دایره امن

می‌گفت: تا کجا در پذیرش کودکت هستی‌؟ یعنی چه اتفاقی بیفته طردش می‌کنی؟ و بعد به این فکر کن که عاقبت بخیری کودکت در چی تعریف میشه؟


می‌دانم که اکثرا فرزندی ندارید، به رابطه خودتون و پدر و مادرتان فکر کنید و ببینید جواب سوال‌ها رو پیدا می‌کنید؟ آیا پدرها و مادرهای ما همیشه ما رو پذیرفتند، بی قید و شرط... همین طور که هستیم؟ (نه این که خشنود باشند یا راضی، تعریف پذیرش به دایره امن والدین برمی‌گرده و گستردگی آن)

۹
۲۰ آبان ۲۰:۵۱ مهدی صالح پور
فکر کردن به همین چیزاش منو از بچه می ترسونه
۲۰ آبان ۱۸:۴۳ ابوالفضل ...
قطعا شعاعی داره...
ولی خب منعطفه وسعت این دایره.
۱۹ آبان ۱۰:۵۳ دامنِ گلدار
سؤال سختیه، طرد فکر نمیکنم هیجوقت اتفاق بیفته. اما پذیرفته شدن همیشه برای من چالشه چون معمولا خودم تصویر درستی از چیزی که میخواهم نداشته‌ام. از نظر کلی ولی فکر میکنم برای جامعه‌ی ایران بحران هویت جنسی چیزی هست که خیلی ممکنه پذیرشش سخت باشه، تو فرهنگی که من بزرگ شدم دوست پسر و موندن خونه‌ی همکلاسی و غیره و تنها و دیروقت بیرون بودن هم پذیرشش سخت بود. کلا هر فرهنگی که والدین داشته باشن و فرزند از اون منحرف بشه، پذیرش رو سخت میکنه ولی طرد واقعا حد آخره. به نظرم بیشتر از اینکه به جنس کار وابسته باشه به تعصب و پافشاری والدین برمیگرده.

عاقبت به خیری مسئله دائمی ذهن منه. اینطوریه که میگن شما خوب باشین انگار ما خوبیم، و بعد من میمونم که یعنی چطوری این مسئله متناقض رو حل کنم؟ مشخصه از دید پدر و مادر تو باید راحت باشی، خوب بخوری، بخوابی، استراحت کنی، کار خطرناک نکنی، پیشرفت کنی، اگر دست و پا بزنی، دور خودت بچرخی، بداخلاق باشی، تنها باشی، خرجت زیاد باشه، هرچی از این قسم، خیالشون راحت نیست. قبول داری اما اینها بخشی از زندگی و گاهی لذت زنده بودنه؟ 
۱۸ آبان ۲۲:۳۲ بهارنارنج :)
نمیدونم


۱۸ آبان ۲۰:۲۶ خورشید ‌‌‌
بهش فکر کردم. همیشه پذیرفته شده تفکرات و تصمیمات من، حتی اگر مخالف بودند. یک بار فقط، وقتی که تصمیم داشتم برم شهرستان زندگی کنم، مادر محکم جلوم ایستاد و گفت اگر می‌خوای بری برو ولی من دیگه هیچ کاری به تو ندارم. خیلی ترسیدم. پشیمون شدم.
۱۸ آبان ۱۶:۰۲ 🦉 شباهنگ
فکر کنم یه دایره به شعاع بی‌نهایته
۱۸ آبان ۱۳:۰۱ •✿ آرورا ✿•
من فکر میکنم این که به بچه بفهمونی تو با همه اشتباهاتت توی همین دایره امن خانواده هستی باعث میشه یه درصد بالایی از خطاهای محتمل بچه توسط پدر و مادر دفع بشن
طرد کردن فقط به حوزه امن پدر و مادر نیست فکر کنم،  خیلی وقتا رفتارایی که بچه فکر کنه طرد شده هم کافیه، یعنی بچه فکر میکنه در حوزه ی دوست داشتن و پذیرش نیست، 
مثل وقتی نمره بد میگیره و مادر و پدر دعواش میکنن و  یا میگن دوستت نداریم! 
یا کاری میکنه که از والدش میشنوه دیگه پدر و مادرت نیستم!  یا پدر و مادر قهر میکنن باهاشون یا ایگنورش میکنن ! و صرفا برا اینکه بچه رو تنبیه کنن یا بهش چیزی یاد بدن! 
و تو پدر مادرای ما خیلی این رفتارها بود تو نسل ما کمتر،  و امیدوارم بعدی ها پذیرش بیشتری به بچه هاشون داشته باشن 
و برا همین نسل ما خیلی ناامن تر بزرگ شدن 
۱۸ آبان ۰۲:۱۳ آقاگل ‌‌
یک رشته‌ای این وسط هست که فکر نمی‌کنم به این راحتی‌ها پاره بشه. لااقل در فرهنگ ما این شکلیه. 
۱۸ آبان ۰۰:۳۴ آسـوکـآ آآ
امیدوارم پیش نیاد هیچوقت طرد شدن. بهش فکر نکرده بودم تا حالا، ازشون میپرسم :)
۱۷ آبان ۲۳:۵۱ جناب منزوی
وقتی از دایره امن حرف میزنیم یعنی عبور از این دایره ناامنی ست پس مجازات هم داره.
۱۷ آبان ۲۳:۳۹ چوگویک ...
بابام منو پذیرفته البته از همه چیز هم خبر نداره :))
ولی خب خیلی نامحسوس نظرشو درباره مسائل مختلف پرسیدم میدونم بفهمه هنوز دوستم داره و براش دخترشم ولی دلش میشکنه از دستم در نتیجه سکوت برگزیدم :/
ولی دایره امن بابای من خیلی وسیعه انقد که خیالم راحته هر کاری کنم رفتارش باهام بد نمیشه فقط توی خودش میشکنه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۳)
زندگی بهتر (۶۹)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۱۰۴)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۰)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۶۰)
کتابخوانی (۳)
مشاوره (۷)
آخرین نوشته ها
آیلین
شالاپ-شلوپ
دایره امن
یادگیری آزاد
ای بابا :-)
انسانگرا
دون دون
شب تبدار
شکست مثلث :-)
مثلث
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
بد غذا :-)
جان، لیلی لیلی
دوازده ماه در یک قاب
یکی بود، یکی نبود
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
لیلی، نام دیگر عشق است...
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
شهاب الدین*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان