هدف یا لذت

من دیروز و امروز خیلی کسل و بی حوصله بودم، در حدی که دست و دلم به هیچ کاری نمی رفت، شاید علتش ترکیبی از فشار روانی چند روز اخیر به خاطر دون دون های لیلی و تلاش من برای تحت کنترل در آوردن اوضاع بود (از شستن همه موارد قابل شستشوی اتاق لیلی با ٩۵ درجه در ماشین تا جاروبرقی و شامپو فرش و ویزیت متخصص پوست و پوشاندن هر سوراخ و درز با چسب نواری پهن) به هر روی خیلی به این موضوع فکر کردم که چرا واقعاً؟

چرا نه به خاطر این که نمی دونم به خاطر خستگیه، از اون نظر که چرا نمی تونم یه سری سرگرمی فقط محض لذت رو توی برنامه ام گنجانده و راضی باشم؟ همه اش برنامه ریزی، همه اش هدفمند، همه اش جدی.. این وسط یه ترومای خارج برنامه هم که رخ بدهد آدم منفجر میشه یه هو :-(

۱۵
۱۹ مرداد ۰۰:۴۸ بانوی عاشق
ظاهرا خیلی هم تیپ مون فرق میکنه
حالا کیخوش تیپ تره؟

تو دیگه :+) ذهنت رهاتره می تونی بهت تصمیم بگیری، خلاقیتت شکوفا میشه 😘😘😘😘😘

۰۳ مرداد ۰۹:۵۹ گندم بانو
خیییلی زود شب میشه آخه!!
تازه من که بچه ندارم و شاغل هم نیستم به خیلی از کارا نمیرسم! :/

یعنی گندم واقعا به هیچ کاری نمیرسم :(

بعد از سالها وبلاگتونو پیدا کردم.چقدر جالب که هنوزم اینجا مینویسید.لطفا اگر پیج اینستاگرامی دارید معرفی کنید.سپاس

دنبال کننده بلاگفا بودین؟ بله هست @par4301

۰۲ مرداد ۱۰:۲۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
حال لیلی‌جان بهتره؟
حتما اگه بخواین می تونید کلی برنامه لذیذ هم توی برنامه بگنجونید:-)) سخت نگیرین!

مشکل همین سخت گیریه حورا :( باید تمرین کنم برای زندگی شادتر

۰۱ مرداد ۲۳:۴۹ ح. شریفی
ان شاءالله که حالش خوب میشه
علتش شاید بخاطر مسئله ی لیلی هستش. ولی من کلاً برنامه هام بدون برنامه ریزی هستند اگه هم برنامه ریزی داشته باشم در حد کوتاه مدت.

بیا و زندگی من رو ببین، همه چیز برنامه ریزی شده :)

۰۱ مرداد ۲۳:۱۱ ابوالفضل ...
لیلی جان هم خوب می‌شه به زودی زود. فقط زیاد ناراحت نباشید تا روی روحیه‌ی لطیف اون کوچولو هم اثر نگذاره خدای نکرده. بچه‌ها هرچقدر کوچولو هم باشن، بازم تاثیر می‌گیرن از ماماناشون.

برای همین دارم میرم پیش مشاور دیگه که یاد بگیرم چطوری احساساتم رو کنترل کنم، به زبان ساده است، عمل کردنش خیلی سخته، به مشاور هم گفتم که نمی خواهم یه مادر همیشه نگران باشم برای دخترم

۰۱ مرداد ۲۳:۰۵ ام اسی خوشبخت
باید این مهارت رو یاد بگیریم. حتی ممکنه کاملا بی هدف زندگی کنی اما باز هم هیچی لذتی در کار نباشه.
ان شالله لیلی عزیز هم کاملا خوب میشه.

مممنونم :) خیلی تلاش کردم هفته قبل فعالیت لذت بخش اضافه کنم، وسطش مریض هم شدم خودم و کلی داستان دیگه، باز هم زندگی خیلی هدفمند و جدی پیش رفت...

۰۱ مرداد ۲۲:۱۸ پشمآلِ پشمآلو
اولا خداقوت
دوما دکمه مامانیت فعال شده ک انق هدفمند و دقیق شدی که این اصنم بد نیس فق مهم اینه به همون جدیت وسطش واس یه تفریحم برنامه بچینی مخصوصا الا که خودتم حس میکنی بش نیاز داری

این پستم یه پیج معرفی کرده فک کردم خیلی به کارت بیاد:)
http://phantomthread.blog.ir/1397/05/01/فکر،-احساس،-حرف

دنبال می کنم صفحه پانته آ رو خیلی وقته، ممنونم که معرفی کردی


می دونی من همیشه همین قدر هدفمند و دقیق بودم :-| کلا مشاور بهم گفت که زیادی همه چیز رو جدی می گیری، هفته قبل کلی تلاش کردم که فعالیت لذت بخش به برنامه اضافه کنم که نشد، نهایتش این که دارم الان جواب کامنت ها رو میدم :)))) امور مربوط به وبلاگم رو دوست دارم و این الان تنها فعالیت لذت بخش هفته قبله

۰۱ مرداد ۲۲:۱۷ دامنِ گلدار
خسته نباشی گل‌گلی :*
هدف که با لذت مغایرت نداره، میتونی یک هدفت رو هم بذاری آرامش داشتن و منفجر نشدن خودت، بصورت برنامه‌ریزی شده لذتها رو بگنجونی در زندگی. شبیه همون زمانهای خاکستری نیست این مشکل؟ من خودمم در چرخه‌ی مشابهی گرفتارم :(

چرا شبیه همونه مونا، با مشاور درباره همین صحبت کردم و گفت حتما باید فعالیت لذت بخش به زندگی ات اضافه کنی :)

۰۱ مرداد ۲۲:۱۵ بانوی عاشق
وای عزیزم
من دقیقا برعکس تو ام
اصلا هدف و قانونی وجود نداره
بقولی الله توکلی پیش میریم
وقتیم سعی میکنم برای خودم قانون بزارم کلا بهم میریزم

تیپ شخصیتی مون فرق داره احتمالا، اون طوری که تو هستی هم صفای خودش رو داره :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۳)
زندگی بهتر (۶۷)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۹۵)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۷)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۵۶)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
مادر همه‌ی بچه‌ها
مادر خوب، سختگیر، جدی!
چله تابستون
زنبور بی عسل
اصلاح طلب
جان من است او...
هدف یا لذت
غمگین خسته (+ متخصص پوست)
این منبر رو رها کن :)
اقتصاد ایران
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
همنوا
ارزش
جان، لیلی لیلی
دوازده ماه در یک قاب
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
لالایی لیلی :)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
سه و چهار :-)
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان