روز از نو...

هی هر روز صبح بیدار میشم به خونه نگاه می کنم، به لیلی، به کارهای مانده پروژه و به این فکر می کنم که باید بگم یه کارگر بیاد در تمیز کردن این خونه به من کمک کنه، حداقل الان که این قدر نزدیک تولد لیلی جان هستیم... 

بعد فکر می کنم که به کی بگم بیاد؟ به این شرکت های خدماتی زنگ بزنم یا دنبال آشنا باشم؟ اگه اومد باید بالا سرش بایستم یا خودش کارها رو می کنه؟ اگه خوب تمیز نکرد، خودم هم بایستم تمیز کنم یا بی خیال بشم؟ اگه بگم شامپو فرش هم بزنه میزنه یا نه؟ اصلا چطوری بهش بگم فلان کار رو بکن یا بهمان، اگه بزرگتر از خودم بود چی؟ اصلا نمی تونم دستور بدهم که...

بعد می بینم شب شد، به صابر میگم بی خیال خودم تمیز می کنم و دوباره میرم میخوابم و دوباره فردا...


۱۲
۱۹ خرداد ۱۷:۳۱ مهدی صالح پور
من از سرویسکاران استفاده کردم راضی بودم

ممنونم

۱۸ خرداد ۱۴:۴۵ پـــــر ی
حالا من که اینجا تنهام و نه وسایل آنچنان زیادی دارم و نه اونقدری کثیف میشه خودم تمیز می کنم. ولی خونه مامان رو هم با کمک خواهرم تمیز می کنیم. هیچوقت کارگر نگرفتیم و نمی گیریم.

ایشالا همیشه تنتون سالم باشه پری جانم و نیاز نباشه کارگر بگیرید :)

۱۵ خرداد ۱۲:۰۲ ماهی قرمز
من فک میکردم تهرانه :/ 
عجب :/

فکر کنم یکی از شهرهای استان مرکزی یا قزوین است حوالی تهران است :)

۱۴ خرداد ۱۶:۵۷ خورشید ‌‌‌
عاااااالی بود =))))

:-)))))

۱۴ خرداد ۱۶:۲۹ خانومی ...
لک قطره آهن خیلی مقاومه، نمیدونم چرا پاک نمیشه :/

لک زرد چوبه از اون هم بدتره به نظرم،‌ رسما پارچه رو رنگ میکنه :(

۱۳ خرداد ۰۷:۰۸ פـریـر بانو
همونی‌که جولیک و خورشید گفتن :))

من همه تون رو دعوت می کنم بیایید میتینگ دخترونه :)))

۱۱ خرداد ۰۱:۲۵ دامنِ گلدار
ای بابا لیلی فراموشم شد. لیلی تولدت مبارک :)) انگشت خاله رو بگیر ببینم :*

عزیزمی :* مرسی خاله جونی

۱۱ خرداد ۰۱:۲۳ دامنِ گلدار
کار خونه خیلی زیاده پریسا، همه‌ش رو خودت نکنی ها! حتما کمک بگیر. دستور نیست به نظر من اگر دوستانه بخواهی چون آقا یا خانمی که میاد بالاخره این کارشه و اگر اهل از زیر کار در رفتن نباشه فکر کنم دوست داشته باشه که مشتری ازش راضی باشه. میتونی سر دستمزد یا وسایلی که استفاده نمیکنی اگر داری بهش ببخشی جبران کنی. ایشالا موفق باشی :)

می دونم چی میگی مونا :)‌ باید دیدگاهم رو نسبت به کمک گرفتن عوض کنم :(‌ خیلی سخت کمک می گیرم یا خواهش می کنم کسی برایم کاری رو انجام بده و این بده خیلی بده

۰۹ خرداد ۰۷:۵۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چندسال دیگه لیلی خودش آستین بالا میزنه و تو کارها کمک میکنه و این روزا یادت میره:-))

آخی حورا :)‌ فکر کن لیلی جان جان میاد کمک مامان :)

۰۸ خرداد ۲۲:۵۶ نیوشا یعقوبی
اگه با کارگر مرد مشکل نداری شماره آقا کریم رو بهت بدم بسیار کاری و خوبه

تازه نه تنها نظافت میکنه کار تعمیراتم داشته باشین اگه بلد باشه سه سوته انجام میده

و اینکه بسیار کمتر از عرف میگیره

کلا با کارگر مشکل دارم نیوشا :( این که به یکی بگم چی کار کن رو مشکل دارم :(

۰۸ خرداد ۱۶:۳۷ جناب دچار
دوباره فردا چی؟ :)

روز از نو،‌ روزی از نو :)

۰۸ خرداد ۱۵:۴۵ مهدی صالح پور
این اپ ها کار رو راحت کردن ها؛ مثل اسنپ سوار شدن میمونه، نیاز نیست دیالوگی برقرار شه. هر چی میخوای انجام بدن رو براشون توی اپ می نویسی، طرف با اون متن در دست میاد هر چی شما امر فرمودین، انجام میده.

از کدومشون استفاده کردین تا حالا؟ آچاره؟ یا اسپارد؟

۰۸ خرداد ۱۵:۳۱ پـــــر ی
من از اساس با اومدن کارگر مشکل دارم. احساس بدی بهم دست میده بهش بگم این کارو کن اون کارو کن

به به به به :) مثل خودمی،‌ چه راهکاری پیشنهاد میدی؟ همه رو خودت تمیز می کنی؟ :-|

۰۸ خرداد ۱۳:۰۳ خورشید ‌‌‌
بنده هم اعلام آمادگی می‌کنم برای امدادرسانی. :دی

فرض کن یه نصفه لیوان چایی می خوری سر سحری بعد من دلم میاد بهت بگم خورشید نازکی بیا اینجا رو تمیز کن اونجا رو تمیز کن؟ :*

۰۸ خرداد ۱۰:۳۵ ماهی قرمز
پیشاپیش تولد لیلی جان مان مبارکه :)))
تو وب بلاگر خوندم مث اینکه یه خانومی رو اورده بود برا تمیز کاری خونه که کارش خوب بوده میخوای ازش بپرس :)

بلاگر تهران نیست ماهی جانم :(


مرسی مرسی 

۰۸ خرداد ۰۶:۲۵ ام اسی خوشبخت
واقعا یکسال گذشت؟! واقعا؟! مطمئنید؟!
اگه میگید گذشته حتما گذشته دیگه, اما خیلی زود نیست واسه گذشتن 365 روز؟
ماشالله به لیلی جان, ان شالله تولد 120 سالگیش :)
آقا گل رو افطاری دعوت کنید کارا تمومه, البته احتمالا وقتی ببینید دارن حسابی خرابکاری میکنن, خودتون کارها رو سریع انجام بدید تا خونه رو داغون نکردن. و بدین شکل کارها زودتر تموم میشه :)

وای می بینی چطور این قدر زود گذشت ...

تقریبا ۱۶ روز مونده به تولدش، سی خرداد پارسال که ۲۵ رمضان بود... چه روز و شبی بود

:دی

۰۸ خرداد ۰۱:۰۵ جولیک ‌‌‌‌‌
میتینگ دخترونه بذاریم خونه تون رو تمیز کنیم؟ :خودش را دعوت می کند

یه میتینگ دخترونه میذاریم خونه مون، ولی بعد از این که من خونه رو تمیز کردم که همه تون لیلی را ببینید :))))‌ قبل از این که من جلای وطن کنم :-(

دوست دارم ببینمتون :)

۰۷ خرداد ۲۳:۵۹ بهارنارنج :)
:دی منم دوست داشتم بیام..
وای یکسال،انگار همین دیروز بود خوندم باکوله پشتی رفتی مطب دکتر برا سونو

چه خاطرات خوبی دارین همه تون، کامنت میذارین برام همه اش زنده میشه :)

سلام 
کامنت آقاگل :)



پیشاپیش تولد کوچولو مبارک
آقا اسم تمیزکاری و کمک اومد من هستم :)
جدی این دفعه هستم هر کمکی بگین میام اینو جدی جدی میگم بی تعارف.
هم خودتون رو میبینم هم لیلی رو هم اینکه خدایی میام کمک تون ^__^


اگرم مخالفین به زن داداشم میخواین بگم  که شاید کسی رو سراغ داشت بیاد کمک تون ؟!

وای واران :-) فرض کن دفعه اول که می خواهم ببینمت بگم بیا در تمیزکاری خونه کمک کن :-| یعنی عمرا :(


اصلا مشکل دارم به کسی بگم که چی کار بکن چی کار نکن، مشکلم با کارگر حل نمیشه :-| :-(

۰۷ خرداد ۲۳:۰۶ خانم فـــــ
از آچاره کمک بگیر:)
خیلی دوستانه بهش بگو و اینکه اگه تمیز کار نکرد میتونی تذکر بدی، 
به نظرم نباید خودتو بیش از حد خسته کنی
تولد لیلی توپولی هم مبارک:*

مثل اسپارده؟ من مشکلم اینه که واقعا نمی تونم به یه نفر دیگه بگم چی کار کن چی کار نکن :-| اصلا الان تو شرکت یه نفر هست که باید کدهایش را تایید کنم، یه بار بهش میگم درست کن،‌دوبار میگم درست کن


انجام نداد خودم میشینم همه کدهایش رو اصلاح می کنم و پوش می کنم رو سرور :-| صابر میگه پریسا در این زمینه واقعا افتضاحی :-||||||

من متاسفانه هیچ کاری ازم برنمیاد! وگرنه می اومدم! تخصصم اینه که برم سراغ تمیرکاری کتابخونه ام.. یه کتاب یا دفتر یا یادداشت یا هرچیز قابل خوندنی پیدا کنم و بخونمش و به همین بهونه همه چی رو بذارم کنار! اگر کتابخونه خوب دارین میام!!!!
+منم میام تولد لیلی! ساعت چن، کجا باشم؟!

یه کتابخونه داریم به چه خوشگلی :) کلا نصف هال خونه مون کتابخونه است و یک عالمه کتاب دیگه هم در اقصی نقاط منزل یافت میشه :دی


عزیز دلم :) تولد لیلی که سی خرداد هست، هر موقع بیایی قدمت رو چشم :)

۰۷ خرداد ۲۲:۵۱ آقاگل ‌‌
یه فراخوان اینجا بزنین همه میایم. :-)
یه افطاری هم بهمون بدین.
.
ضمن اینکه لیلی کی یکسالش شد؟ :))

فراخوان قبل افطار که همه تون هلاک میشین خونتون می افته گردنم :دی


همین طوری برای افطاری بیایید، قدمتون رو چشم :)

وای که چقدر زود می گذره :)

۰۷ خرداد ۲۲:۴۷ خانومی ...
بیام کمک ؟؟ فقط من فرش رو شامپو نمیزنما تخصص من وایتکس کاری و لک و گرد و غبار زدایی یه ^_^

ای جانم خانومی :* من در هیچ کدام از این زمینه های تمیز کاری تخصص ندارم :-| رو لباس لیلی لک قطره آهن افتاده بود اون قدر سرچ کردم چشم اینترنت دراومد :-| آخرش همه تمیز نشد :-|


نه با لیموی تازه، نه با پودر omo نه با هیچی :-| نمی دونم چه کوفتینه این قطره آهن :-|

کار امروز به فردا مفکن!!!

با لیلی نمیشه تمیز کرد خونه رو :(

۰۷ خرداد ۲۲:۰۴ گیوم اِوار
سلام. چقدر تشتت رای!

شاید برای این که مغزم راه فرار پیدا کنه خیالش راحت شه که به همه راه ها فکر کرده :-|

۰۷ خرداد ۲۲:۰۲ آسـوکـآ آآ
تولدش پیش پیش مبارک پریسا جان

مرسی مرسی مرسی :*

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۳)
زندگی بهتر (۶۷)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۹۵)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۷)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۵۶)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
مادر همه‌ی بچه‌ها
مادر خوب، سختگیر، جدی!
چله تابستون
زنبور بی عسل
اصلاح طلب
جان من است او...
هدف یا لذت
غمگین خسته (+ متخصص پوست)
این منبر رو رها کن :)
اقتصاد ایران
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
همنوا
ارزش
جان، لیلی لیلی
دوازده ماه در یک قاب
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
بی کلید در* :-)
لالایی لیلی :)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
سه و چهار :-)
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان