جام جهانی چشمات :*

چشمانت بسته بود، صدای گریه‌ فضای اتاق عمل را پر کرده بود، لپ نرمت را چسباندند به گونه‌ام،‌ چقدر ناز بودی تو دختر. نگرانت بودم، نمی‌دانستم سالم هستی یا نه، می‌دانی... آخر زود آمده بودی، آن هم نه چند روز، چند هفته... اجازه نداشتم بنشینم، اجازه نداشتم تکان بخورم، گفتند نگران نباش سالم است، نگران نباش، نگران...

در بخش، روی تخت افتاده بودم که تو را گذاشتند در آغوشم.
نگاهت کردم، چشمانت بسته بود هنوز. روی سینه‌‌ام بودی، روی قلبم، تو کوچولوی ناز من، لیلی ناز من :* کمی که شیر خوردی، چشمانت را باز کردی، چشمان قشنگت :) و دنیا برای من شد، همه‌ی دنیا، همه‌ی زندگی که تو خودت معنای زندگی بودی برای مامان :*

امروز یک هفته مانده به تولد یکسالگی‌ات، در وسط همه شلوغی‌های جام جهانی، زمین سبز و توپ گرد. هنوز نمی‌دانی فوتبال چیست یا جام جهانی، یا حتی زمین سبز، ولی توپ زرد قشنگت را دوست داری :)
چند قدم به سویم بر‌می‌داری و در گام آخر با ذوق خودت را رها می‌کنی در آغوشم 
و من جان می‌دهم برای شادی چشمانت
برای چشمانت که جام جهانی ندارد :)

پ.ن. برای لیلی، به مناسبت چالش رادیوبلاگیها :)

۱۷
۰۷ تیر ۲۲:۴۱ چوگویک ...
فعلا هنوز نشده احتمالا هفته دیگه و اینکه رای اکثریت روی بیرونه 
امیدوارم بتونی لیلی رو بیاری :)

خب ممنونم از پیگیریت :* ببینیم هوا چقدر گرم میشه و چقدر مناسبه :) ایشالا

۰۳ تیر ۱۱:۳۳ یاسمین پرنده ی سفید
خدا سلامت نگه داره. هم لیلی رو برای شما. و شما رو برای لیلی :)
شنیدم هیچ عشقی بالاتر از عشق بین مادر و فرزند نیست :)

عزیز دلم :*

۲۷ خرداد ۲۰:۰۴ مهدی صالح پور
آخی لیلی! چشم هاش! :)

چشم هایش آخ از چشم هایش :)

۲۷ خرداد ۱۴:۳۱ قاسم صفایی نژاد
چه خوب که شما هم نوشتید این چالش رو. کلا پدر و مادرها نمیتونن این چالش رو بدون اسم بردن از فرزندشون تموم کنند :)
خدا براتون حفظ کنه.

ممنونم :)

۲۷ خرداد ۰۰:۰۹ آشنای غریب
از نوشته ها تون عشق خالص و حقیقی می بارید فقط !

ممنونم :)

۲۵ خرداد ۱۴:۲۲ ام اسی خوشبخت
چقدر زیبا نوشتید :)
خداوند, مادر و دختر قشنگ ما رو حفظ کنه :)

ممنونم عزیزم :*

۲۵ خرداد ۰۳:۱۲ بوبک جان
چقدر پر از عشق بود این نوشته چقدر خوب بود :)

عزیزمی :)

۲۵ خرداد ۰۱:۲۰ بهارنارنج :)
عزییز دلم💗💗💗

:*

۲۵ خرداد ۰۱:۰۳ چوگویک ...
خدا هر دوتون رو حفظ کنه 

عزیزمی :* چه خبر از اون قراری که قرار بود بپرسی از بچه ها؟

چقده خوب بود ^__^ 
.
وقتی میخواستم برای این چالش بنویسم، به این فکر کردم که راجب چشمای بچه‌م باشه :) اما خب از اونجای که من مامان نشدم هنوز، دیدم که نمیتونم خوب به تصویر بکشم و بنویسم :)) 

اگه می نوشتی هم عالی می شد حتما آنه :)

۲۵ خرداد ۰۰:۲۷ کوالای پیر
مامانی ترین پست این بازی وبلاگی^_^

انگار همین دیروز بود که اینجا داشتیم اسم برای لیلی جانمون پیشنهاد میدادیم:)
خداحفظش کنه (:

هییی کوالا یادته؟ چه روزهاییییی بود خدایا :)

عشق مامان دختری*_*

از اون عشق های بی نظیر :)

۲۴ خرداد ۲۳:۴۳ دامنِ گلدار
عاشقی‌های مامان پری و لیلی کوچولو :*** خیلی به دلم نشست :)

خودت دلنشینی مونا جونم :*

۲۴ خرداد ۲۳:۳۴ ♫ شباهنگ
ای جانم :)
من وقتی به دنیا اومدم، جدم (مادرِ پدربزرگم) سرمه کشید به چشمام که پرنور و قوی! بشن و من هر موقع عکسامو می‌بینم خوف می‌کنم :))))
داشتم چشمای لیلی رو تصور می‌کردم یاد چشمای خودم افتادم :دی

:)))))))) برای خواهر کوچیک صابر هم سورمه کشیده بودند یکبار، مادرش تعریف می کنه که رفته بودم بیرون برگشتم گفتم این کیه یا خدااااااا :)))))))

ای گیانم هناسم گیش کسم لیلی 😍😍😍💖💖💚💚

بوم نذره لیلی 💚💚


عیدتون هم مبارک ایشالا 🌸🏵🌹

ای عزیز دلم واران گیان :* مرسی برای لیلی پست تولد گذاشتی نشد بیام برات کامنت بذارم، اگه فرصت بشه حتما حتما حتما میام :*

۲۴ خرداد ۲۳:۰۹ خانومی ...
ای جونم لیلی =)))
فکر میکنم مادر شدن حس خیلی خوبی میتونه باشه ..

خیلی خیلی خوب و بی نظیره خانومی :*‌ ایشالا نصیبت بشه :*

۲۴ خرداد ۲۳:۰۰ آسـوکـآ آآ
عزیزم
خدا حفظش کنه و الهی زیر سایه تون خوشبخت و دلخوش و عاقبت بخیر بشه.

ممنونم :*

۲۴ خرداد ۲۲:۵۸ جولیک ‌‌‌‌‌
ای جانم به لیلی با ابروهای مریلین مونروییش ^_^

خیلی از این توصیفت خوشم میاد سارا :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۳)
زندگی بهتر (۶۹)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۱۰۳)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۹)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۵۸)
کتابخوانی (۳)
مشاوره (۷)
آخرین نوشته ها
شکست مثلث :-)
مثلث
هر چی بیشتر،‌ بهتر :-|
FATF
کدبانوگری :-)
ذهن شلوغ
آقای حکایتی، اسم قصه‌گوی ماست...
زندگی خود را دوباره بیافرینید*
اگر دین ندارید...
همسایه
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
بد غذا :-)
یکی بود، یکی نبود
ارزش
همنوا
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
لیلی، نام دیگر عشق است...
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان