دون دون

صبح قصد داشتم لیلی رو ببرم خانه بازی با دوست‌هایش بازی کند، تبش کاملاً قطع شده بود، روز چهارم از آغاز تب (روز اول از ۳۸.۵-۳۹.۵، روز دوم از ۳۷.۵-۳۸.۵ و روز سوم ۳۶.۵-۳۷.۵ که عملاً دمای طبیعی است)

در تاریک روشن صبح که نگاهش کردم دیدم صورتش پر از دونه های قرمز زیر پوستی پراکنده شده... نه این که به رزوئلا شک داشتم تعجب نکردم و سریع لباس پوشاندم و بردم دکتر که تایید کرد :-|

خواستم بگم عشقی که مادر به کودکش داره خیلی غریبه، نگاه می‌کنی که تن نازک دوست داشتنی‌اش پر از دون دون شده و تو با همه وسواسی که به سلامتی‌ات داری حاضری همه دونه‌ها و بیشتر روی تن تو باشد ولی او خوب شود :-)

۱۳
۰۶ آبان ۱۰:۵۹ آسـوکـآ آآ
عزیزم...
الهی زودی خوب شه مامان لیلی

ممنونم جونم

۰۵ آبان ۱۵:۱۸ •✿ آرورا ✿•
دعا گوی لیلی و شما هستم

عزیز دلی :*

۰۵ آبان ۱۰:۲۲ بانوی عاشق
وای دقیقا مث پاشای من
شب اول اینقد تنش داغ بود داشتم سکته میکردم تب سنجم همراهم نبود که حداقل بفهمم چقدر هست
ولی خب از گرمای غیرطبیعی بدنش حدسم به 39 بود
بعد سه روز تب فقط پشت و شکمش دونه زد اونم کم و پراکنده
وقتی خیلی بازی میکرد و گرمش میشد صورتشم یکم دیده میشد
ولی درکل زود خوب شد
لباسشو کمتر کن
تماس لباس باعث خارشش میشه
مایعاتم زیاد بخوره ان شالله زودی خوب میشه

ممنونم از راهنمایی ات بانو جان،‌ اون روز که کامنتت رو خوندم خیلی بهم کمک کرد مخصوصا تماس لباس و خارش :*

۰۴ آبان ۲۰:۳۰ چوگویک ...
الهی خیلی زود خوب شه و هیچ وقت مریض نشید هیچکدوم 

ممنونم جونم :*

۰۴ آبان ۱۲:۳۲ a.r rashvanlui
سلامتیه همه مامانا 

ممنونم

۰۴ آبان ۱۲:۲۴ ابوالفضل ...
گفتم پست قبلی مادر عاشقه و ...
و تنها گونه از عشاقه که هنوز منقرض نشده.

عشق مادری :)

انشالله خیلی زود خوب میشع

ممنونم :*

۰۳ آبان ۲۳:۵۷ ملکه بانو
ای جانم! ان شاء الله زودتر خوب شه

ممنونم ملکه جانم :*

۰۳ آبان ۲۳:۰۹ جناب منزوی
ان شاءالله که حالش خوب شه

ممنونم :)

۰۳ آبان ۲۲:۳۲ آقاگل ‌‌
ان‌شاءالله زودتر خوب میشه. لیلی ما قوی‌تر از این حرفاست.

ممنونم :)

۰۳ آبان ۲۲:۱۱ جولیک ‌‌‌‌‌
تن هر دوتون سلامت:)

ممنونم سارا جونم :*

۰۳ آبان ۲۱:۵۹ صبورا کرمی
زودتر خبر سلامتی شو بدی
الهی...

ممنونم جونم از احوالپرسی ات :*

۰۳ آبان ۲۱:۵۳ ام اسی خوشبخت
ان شالله خیلی زود خوب میشه.
عشقی که قابل درک نیست اما قشنگه :)

ممنونم عزیز دلم :*

۰۳ آبان ۲۱:۴۱ بابای نرگس
چقدر قشنگه این دوست داشتن و عشق...

:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۴)
زندگی بهتر (۶۹)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۱)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۱۱۴)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۰)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۶۲)
کتابخوانی (۳)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۲)
آخرین نوشته ها
سه‌سالگی :)
بازسازی
فریز
مرو ای دوست...
تزویر و ریا
احساسات رنگی رنگی
قاطعیت
کودکی
فک و صورت
کلید اسرار
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
مسئله
خسته نباشید...
جان، لیلی لیلی
دوازده ماه در یک قاب
یکی بود، یکی نبود
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
مادر شوهر
کوچولو بیا*
مادرانگی :)
لیلی، مثلِ پری
"هل اتی" کجا رفت؟
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
پسر یا دختر! مسئله این است...
دوبله وسط :-)
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
سه و چهار :-)
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان