طاقت بیار رفیق :)

گاهی ادامه دادن به طی مسیر، درست چند قدم مانده به قله، سخت‌تر و طاقت فرساتر از همیشه است، با خودت فکر می‌کنی که هیچ وقت نخواهی رسید، این مسیر هیچ وقت تمام نمی‌شود و اصلا اشتباه کردی این راه را شروع کردی. 

برای همین پایبندی به یک روتین اهمیت دارد، این که بلند شوی، لپ تاپ را روشن کنی و زل بزنی به صفحه برنامه، حتی فقط برای این‌که که نوار سبز ردیاب عادت قرمز نشود، کافی است. راه مقابله با دام‌های جدید دزدی تمرکز شما، درمان‌های جدید هست :)

۳ حبه چیده شد. ۱۷

خستگی شده یه عادت :)

- لیلی جان، دیر رسیدی پلی‌گروپ، باهاشون صبحانه خوردی؟

- آره، ولی بعدش خسته بودم.

- خسته بودی؟ یعنی می‌خواستی استراحت کنی؟

- نه! یعنی نمی‌دونستم می‌خوام چی کار کنم...

- اوهوم یعنی یه کمی کلافه بودی؟ یا گیج شده بودی؟ ...

جگرگوشه‌ی ما پرکاربردترین احساسی که در قریب این سه سال و هشت ماه از پدر و مادرش شنیده خستگی بوده، اوایل غافلگیر می‌شدم که چرا هر چی ازش می‌پرسم میگه خسته‌ام، خسته شدم، خسته بودم... بعد دیدم پکیج احساسات ناخوشایند (منهای ناراحتی و خشم و چندتای دیگه که خوب تفکیک می‌کند) را به احترام بزرگتر، خستگی نامگذاری کرده و تمام :دی

باشد که رستگار شویم :)

۱۰ حبه چیده شد. ۲۲

گاهی بیرون رو نگاه کن

این که میگن اون ور آب اگه بیفتی زمین و در حال مرگ هم باشی، هیچ کس نمیاد سراغت رو، نظری ندارم؛ چون خودم دو بار با دوچرخه خوردم زمین و هر دفعه، دو نفر سراسیمه دویدند بالای سرم که کمک می‌خواهی؟ ولی در جایی که به نظر من به‌شان مربوط نمیشه ورود نمی‌کنند، مثلا بچه در اتوبوس شروع می‌کند به جیغ و داد و گریه و پا کوبیدن، نه تنها نظرات حکیمانه "حتما گرمشه" "سردشه" "خسته‌ است" نمی‌دهند، بلکه غر و اعتراض و چشم گرداندن و اخم و تخم "خفه کن صداش رو" "اااااه سرم رفت" هم ندارند. در کل تلاش می‌کنند باهات تماس چشمی نگیرند و در کمال حفظ آرامش از پنجره بیرون رو نگاه کنند :)

۱۸ حبه چیده شد. ۲۷

پودر برف

بعد دو سال بارون و باد، پریشب برف بارید، چه برفی! نزدیک به سی سانت نشست و ما یک عالمه دلمون صابون زدیم که حالا اندازه دو متر آدم برفی درست می‌کنیم، غافل از این که برف کامل پودری بود، حتی اندازه یک نخود هم گلوله نمی‌شد، دیگه آدم برفی پیشکش. این شد که ما انواع دیگری از برف بازی رو تجربه کردیم :)

یک جارو بردیم روی شمشادها، ماشین‌های مردم و نیمکت‌های پارک‌ها و همه راه :-| رو پاک کردیم، از زیر ماشین ملت قندیل جمع کردیم، به هم پودر برف پاشیدیم، روی رد پاهای هم پریدیم، بدون این که بترسیم سُر بخوریم هی دنبال هم دویدیم (اندر مزایای یخ نزدن) و به این نتیجه رسیدیم حالا که بعد دو ماه آزگار قرنطینه، فقط و فقط مدارس ابتدایی بازگشایی شده‌اند، از برف پودری چه باک و فردا لیلی میتونه برگرده پلی‌گروپ چون هیچ جا سُر نیست (بهترین نتیجه :دی)

پ.ن. یعنی عاشق این مصاحبه و پوستر طراحی‌شده توسط تیم بلاگردون شدم، دمشون گرم :)

۱۳ حبه چیده شد. ۱۵

سهیم شدن

‌کریستین یه جمله‌ی محبوبی داره:  I want to be a part of it 

کی استفاده می‌کنه؟ وقتی باهات احساس صمیمیت داره و افتادی تو یه مصیبت بلا و خبرش نمی‌کنی. مثلا خبردار شدیم باید دنبال یه کار دیگه بگردیم و من رفتم دنبال تبدیل بحران به مشکل، مشکل به مسئله (تبدیل غم به کار بزرگ) و چند هفته هم را ندیدیم... مثلا پسرش میخواد اثاث کشی کنه و دو هفته هیچ خبری ازش نیست، اون وقت زنگ میزنه بهش و میگه: من هم میخوام بخشی از زندگی تو باشم، حتی تو سختی اثاث کشی، نذار وقتی تمام شد عکس خونه چیده شده برایم بفرست :)

۸ حبه چیده شد. ۲۷

اشکال نداره هیچی*

دیروز دوباره با دوچرخه خوردیم زمین، من و لیلی :-| نکته چی بود؟ یک کاپشن جدید پوشیده بودم که به قول خانمی که اومد بالا سرمان برای کمک، نه به اندازه خوبی کوتاه بود، نه به قدر کافی بلند، در نتیجه موقعی که ترمز گرفتم برای پیاده شدن، با این واقعیت تلخ رو به رو شدم که بدجور گیر کردم تو صندلی :-| و تالاپی خوردیم زمین :-|

نتیجه؟ خیلی شیک و مجلسی و هلندی‌وار برگشتیم خونه، من کاپشن قبلی‌ام رو پوشیدم و دوباره سوار دوچرخه شدیم و رفتیم پارک :دی بله گذشت اون روزها که با دوچرخه می‌خوردیم زمین و هشت ماه نمی‌رفتیم سراغش، به افتخار لیلی و دلگرمی و همراهی‌اش که وقتی از تو صندلی در آوردیمش، خندید و گفت: "اشکال نداره مامان" :)

* یه تیکه از کتاب کوتی کوتی، نوشته‌ی فرهاد حسن زاده:

اشکال نداره کوتی، اشکال نداره هیچی، خودتو نکن پیچ‌پیچی

اشکال نداره مادر، خودتو نکن در به در :))))

۱۵ حبه چیده شد. ۲۲

سوپاپ اطمینان

اینجا، ملت در اعتراض به قانون منع تردد شبانه* از ۹ تا ۴:۳۰ صبح، چند شب ریختند بیرون و تخریب اموال عمومی، در حدی که کار به این‌جا کشید که دولت اعلام کرد پاسخ خشونت را با خشونت می‌دهیم! جدای این که نمی‌فهمم سر سیاه زمستون که همونطوری پارسال بدون کرونا و هیچی هم از شش، هفت شب پرنده تو خیابون‌ها پر نمی‌زد، ملت چه کار دارند تو خیابون، دو روز بعد اعلام کردند که می‌خواهید اعتراض کنید؟ حرفی دارید؟ صبح‌ها! بیایید مجوز هم می‌دهیم هر چقدر دلتون می‌خواد صبح تظاهرات کنید.

* یعنی هیچ کس بدون مجوز پایش را نگذارد بیرون، شامل همه، نه فقط تردد ماشین، هر نفر خاطی ۹۵ یورو جریمه.

۶ حبه چیده شد. ۱۵

مراقبه فعال

نمی‌دانم تا چه اندازه با مفهوم مراقبه (meditation) آشنا هستید و تا حالا امتحان کردید یا نه، من بیشتر از یک ماه است که به لطف معرفی صفحه اینستاگرام سروش روحبخش، با آکادمی رهسان و استاد حامد کاتوزی آشنا شدم. یادم هست معرفی سروش روحبخش در این زمینه بود که همیشه فکر می‌کرده مدیتیشن یعنی چهار زانو بشینی و دست‌ها رو به آسمان و مانترا زمزمه کنی :) ولی بعد با استاد کاتوزی آشنا شده و هنر تایچی و مفهوم مراقبه فعال، و کلا نگاهش فرق کرده. برای من انگار شبیه چیزی بود که در دوره‌های خودشناسی و فرزند پروری تحت عنوان mindfulness (ذهن آگاهی) اشاره می‌شود، به قول استاد یک جور مدیتیشن بی ایدئولوژی، که مانتراهای بودایی و ذن و ... از تویش درآمده ولی اصل قضیه که تمرین‌های فعال برای آوردن ذهن به زمان حال است، تویش باقی مانده :)

پ.ن.۱ اگر تا حالا ندیده‌اید، انیمیشن soul هم بگذارید تو لیست دیدنی‌ها :)

پ.ن.۲ در استوری‌های امروز صفحه استاد کاتوزی دیدم که انجمن تای‌چی با انجمن ام اس معاهده نامه مشترک امضا کردند، به امید بهبودی همه عزیزانمان :)

۷ حبه چیده شد. ۱۱

باریک تاریک

می‌دونید زندگی چطوریه؟ انگار همیشه روی یک لبه باریک راه می‌روی، لبه باریک تصمیم‌هایی که هر طرف باشی کلاً یه دنیای دیگه‌ است: ازدواج بکنم یا نه، اگه ازدواج کردم بچه‌دار بشم یا نه، اگه بچه‌دار شدم کار بکنم یا نه، اگه بچه داشتم و کار هم می‌کردم بمونم ایران یا نه، اگه از ایران رفتم، ...

حالا شما برگرد از اول سر هر کدام از انتخاب‌ها یه راه دیگه رو برو :-)

۱۳ حبه چیده شد. ۱۴
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۱)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۶)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۷۹)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
دنیا از دریچه چشم مادر
طاقت بیار رفیق :)
خستگی شده یه عادت :)
گاهی بیرون رو نگاه کن
پودر برف
سهیم شدن
اشکال نداره هیچی*
سوپاپ اطمینان
مراقبه فعال
باریک تاریک
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
سهیم شدن
گاهی بیرون رو نگاه کن
کوچولو بیا*
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
حضور
خواهرانه :-)
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
شهاب الدین*
تاریخچه نوشته ها
اسفند ۱۳۹۹ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان