روغن کلزا


زیاد شنیده بودم در مزایای روغن کلزا که میزان جذبش بسیار پایین است (با درصد بسیار کم اسید چرب اشباع) و سرشار از امگا 9... این که برای پایین آمدن چربی خون عالی است و مقاومت خوبی در برابر حرارت دارد و می شود برای سرخ کردن از آن استفاده کرد...


همه این ها به کنار... یک غرفه ای در بازارچه میوه و تره بار نزدیک خانه ما باز شده که روغن کلزای اصل می فروشد، از آن ها که به روش پرس سرد به دست آمده و رنگ روغن و قیمتش نشان می دهد که چقدر اصل است :)))))))


من روغن کانولا و کلزا خورده بودم خانه مامان، حالا نه این که درگیر پروسه پخت غذا هم باشم... ولی بدی نبود، شاید کمی بوی متفاوتی داشت، و یادم هست یکبار که در پروسه پخت وارد خانه شان شدم، گفتم ماهی پخته اید؟ گفتند نه و معلوم شد آن ته بو، بوی روغن کلزاست:-|


حالا من یک بطری روغن کلزای اصل خریده ام از همان غرفه در بازارچه تره بار، و بالاخره هر چه روغن ناسالم داشتم تمام شد و امروز کدو سرخ کردم با آن برای شام...  بماند که خود کدوی سرخ شده هم غذای محبوب من نبوده هیچ وقت (مخصوصاً به خاطر بویش)، ولی بویی از این روغن بلند شد که بیا و ببین :-| یک ترکیبی از بوی ماهی با بوی کدو را تصور کنید، در مراحل خام-پختگی... آن قدر داغون بود که یک عالمه برگ بو خالی کردم توی ماهیتابه و به کمک ادویه ها سعی کردم قابل تحمل شود...


خلاصه این از ما به شما نصیحت، روغن کلزای اصل اگر می خرید، حواستان باشد به آن ته بوی ماهی که موقع پخت آن قدر اشتها کور کن هست که فکر نکنم به خوردنش رغبت کنید اصلاً...


مگر این که اصلاً در فرآیند پخت دخیل نباشید، شاید :))))))))

۱
۲۱ آذر ۱۱:۲۰ محمود بنائی
عجب نکات ریز و درشتی! تا حالا روغن کلزا ندیدم و فکر میکردم روغن زیتون از همه اش بهتر و افتضاح تره! نگو جناب کلزا از هر دوجهت رو دست ایشون زدن!

جالبه :) من روغن زیتون دوست دارم خیلی زیاد، مخصوصاً مدل بکر و بودارش رو :))))) این یعنی از مقایسه با احوالات من می توانید پی ببرید که شما اصلاً از کلزا خوشتان نخواهد آمد :-|

پریسا جان من تو این سال ها روغن های زیادی رو امتحان کردم. اگه بوش رو بزاریم کنار(فکر کنم حس بویاییم یه چیزیش هست چون اذیتم نکرده تا حالا) روغن کلزا واقعا روغن سبک و خوش هضمیه و موقع سرخ کردن غذا هم زود به خورد غذا نمیره و خشک نمیشه

امیدوارم برای بوش هم راهکاری پیدا کنی . ارزشش رو داره واقعا


سمیرا :) به نظرم تقصیر اون مدل "پرس سرد شده" بود، چون اینی که دارم واقعاً بویش آزار دهنده است :-| ولی ممنونم که نظرت رو برایم گذاشتی، یک جا نوشته بود اگه در یخچال بگذارید بهتر میشه، تنها راهی که به نظر من رسیده تا حالا اینه که با یه روغن دیگه قاطی اش کنم موقع پخت یا فقط برای ماهی ازش استفاده کنم که بویشان برود در هم گم بشود :)))))))))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۱)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۶)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۷۹)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
دنیا از دریچه چشم مادر
طاقت بیار رفیق :)
خستگی شده یه عادت :)
گاهی بیرون رو نگاه کن
پودر برف
سهیم شدن
اشکال نداره هیچی*
سوپاپ اطمینان
مراقبه فعال
باریک تاریک
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
سهیم شدن
گاهی بیرون رو نگاه کن
کوچولو بیا*
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
حضور
خواهرانه :-)
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
شهاب الدین*
تاریخچه نوشته ها
اسفند ۱۳۹۹ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان