جان، لیلی لیلی

لیلی جان راه می رود، تاتی تاتی... قربان قدم هایش

حرف می زند، ماما، بابا، آبه، آبو، دادا، نانا،... قربان صدایش

می خندد، قربان گودی چانه اش

خودش غذا می خورد، قربان لپ هایش

آب می خورد، قربان نرمی گلویش


دنیای رنگی رنگی من است او، جان من است او :-*

۲۱
۱۲ تیر ۰۰:۰۴ ملکه بانو
ای جاااانم!!!
یه چند باری از طرف من محکم بوسش کن

چند تا بوس محکم برای گل شازده و شاهزاده :):*

۱۱ تیر ۲۱:۴۸ بچه پولدار
حبه انگور . ... پر معناست. 

خاطره داره اسم وبلاگ :)

۱۱ تیر ۱۶:۵۸ مهدی صالح پور
به دردسرهاش می‌ارزه؟! (سوال فلسفی پرسیده و از کادر خارج می‌شود!)

بله :) به کادر وارد شوید :)

۱۰ تیر ۱۰:۳۳ قاسم صفایی نژاد
و چه حس دلنشینی است عشق به فرزند... از آن اتفاقاتی که تا تجربه نکنی نمی‌دانی چیست

بله بله :) واقعا همین طوره

۰۹ تیر ۱۸:۳۳ ماهی قرمز
چه قشنگ
خدا حفظش کنه

ممنونم :*

۰۹ تیر ۱۰:۴۱ خانومی ...
ماشالله =))
دلم نی نی خواست :(

دیگه باید دست به کار بشین :*

۰۹ تیر ۰۹:۳۲ آقای مُرَّدَد
مامانِ عزیز و دوست داشتنی! سلام
 این چیزی که نوشتیُ رو یک کاغذبنویس. بذار تو یه گنجه و هربار که اینطور قربون صدقش رفتی باز بنویس و بذار تو همون گنجه. بیست سال بعد وقتی اولین تَشَّرِ یک جوون خام به مامانِ مهربونشُ شنیدی، بذار جلوش..... این توصیه رو پشت گوش ننداز

چند بار این کامنت شما رو خوندم :) چقدر به دلم نشست :) ممنون

۰۸ تیر ۱۰:۵۱ פـریـر بانو
ای جان... چه پستی! حس می‌‌کنم به حباب‌های قلبی تبدیل شدم و دارم می‌رم تو هوا! :))

:: استوری‌هایی که می‌ذاری از راه رفتنش؟ آدم دلش می‌خواد پشت گوشی ماچ‌بارونش کنه! :))

چه جایت خالی بود امروز حریر بانو :*

۰۸ تیر ۰۷:۲۹ فاطمه سین
تمام آرشیو مربوط به لیلی رو خوندم. وقتی که می خونم جگر گوشه انگار دارم روی مخمل دست می کشم. همینقدر نرم و لطیفه.
 ندیده جزو جانِ دل هاست :) سلامت باشه همیشه

عزیزی شما :)

۰۸ تیر ۰۲:۵۴ Frozen Fire
چقد حال این پست خوبه ^_^

::)

۰۷ تیر ۲۳:۰۰ آسـوکـآ آآ
عزیزم:-*
ماشاالله
الهی که زیر سایه تون شاد و خوشبخت باشه

ممنونم ممنونم ممنونم :*‌:*

۰۷ تیر ۲۱:۵۲ چوگویک ...
قربون لیلی و مامان مهربونش با هم :) 

عزیز دلمی :*

۰۷ تیر ۲۱:۳۰ fatijoon .....
الهی

عزیزم:)

:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۳)
زندگی بهتر (۶۹)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۱۰۳)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۹)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۵۸)
کتابخوانی (۳)
مشاوره (۷)
آخرین نوشته ها
شکست مثلث :-)
مثلث
هر چی بیشتر،‌ بهتر :-|
FATF
کدبانوگری :-)
ذهن شلوغ
آقای حکایتی، اسم قصه‌گوی ماست...
زندگی خود را دوباره بیافرینید*
اگر دین ندارید...
همسایه
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
بد غذا :-)
یکی بود، یکی نبود
ارزش
همنوا
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
لیلی، نام دیگر عشق است...
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان