با هم صلح کردیم*، خطاب به من:

باید چیزهایی به لیلی بدهی بخوره که برای من و شما خوب نیست و نباید زیاد بخوریم :-))) مثلاْ کره، ماست پرچرب، هر روز گوشت ماهیچه گوسفند،‌ دقیقا همان چیزی که ما بهش میگیم کلسترول که باعث میشه دانه دانه سلول های مغزش پر و پیمون بشه :)

مثلا نباید فکر کنی که پس میوه چی شد؟ پس فیبر چی شد؟ میوه و اینا به عنوان دسر،‌ اول اون چیزهایی که باعث میشه انرژی بگیره، وزن بگیره و قوی بشه، ویتامین و اینا که توی مولتی ویتامینش هست، نباید با اونها سیر بشه که مثلا سوپ گوشت اش رو نخوره...


حالا اگه لیلی شد شیرخوار چاق و کلسترولش رفت بالا دیگه دکتر مسوول است :دی


* با صابر قرار گذاشتیم که از کودک درون من حمایت کنیم، اولش دکتر گفت اول سوالاتت رو می پرسی یا لیلی را معاینه کنم؟ گفتم من دیگه سوالی ندارم، پشت چشمش رو نازک کرد و گفت تصمیم گرفتی سوال نپرسی دیگه؟ داشتم شانه بالا می انداختم که بله که صابر گفت که دفعه قبل ما انتظار نداشتیم از شما و هی ما گفتیم و هی اون گفت و ... در نهایت صلح کردیم :-) مخصوصاْ که از هفته قبل آنفولانزای عجیبی گرفته بود از یکی از بیمارهایش و یک هفته تمام بیمارستان،‌بخش آی سی یو بستری بود تا مرز مرگ... می گفت باید اطلاع رسانی کنند چون الان آنفولانزا اپیدمی شده و اگه مردم بدونند بیشتر رعایت می کنند. 

حالا من اطلاع رسانی می کنم، می گفت که اگه در جاهای شلوغ و پر رفت و آمد زیاد تردد می کنید حتما واکسن آنفولانزا بزنید، چون حداقل انواع کشنده اش رو نمی گیرید و اصلاْ چیز شوخی برداری نیست و واقعاْ خطر مرگ داره :-| و در این همه سال که طبابت کرده هر سال حداقل چند مورد خانواده هایی رو دیده که جگرگوشه شان را بر اثر آنفولانزا از دست دادند.

۱۴
:))))))

:)

۰۷ بهمن ۱۱:۲۴ گندم بانو
چقد زود گذشت!!!! اون همه طول کشید تا به دنیا بیاد که! حالا به این زودی گوشت خور شده! عززززیزم ^__^

آره واقعا گندم خودم هم به این فکر می کنم گاهی که چقدر طول کشید تا به دنیا بیاد،‌چقدر هفته شمردم،‌چقدر روز شمردم ولی الان چطوری می گذره مثل برق و باد...

۰۷ بهمن ۱۰:۴۰ پـــــر ی
نه بابا بچه چیزیش نمیشه چون به شدت به اینا نیاز داره. خواهر منم همش از این چیزا به بچه اش می داد ولی خب کره و اینا رو براساس نظر دکتر تغذیه با احتساب گرم و این حرفا (یعنی خیلی جزیی) میداد بخوره. 
باید دقیق باشی. نه زیاده روی کنی نه اینکه کم بهش بدی.

چشم توصیه خوبی بود :) روی برنامه ایم الان :) 

۰۷ بهمن ۱۰:۳۲ مهدی صالح پور
اعتماد به دکترها سخت شده؛ وقتی بهت میگه فلان کار رو بکن، شک می‌کنی که واقعا داره درست میشه؟ سرچ میکنی اینترنت... یه سری تناقض ها می بینی. از دیگران پرس‌وجو میکنی، یه سری فکت متناقص دیگه می‌گیری...

من که خیلی به پزشکان بی اعتمادم.

من هم همین طورم ولی سخته بدون اعتماد... آدم به یه جایی می رسه که باید بگذره از یه چیزی بالاخره

۰۷ بهمن ۰۸:۳۲ جناب دچار
دقت کردی پستات بدون ذکر اسم صابر
انگار یه چیزی کم دارن؟ :)

بدون صابر خودم هم یه چیزی کم دارم دیگه :)

۰۶ بهمن ۱۳:۵۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خب بذارین بچه بخوره قوی بشه دیگه! آ قربونش برم من^_^
من نوزاد که بودم خیلی تپلی بودم با شیر مامانم سیر نمی شدم، مامانم زودتر از موعد غذا داده بود بهم دکتر کلی دعوا کرده بود که این هنوز سیر نمیشه اینقدری شده؟! :|

ای جون دلم حورا تپل مپلی :)‌ چه خوردنی بودی پس :)

۰۶ بهمن ۱۲:۵۰ ام شهرآشوب
ما که آقامون میگه از حالا شیرخشک بخور بچه تپلی بشه! 
ینی دوست داره لپ از بچه بچکه!

خیلی این عبارت رو دوست داشتم: لپ از بچه بچکه :))))))

اومدیم و خانواده گیاهخوار بودن اونوخ تکلیف چیه؟ عح:-/

گیاه های تپل کننده بدن به بچه، مثلا روغن های گیاهی و اینا :) جرات داری بیا این رو به دکتر لیلی بگو :))))))))

۰۶ بهمن ۱۱:۳۱ بانوچـ ـه
بذار تپل بشه خب دوست داریم ما :دی

ما در راستای تپلی لیلی گام برمی داریم :)

۰۶ بهمن ۱۱:۱۸ ام اسی خوشبخت
حتی اگه تپل هم بشه اشکال نداره, من بچگیام توپ گرد بودم, الان 15 کیلو کمبود وزن دارم, کلا معادلات پزشکی رو بردم زیر سوال.
نوش جانش, گوشت بشه به تنش :)
آنفولانزا خطرناکه, خصوصا امسال بخاطر خشکی هوا شیوع بیماری ها بیشتر شده.
ان شالله همیشه در پناه حق سالم و سلامت باشید :)

ای عزیزم چه تپلویی بودی پس :)

مرسی :)
واقعاْ خطرناکه من خودم هم باورم نمی شد :-|

۰۶ بهمن ۱۱:۰۸ یا فاطمة الزهراء
امسال به من به زووووووووووووووور هفته آخر تابستون واکسن آنفولانزا زدن هیچ وقت در زندگیم آنفولانزا نگرفتم هاااا نمیدونم فازشون چی بود :)))))))) ولی خب ظاهرا کار خوبی کردن چون من با نیم درجه تب هم تشنج میکنم البته هیچ وقت تشنجم نکردم و احتمالات بیان شده توسط یک دکتر فوق العاده محتاطه !

چه کار خوبی کردن که بهت واکسن اش رو زدن، دکتر می گفت همه بروید بزنید،‌اگه نزدید :-|

۰۶ بهمن ۱۱:۰۷ آسـوکـآ آآ
خدا حفظش کنه بانو :)

ممنونم :)

۰۶ بهمن ۱۰:۱۲ محمد حسین آذربهرام
از دست دادین عزیز خیلی سخته!
خدا صبر بده به اون بازمانده هایی که عزیزانشونو در بیماری آنفولانرا از دست دادن

واقعا سخته،‌مخصوصا که آدم به نظرش خیلی هم جدی نباید باشه

۰۶ بهمن ۰۸:۰۱ مترسک ‌‌
یعنی دوست دارم صحنه گوشت خوردنش رو ببینم قیافه‌اش چه شکلی می‌شه :)) 3>

گوشت خیلی دوست داره،‌ گوشت گوسفند خیلی بیشتر از مرغ :)

۰۶ بهمن ۰۷:۳۳ آقاگل ‌‌
ماشالله. لیلی اینقدر بزرگ شده که می‌تونه گوشت هم بخوره پس (:-)

گوشت،‌ماست، مرغ، پلو،‌چلو :))))))) ولی همه اش با گوشت کوب کوبیده میشه و میشه شکل سوپ :-|

۰۶ بهمن ۰۱:۲۲ ابوالفضل ;)
ای جانم لیلی جانمان بخوره چاق بشه چله بشه 😊

أنفولانزا اینقدر خطریه؟ یه کم زیاده روی نکرده دکتره؟!

والا خودش بستری بود یه هفته تو آی سی یو :-| خیلی شوک شدم من

۰۵ بهمن ۲۳:۰۵ بهارنارنج :)
یکی از تفربحات من دیدن عکسای لیلی:))

عزیزم :*

۰۵ بهمن ۲۳:۰۵ دست نویس
مواظب خودتون باشید، انفولانزا خطرناکه :)
موفق باشید

آره واقعا خطرناکه :-(

۰۵ بهمن ۲۳:۰۴ بهارنارنج :)
وای چه وحشتناک🙁🙁خدا بخیرکنه

این آنفولانزا اخیر انگار شوخی نداره، رفته بودم پیش جراح فک و صورت برای دندون عقل، منشی گفت دکتر رفته واکسن آنفولانزا بزنه :-|

۰۵ بهمن ۲۳:۰۱ خانومی ...
لیلی که همین الانش خوردنی تپل مپل بشه که دیگه هیچی =)))

به قول ام شهر آشوب قراره ازش لپ بچکه به زودی :))))))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۱)
زندگی بهتر (۵۹)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۱۹)
صابرانه (۴۲)
از این روزها (۷۷)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۴۳)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
trend
ملغمه :)
نهفت*
حرفه‌ای گری :-|
نگران غمزده نباش!
مهر مهلا :-)
چه پسر گلی...
مدیریت بحران
کلسترول
گاه اندوه من
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
یکی بود، یکی نبود
ارزش
اشک و لبخند
توقع
حیوان ناطق
خطای شناختی :-|
دوبله وسط :-)
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
دوبله وسط :-)
لیلی، نام دیگر عشق است...
لیلی، مثلِ پری
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
تیرمن
خاطرات روزانه
دامن گلدار اسپی
جولیک
سرو روان
هیولای درون
سکانس های توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
بابا لنگ دراز
یک آشنا
ذهن زیبای یلدا
یک مترسک
لافکادیو
جادوگر آئورا
آنای خیابان وانیلا
Begin Again
گاه نوشت های یک "من"
آقاگل ملت
بای پولار
وایسیـ ورسا
این روزهای من
بهار پاتریکیان
سیناپس های نارنجی
غرور شکسته
فیلوسوفیا
فیش نگار
نارخاتون
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان