خستگی شده یه عادت :)

- لیلی جان، دیر رسیدی پلی‌گروپ، باهاشون صبحانه خوردی؟

- آره، ولی بعدش خسته بودم.

- خسته بودی؟ یعنی می‌خواستی استراحت کنی؟

- نه! یعنی نمی‌دونستم می‌خوام چی کار کنم...

- اوهوم یعنی یه کمی کلافه بودی؟ یا گیج شده بودی؟ ...

جگرگوشه‌ی ما پرکاربردترین احساسی که در قریب این سه سال و هشت ماه از پدر و مادرش شنیده خستگی بوده، اوایل غافلگیر می‌شدم که چرا هر چی ازش می‌پرسم میگه خسته‌ام، خسته شدم، خسته بودم... بعد دیدم پکیج احساسات ناخوشایند (منهای ناراحتی و خشم و چندتای دیگه که خوب تفکیک می‌کند) را به احترام بزرگتر، خستگی نامگذاری کرده و تمام :دی

باشد که رستگار شویم :)

۲۲

اوووووووف چه شاه کلیدی داد دستمون لیلی. 🤩😘😘😘😘

که خودم رو تو آینه اش ببینم :)

۲۹ بهمن ۰۸:۴۸ بانوچـه ⠀

کاش همه‌ی این وقتا می‌گفتیم خسته‌ایم و طرفمون می‌فهمید الان خسته‌بودنمون یعنی چی :دی

این واقعا آخرش بود :)

۲۹ بهمن ۰۸:۲۸ بهارنارنج :)

حداقل لیلی میفهمه چیزی که ما میخوایم کتمانش کنیم:)

:دی

اثر زبان هلندی نیست؟ چون هلندی هم به شدت در توصیف احساسات به لحاظ واژگان فقیره. خستگی آشفتگی کلافه بودن ناخوشی و کلی احساسات حتی بدمزه بودن صرفا یا یک صفت دو بیان میشن.

خیلی وارد نیستم تو هلندی زینب ولی این خستگی رو میدونم به خاطر من و پدرش هست که مدام میگیم

۲۸ بهمن ۱۲:۱۷ نسرین ⠀

پیرو حرف هیچ جان، تو زبان ترکی به بیمارستان می‌گفتن خسته‌خانه. اهالی باکو که زیاد میان تبریز هنوزم از این اصطلاح استفاده می‌کنن:)

اینم خیلی خوب بود :)

۲۸ بهمن ۰۹:۳۳ هیـ ‌‌‌ـچ

تو زبان فارسی (البته الان دیگه چندان مرسوم نیست) به آدم زخمی میگن «خسته» و به اونی که زخما رو باهاش می‌بندن میگن «خسته‌بند»! :)

این عالی بود

۲۸ بهمن ۰۹:۱۱ آقاگل ‌‌

بچه‌ی خسته مونده :)

 

:))))))

۲۸ بهمن ۰۸:۱۳ حامد سپهر

کلا جامعه‌ی خسته‌ای داریم تقصیر اون نیست:)

عالی بود :)

۲۸ بهمن ۰۷:۴۶ توکــا (:

راس گفته دیگه هممون این واژه برامون مث کلیدِ 😁

قبل تر ها هرکی ازم میپرسید چته میگفتم خستمهِ میگفتن خب از چی میگفتم از این زندگی ، بعدتر ها هروقت از دانشگاه میومدم مپرسیدن چته میگفتم خستمه میگفتن بازم از زندگی میگفتم نه این سری از بدو بدو کردن ! این واژه شده بود کلید تمام حرفام تو تمام دعواهام تمامِ حرفایی که میزدم ۹۰ درصدش اخرش میگفتم چرا نمیفهمید خسته ام😂

دیگه برا هممون خستگی یه کلیدواژه محبوب است :)

۲۸ بهمن ۰۵:۱۵ سیده فرفره!

چقدر خوبه این فسقلی :))))

:)

۲۷ بهمن ۲۳:۲۶ پَـــــر واز

چه جالب الان خستگی برام معنای عمیق تری پیدا کرد...

شاید خستگی رو باید جامع تر در نظر بگیریم مثل لیلیD:

:) خستگی به تعریف لیلی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۵)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۸)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۲)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
ستاره
شب‌های روشن
خودم
شرح حال
مجید جان، دلبندم
ابر‌قهرمان
مشاهده
هزار و سیصد و چند
خوش به حال روزگار...
دکمه استاپ را فشار بده...
محبوب ترین نوشته ها
گاهی بیرون رو نگاه کن
لیلی، نام دیگر عشق است...
سهیم شدن
کوچولو بیا*
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
وخیم
ظاهر و باطن
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
فروردين ۱۴۰۰ ( ۷ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان