معنا

سوده شبیری یه تعریفی از معنا داره که میگه: معنای زندگی یعنی محل تلاقی ویژگی‌های فردی (توانمندی‌ها، نقاط قوت و ضعف) با مهم‌ترین‌ ویژگی‌های زندگی (ارزش‌ها: چیزی که بعد از همه روزمرگی‌ها حال آدم رو سر جا میاره و دلت میخواد بعد از مرگت به جا بمونه)

و من چند روزی است به این تعریف فکر می‌کنم و مهمتر از ویژگی‌های فردی این که چه چیزهایی برایم ارزش محسوب می‌شود...

۹ حبه چیده شد. ۱۲

نور کم انتهای آشپزخانه

نشسته بودیم انتهای آشپزخانه، در نور کم یک چراغ led بالای اجاق گاز.

لیلی خوابیده بود و آرام صحبت می کردیم، خیلی آرام.

بهش نگاه کردم، بهم نگاه می‌کرد، تصمیم گرفتیم مشترک و قول دادیم که پای تصمیمان بمانیم برای یک سال آینده.

که پای تصمیم، کنار هم بمانیم، هر چی که شد...

وقتی تصمیم رو گرفتی دیگه سخت نیست، انگار از اول همون درست بوده :-)

۷ حبه چیده شد. ۱۴

مسئله

می‌دونید چطوریه؟
هیچ کس جواب سئوال شما رو نمی‌دونه، بقیه نظرشون رو به شما میگن، پس شجاع باشید و بپذیرید که این خود شمایید که باید جواب سئوالتون رو پیدا کنید :-)
جواب سئوال جایی در درون شماست...
۱۱ حبه چیده شد. ۲۲

سفر

از برنامه‌هایم عقبم، هزار تا برنامه جدید چپانده‌ام توی همان برنامه شلوغ و می‌دانم که به هیچ کدام نمی‌رسم، لپ تاپ و گوشی و دانگل و همه چیز را آورده‌ام با خودم اینجا، جایی که قرار بوده استراحت کنم و می‌دانم که حتی نمی‌رسم لپ تاپ را روشن کنم...

کمی دلم آشوب است ولی مقاومت می‌کنم! هیچ کدام را روشن نمی‌کنم، می‌رویم بازار خرید، شب‌ها می‌رویم شب نشینی، بازی می‌کنیم و سعی می‌کنم از تعطیلات لذت ببرم :-)

۸ حبه چیده شد. ۱۵

بی‌تجربه :-)

کار با کودک لذت بخش است، مخصوصا اگر با دیدگاه انسانگرا پیش بروی که فرض دارد کودک با شعور به دنیا می‌آید، و فقط به اندازه ما، تجربه زندگی کردن روی زمین ندارد، همین.

یادتان هست لیلی هر چیزی را می‌برد جایی می‌گذاشت و من اینجا اعلامیه گمشده‌ها می‌زدم؟ امروز قبل از بیرون رفتن ظرف آب را برداشتم و دیدم در ندارد، خیلی دیر شده بود، در کمال ناامیدی رو به لیلی کردم و گفتم: لیلی جان، در این رو کجا گذاشتی مامان؟

خوب توی چشم‌هایم نگاه کرد و دوید به سمت آشپزخانه، خم شد، زیر اجاق گاز رو نشان داد :-O

رفتم آنجا و باور نکردنی بود، در بطری پیدا شد :-)))) یعنی آنقدر خوشحال شدم که در آستانه هفده ماهگی هم دقیقاً فهمید که چه گفتم و هم یادش بود که کجا گذاشته که هنوز هم که یادش می‌افتم نیشم باز میشه :-)


پ.ن. من همه کامنت‌ها رو می‌خونم بچه‌ها :-)  و خیلی دوستشان دارم و آن قدر برایم مهم هستند که با این که نمی‌رسم جواب بدهم، کامنت دونی رو نبندم :-) خواستم بگم این هفته تهران نیستم و امیدوارم در سفر همه را جواب بدهم، هر چند می‌دونم خیلی سخته که یادتون بیاد کی و با چه حسی کامنت رو برای چه پستی گذاشته بودین، شرمنده محبتتون :-) 

۱۰ حبه چیده شد. ۱۷

آیلین

آیلین به چشم‌های خواهرش و لیلی نگاه کرد، بعد سرش رو آورد بالا و نگاهش به من تلاقی کرد، خندید.

من هم خندیدم، گفت: چشم‌های هر دوتاشون قهوه ای پررنگ است :-)

و من لبریز شدم از حس زیبای در لحظه بودن و فکر کردم از کی این قدر دنیامون شلوغ، پر عجله، مادی و زشت شد که فقط منتظریم امروز تمام بشه و فردا بیاید؟


۹ حبه چیده شد. ۱۵

شالاپ-شلوپ

لیلی رو برده بودم مدرسه طبیعت (باغ گیاهشناسی)، بارانی می‌بارید بی‌امان...

وسط اون همه گل و لای و اردک و خرگوش و سگ، لیلی با دست‌های یخ، لپ‌های یخ دست من را می‌کشید که این ور و اون ور بریم و شالاپ شلوپ می پرید تو گودال‌های آب و می‌خندید...

و من فکر کردم از کی ما به این نتیجه رسیدیم که روزهای بارونی بچه‌ها رو نبریم بیرون؟ که اگه ببریم و لپ‌هاشون سرد بشه سرما می‌خورن؟ از کی این همه از سرماخوردگی بچه‌ها ترسیدیم که نفهمیدیم بچه‌ها تو خانه‌های بازی که هزار تا ویروس تو هوای گرفته‌اس روی هم چپیده شده سرما می‌خورن نه وقتی از سرما لپ‌هاشون گل انداخته و از ته دل می‌خندن...

۲۰ حبه چیده شد. ۲۰

دایره امن

می‌گفت: تا کجا در پذیرش کودکت هستی‌؟ یعنی چه اتفاقی بیفته طردش می‌کنی؟ و بعد به این فکر کن که عاقبت بخیری کودکت در چی تعریف میشه؟


می‌دانم که اکثرا فرزندی ندارید، به رابطه خودتون و پدر و مادرتان فکر کنید و ببینید جواب سوال‌ها رو پیدا می‌کنید؟ آیا پدرها و مادرهای ما همیشه ما رو پذیرفتند، بی قید و شرط... همین طور که هستیم؟ (نه این که خشنود باشند یا راضی، تعریف پذیرش به دایره امن والدین برمی‌گرده و گستردگی آن)

۱۳ حبه چیده شد. ۹

یادگیری آزاد

لیلی رو می‌برم مدرسه طبیعت، گروه سنی یک تا سه سال، دو جلسه‌ای هست. تنها جایی که تو همه شهرها و کشورها پیدا میشه، در صورتی که مثل تسهیلگرهایش اجازه بدهید که فرآیند یادگیری آزاد اتفاق بیفته،‌ یعنی همون چیزی که در بچگی همه‌مون تجربه‌اش کردیم و مثل معلم‌ها بالای سر بچه ظاهر نشوید با یه لیست بلند بالای بکن و نکن.

حالا امروز وسط شن بازی یک دختر کوچولویی هم بود، گفت دارم کیک درست می‌کنم

گفتم: چه کیکی؟

گفت: کیک شکلاتی.

گفتم: خب درست کردنش که تموم شد، می‌خواهی رویش رو با چی تزیین کنی؟

هیچی نگفت، تقریبا برای سه دقیقه، اون قدر که فکر کردم حتما یا نفهمیده چی پرسیدم ازش یا محلم نداده:-|

بعد یک هو وقتی که دیگه ناامید شده بودم، رو کرد بهم و گفت: کشمش:-)

گفتم: با کشمش تزیین می‌کنی؟

گفت: آره، خیلی دوست دارم :*


در راستای فرزندپروری (یا اگر معلم/مربی/روانشناس کودک هستید) خواندن این دو تا کتاب شدیداً توصیه میشه:

کودک، خانواده، انسان

بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند؟

۸ حبه چیده شد. ۱۸

ای بابا :-)

یه دوست فرانسوی پیدا کردم، واقعی، نزدیک :-) راستش من دوست خارجکی زیاد داشتم در زندگی‌ام، از این مدل‌های pen friend و ایمیل و ... اینا، حتی الان‌ها هم یه اپلیکیشن اومده slowly که می‌تونی به شیوه مدرن همان حس دیر رسیدن نامه رو تجربه کنی هم یه چندتایی دارم :-)

ولی دوستی که بخواهم بروم خونه‌شون نداشتم تا حالا، برای همین امروز خیلی هیجان زده بودم که می‌رفتم خونه ماری، با لیلی :-) پسر سه‌ساله‌اش کمی فارسی بلد بود، از بین صحبت‌های فارسی مربی‌های مهدکودکش یاد گرفته بود، بعد تصور کنید یه هو وسط همه انگلیسی فرانسوی‌هایی که می‌گفت، بلند گفت: ای بابا :-)))))

مادرش وسط خنده‌های من گفت:

Parissa, It means Ey Daddy? :-D

۱۴ حبه چیده شد. ۲۰
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۳)
زندگی بهتر (۶۹)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۱۰۸)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۰)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۶۱)
کتابخوانی (۳)
مشاوره (۷)
آخرین نوشته ها
شب زنده دار :-|
بلاد کفر
معنا
نور کم انتهای آشپزخانه
مسئله
سفر
بی‌تجربه :-)
آیلین
شالاپ-شلوپ
دایره امن
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
مسئله
خسته نباشید...
ارزش
بد غذا :-)
جان، لیلی لیلی
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
مادر شوهر
کوچولو بیا*
مادرانگی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
لیلی، نام دیگر عشق است...
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
شهاب الدین*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان