چمن نکاریم :-)

امروز برای یه جلسه آموزشی رفته بودم شرکت، آقای استاد می گفت که یک کد تمیز با نامگذاری های درست نیازی به کامنت ندارد و چون کامنت ها معمولاً به رنگ سبز هستند، مرسوم است که می گویند:

بیایید در کُد چمن نکاریم :دی


پ.ن. جوانه های یک عدد دندان در دهان لیلی مشاهده شده، در آستانه چهارماهگی، واکسن چهار ماهگی و ویزیت دکتر اطفال :-)

۱۵ حبه چیده شد. ۱۱

کودک یاری :-)

بچه داری واقعاْ یک مهارت است و اشتباه نکنید هیچ مادری به صورت غریزی با این مهارت به دنیا نمی آید :-) حتی شیر دادن که غریزی ترین بخش موجود به نظر می آید هم مهارتی است که باید یاد بگیرید تا هم خودتان و هم جگرگوشه لذت ببرید :)


و یک روزی بعد از نزدیک به چهار ماه می بینید که حتی خشک کردن سریع جگرگوشه بعد از حمام هم مهارت است، لباس پوشاندن،‌ انتخاب لباس، انتخاب غذاهایی که خودتان می خورید اگر کودک از شیر شما تغذیه می کند، نحوه در آغوش گرفتن،‌ آروغ گیری، خواباندن، دارو دادن و هزاران نکته ظریف دیگر...


غرض این که یکی از آشنایان پسری را به فرزندی قبول کرده در ۵ ماهگی و در این یک ماه اخیر (از ۵ تا ۶ ماهگی) همه از او انتظار دارند که اندازه مادر یک جوجه شش ماهه اطلاعات کسب کرده باشد و هیچ کس درک نمی کند و او الان تازه شبیه یک مادر یک ماهه است...

۱۳ حبه چیده شد. ۱۶

لاله

یک سری افرادی هستند که هنوز باور نکردند اسم دختر ما لیلی است و تصورشان این است که لی لی است و هر روز با پیشنهادهای جدید می آیند که کاش می گذاشتید لی لی رز :-)

از همه جالبتر همکاری است که هر روز پیگیر احوال لاله است :-))))


#پست_مهمان

۱۰ حبه چیده شد. ۶

بدخوابی :-(

آخه دختر کوچولوهایی که این قدر نازند، این قدر نازکند،‌ این قدر گل گلی اند،‌ وقتی بدخواب میشن باید این همه گریه کنند؟
آن هم این قدر جانگداز؟
نمیگن دل مامان کنده میشه از جا؟

#برای_لیلی
۱۲ حبه چیده شد. ۱۴

لباس بچه :)

یکی از مشکلات لباس های کادویی برای جگرگوشه این است که عزیزترین هایم لطف کردند/می کنند و یک یا چند سایز بزرگتر می خرند، حالا چون اندازه لیلی قبل تولدش معلوم نبوده، گاهی اوقات لباس در فصلی اندازه تنش می شود که مناسب احوال نیست :-) 

مثلاً همه لباس های قرتی بازی و آستین حلقه ای تابستان را می شود با یک بادی آستین بلند در زمستان تنش کرد، به جای سارافون یا با یک کت رویش، ولی لباس های کلفت تر را قاعدتاً نمی شود در فصل گرم پوشاند و گاهی زمانش گذشته و سایزش رد شده :-(

یا نکته دیگر این که بچه در این سن و سال اکثراً یا خانه است یا خانه نزدیکان درجه اول می رود، پس نیازی به لباس مهمانی خیلی شیک و مجلسی نیست، که شاید حتی یک بار هم فرصت نشود بپوشد که لباس های مجلسی برای خانه راحت نیستند ولی من دلم نمی آید سایزش رد شود و گاهی روزها در خانه تنش می کنم  و عروسک نازداری می شود :-)

از همه مهمتر این که لباس خریدن برای جگرگوشه خیلی لذت بخش است :) ولی لیلی یک سری لباس مهمانی دارد و صابر می گوید همان ها را تنش کن و نمی گذارد بروم برای جوجه لباس بخرم :-|


سئوال: می خواهم برای لیلی از این تل های کشی/توری بخرم که معلوم شود دختر است :-))))) از کجا باید بخرم و چی بگویم موقع خرید؟ نظری؟ پیشنهادی؟


۲۶ حبه چیده شد. ۱۳

جان پناه

یک راه برای آرام کردن لیلی جان، عمودی خواباندن جگرگوشه روی شانه چپ است، به صورتی که ضربان قلب شما را حس کند...

سر کوچکش را می گذارد روی شانه شما، نفسهای گرمش می خورد به پشت گردنتان و آرام آرام خوابش می برد :-)

چند هفته ای است، شاید یک ماه یا بیشتر حتی، که در این حالت دست راستش را به جایی گیر می دهد، انگار که بخواهد مطمئن شود که نمی افتد، به یقه پیراهن، بالای شانه یا رشته ای آویزان از موهای پشت سر...

اما گاهی دستهای کوچکش مشت شده باقی می ماند روی گردن یا کناره ی ترقوه، بی آنکه چیزی را گرفته باشد... به خیال کوچکش چیزی را در مشت گرفته، جان پناهی شاید...


پ.ن. آنقدر کارهایم تلنبار شده و هی در ذهنم اولویت بندی کردم و یادم رفته که دست به دامن این اپلیکیشن های TO-DO شده ام :-| در همین راستا در keep گوگل جان، چند تا category ساخته ام و پاسخ به کامنت های شما بالای لیست friends می درخشد :-)

۹ حبه چیده شد. ۱۰

مهر مادری...

مهر مادری یه جور دوست داشتن عمیق بی چشمداشت است، آن قدر بی دریغ که در وصف نگنجد...

یه مثال خیلی ناچیزی از رحمانیت خدا، که انگار کن روی محبت بچه به غیر، غیرت داشته باشی... که بنشینی و صفات خدا رو بشماری و همدردانه آه بکشی :-|

دوست داشتن نه به خاطر پاکی، بی پناهی و کوچولو بودن بچه* که شاید به خاطر جگرگوشه بودن فرزند و خالق بودن مادر باشد، بی حساب و کتاب و چرتکه انداختن... 


امضاء: یک پریسای سرماخورده، در شُرُف عود سینوزیت و با محدودیت مصرف هر نوع دارو (شیمیایی و گیاهی)، محتاج دعای خیر شما در ایام عزاداری


* که همه می دانیم مادر بچه شرور، قلدر و خرس غولش هم دوست دارد :دی

۱۲ حبه چیده شد. ۱۰

تو لیلی شو* :)

در این چند وقت بچه داری دو چیز رو حسابی با پوست و استخوانم وجدان کردم:


اول: حال و روز اون طفلک هایی که با ویلچر از این خیابون ها تردد می کنند (پیاده رو نیست که،‌ در حد پرش با مانع است :-|).

دوم: تغییر ساعت در اول مهر (دقیقاْ فردای روزی که ساعت را کشیدیم عقب،‌ ساعت خواب شب لیلی خیلی شیک و مجلسی یک ساعت اومد عقب :-) مثلاْ تا قبلش ۱۰:۳۰ خوابش می برد،‌ یک هو شد ۹:۳۰،‌ چی از این بهتر :دی) 


* مرا گویی که چونی؟ چونم ای دوست

جگر پر درد و دل پر خونم ای دوست

حدیث عاشقی بر من رها کن

تو لیلی شو، که من مجنونم ای دوست


۱۷ حبه چیده شد. ۱۶
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۱)
زندگی بهتر (۶۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۱۹)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۸۷)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۷)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۵۰)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
امن‌سازی
ابهام
بد غذا :-)
خسته نباشید...
کتاب کودک :)
کارگاه مادر و کودک :)
مثل گورخر :)
هر چه بیشتر، بهتر :-|
خارها گل می شود :-)
پیری* و هزار دردسر :)
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
مادرانگی :)
امن‌سازی
کوچولو بیا*
خسته نباشید...
یکی بود، یکی نبود
ارزش
بد غذا :-)
دوبله وسط :-)
اشک و لبخند
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
لالایی لیلی :)
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان