لطفاً مرا نخوابان :-)

آدمی گاهی تصمیم های سختی در زندگی می گیرد، مثلاً تصمیم می گیرد به توانایی بالقوه جگرگوشه برای خواباندن خودش در فاصله شش تا هفت ماهگی احترام گذاشته و آن را بالفعل کند. 

بعد در حالی که جوجه آموخته که خودش بخوابد (در حالی که در شرایط امن تخت خودش یا مشابه آن قرار بگیرد) با جوجه می رود سفر و در مقابل چشمان گرد شده فامیل وقتی می گویند: یعنی چی که خودش می خوابد؟ برو بخوابونش دیگه...

باید شعبده بازی کند و نشان دهد که جوجه می تواند خودش بخوابد و اگر زیاد در بغل بگیری و راه بروی که بخوابد، بی تابی می کند و هی خودش را تاب می دهد که لطفاً مرا نخوابان و بگذار توی جایم که بخوابم :دی

و گاه که اجی مجی لاترجی هایش جواب نمی دهد، کم می آورد و توی دلش آرزو می کند کاش راهی بلد بود برای خواباندن جوجه... 

۱۱
۱۱ فروردين ۲۲:۴۲ مونا نِوِشته
و اینطور است که رابطه مادر و فرزندی در طول تاریخ و به تعداد آدمهایی که به دنیا میان هربار طور دیگری تعریف و متولد میشه :) آدم انتظار داره کسی که چهار تا بچه رو بزرگ کرده مو لای پیشنهاداتش نره، ولی میبینی جوجه‌ای بدنیا آمده در همین عصر مدرن و پست مدرن ما، از یک مادر مدرن/پست مدرن و در نتیجه خودشون با خوابوندنِ خودشون کنار میان :))

یعنی هیچ کدوم از قدیمی ها متدهای تربیتی من را نمی پسندن :))))))))

۰۹ فروردين ۱۹:۴۰ نیوشا یعقوبی
روایت داریم منم اگه بغلم میکردن عمراااااااا نمیخوابیدم یا باید میذاشتن رو تختم یا رو شکمشون :دی

عزیززززم :) رو شکم خیلی خوب بود :*

بذارید رو پا خودش وایسه

بله بله در همین راستا هستیم :)

۰۷ فروردين ۲۰:۵۳ مترسک ‌‌
کم کم داره کلکسیون عجایب لیلی تکمیل می‌شه ها :))

عید هم تمام شد ها، ما منتظر به روزرسانی وبلاگ شما هستیم :)

۰۷ فروردين ۱۹:۲۰ مستر صفری
بله دیگه یه درس بچه داری برای ایندم فرا گرفتم:))
بچه باید خودش بخواد بخوابه، تا خودش بخوابه ولی با زور مگه میشه بخابونش:)

بیشتر به خانمتون ربط داره ولی، مگه این که شما هم به همون اندازه با بچه در ارتباط باشید :)

می دونی واقعیت این نیست که بخواد بخوابه یا نه، مساله اینه که یادش نره که بلد بوده خودش رو بخوابونه :) چون ما اکثرا نی نی ها رو به روش های دیگری برا خوابوندن عادت میدیم و این مهارت رو از دست میدن،‌اون وقت تو سه چهار سالگی دو باره می خواهیم یادشون بدیم که سخته

۰۷ فروردين ۰۹:۰۰ بهارنارنج :)
منم مثل لیلی بودم😁

سمیرای مستقل :*

۰۷ فروردين ۰۲:۰۵ ملکه بانو
آفریییییییییییین. احسنت داری!! یه لایک بزرگ از من گرفتی.
من که همچنان مدت ها پیش بچه ها دراز می کشم تا بخوابن

آخ جون یه لایک خوب از یه مامان مهربون :*

۰۷ فروردين ۰۱:۱۳ آقاگل ‌‌
یادم به زمانی افتاد که برادرا کوچک بودن و یه وقتایی خوابوندنشون به عهده منم بود. در حد همون پیش پیش لالا ردن با پشتی بلد بودم ولی. :))

همین پیش پای شما لیلی را خوابوندم،‌ گذاشتم توی تختش که بخوابه :)

به به! لیلی مستقل!!!

از قدیم گفتن بذارین بچه رو پای خودش بزرگ بشه :دی 

۰۷ فروردين ۰۰:۲۱ ام اسی خوشبخت
چه جوجه نازنین و زرنگی که خودش خودش رو میخوابونه :)

جوجوی مامانه :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۱)
زندگی بهتر (۶۰)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۱۹)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۸۴)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۷)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۴۸)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
پیری* و هزار دردسر :)
سوراخ :-)
چندان داغ به نظر نمی‌رسد :)
بهینه سازی مصرف آب :-)
دمبل*
فردای تعطیلات :-)
حباب
لطفاً مرا نخوابان :-)
اشتباهی
سال سال این چند سال...
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
یکی بود، یکی نبود
ارزش
توقع
اشک و لبخند
دوبله وسط :-)
حیوان ناطق
خطای شناختی :-|
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
لالایی لیلی :)
دوبله وسط :-)
لیلی، نام دیگر عشق است...
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
سه و چهار :-)
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان