زندگی مارپیچی :-)

همیشه فکر می کردم وقتی بعد از یک عالمه تلاش و کوشش برگشتی سر خونه اول، یک فاجعه واقعی است! انگار از زاویه صفر شروع کردی و رفتی و رفتی تا رسیدی به 360 و تازه فهمیدی که ای دل غافل، این جا که همون جاست :-|

حالا اما می خواهم بگویم که سفر زندگی شبیه یک دایره چسبیده به صفحه نیست، دو بعدی نیست... سه بعدی است شاید :-) وقتی دایره تموم میشه بر نمی گردی سر جای اول، مثل فنر است، یک سطح رفتی بالاتر، رشد کردی بالغ شدی، تو دیگه آدم قبلی نیستی :-)

یا حتی اسپایرال، شعاعت هم بزرگ شده، دیدگاهت گسترده شده...


سفر زندگی یه همچین شکلی باید داشته باشه...


پ.ن. مهلا بهم میگه "عمه نا"، سمانه هی میگه، بگو: عمه پریسا :-) اون میگه: عمه نا، عمه نا :-)))))

۹
آره خب، زندگی همونجاس، فصلا و سالا همون جان چیزی عوض نمیشه.
آدما میان رد میشن و هر بار یه چیز تازه ازشون می فهمن و یاد میگیرن..

+عمه نا :))
یکی از بچه های فامیل هم به دلیل نامعلومی به من میگف "چه" :))
هیچ ربطی م به اسمم نداشت

آدم یاد چه گوارا می افته :)))

۲۳ شهریور ۱۲:۲۲ بای پولار
آره هیچ وقت آدم به جای قبلش بر نمی گرده. هیچ وقت...

به جای بهتری می رسه، به جایی که رشد کرده :)

درک جالبی بود!
 مهلا رو ببوس عمه پری:****

نسترن گلی چطوری؟ خوبی؟ پیام اومد پیشت؟


ممنونم عزیز دلم، جایت خیلی خالیه :(

:/

:-|

ازصفر شروع کردن هیچوقت بد نیس
پر از تجربه میشی و دوباره شروع میکنی

این که آدم تجربه ها را به عنوان یک پله ارتفاع گرفتن ببینه خیلی خوبه :)

۱۶ شهریور ۲۱:۴۹ گربه بنفش
مهلا جز عشق های من است:))

عشق مشترکمون است :)

۱۶ شهریور ۰۹:۰۸ Lady cyan ※※
دید جالبیه ^_^

موافقم :)

موافقم! البته بیشتر با مهلا! D:

مهلا عشقه :)

چه دیدگاه جالبی. .تاحالا اینجوری فکر نکرده بودم :))

عمه نا! عزیزم ^_^

:) دیدگاه متحول کننده ای است، باعث میشه آدم افسردگی نگیره :)

۱۶ شهریور ۰۰:۵۷ آقاگل ‌‌‌‌
این حرفتون رو دقیقا یکی از استادهامون میزد. اون مثال مورچه رو میگفت. میگفت مورچه ای رو در نظر بگیر و یک مخروط رو هم در نظر بگیر. حالا فرض کن مورچه از دهنه کوچک مخروط وارد مخروط میشه و شروع میکنه به دور زدن و جلو اومدن توی مخروط. هرچی جلوتر میاد دنیاش بزرگتر میشه. بعدهاش بیشتر میشه. و فضاش گسترده تر.
زندگی ما آدم هام همینه واقعا
.
عمه نا آخه؟ :))
امیرحسینمون به دختر خاله م که اسمش فاطمه بود میگفت آجی فانینی! یاد اون افتادم.

به به، دقیقا همین مخروط مفهوم اسپایرال است :)


فانینی خیلی خوبه، خیلی دوست داشتنیه :)

۱۶ شهریور ۰۰:۰۰ آقای خوش فکر
جایزه ی نوبل بعد از واتسون و کریک که ساختار DNA رو کشف کردن ، باید به شما تعلق بگیره !

فکر نکنم خیلی ایده اش برای من باشه، فکر کنم یه عالمه آدم دیگه هم همین ایده رو دارن :) شاید من هم جایی به گوشم خورده بوده، جایی در ضمیر ناخودآگاهم نشسته بود شاید

ولی ممنونم از نظر لطفت :)

یه سطح میری بالاتر... زندگی سه بعدیه... چه دیدگاه دوست داشتنی!

دیدگاهیه که باعث میشه آدم ناامید نشه :))

۱۵ شهریور ۲۲:۰۵ مترسک ‌‌
در مورد این حرف زدن بچه‌ها یه چیز خوشمزه‌ای یه جا خوندم؛ میگه که بچه‌ها توی ذهنشون کلمه رو درست میگن، مثلاً همین دوستمون توی ذهنش میگه «عمه پریسا» و متوجه نیست که داره اشتباه تلفظ می‌کنه و اگه بزرگ‌ترا عین خودش تلفظ کنن و مثلاً بگن «عمه نا»، سیامک انصاری درونش فعال می‌شه و پوکرفیس به دوربین خیره می‌شه که «این چی چی میگه؟»؛ ضمناً از طرف من برادرزاده جان رو ببوسید ^_^

خیلی خوشمزه بود مترسک :) یادم بمونه :)


حتما، حتما می بوسمش :)

۱۵ شهریور ۲۱:۳۶ آقای سوژه خوار
فنر؟؟
مگه این که فنر خراب باشی که به جای اول بر نگردی!
عمه نا :))
دارم به این فکر می کنم عمو بشم چی صدام کنن عمو طا :/

عمو طا خیلی خوب بود، عالی بود :)))))))))

((: عمه؟

عمه نا :))))))))))

۱۵ شهریور ۲۱:۱۹ مونا حاجی مومنی
سه بعدی و مارپیچی تعبیر قشنگی بود :)) دستت درد نکنه :*

ممنونم از تو مونای مهربونم :*

۱۵ شهریور ۲۰:۵۹ جودی آبوت
چ جالب
الان ک یادم افتاد بیام وبت،شما آپ کردی:)

درست میگی،ما اگه حتا ب جایی برسیم که فکرکنیم یه چیزایی رو از دست دادیم و رسیدیم جای قبلی،باز هم یه پله بالاتریم

عمه نا ک قشنگ تره😍

به نظر خودم هم قشنگتره، "عمه نا" خیلی عاطفیه :)

چقدر پاراگراف دوم هنرمندانه نوشته شده :)

:))) ممنونم

چه دیدگاه خوبی 

ممنونم :*

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۶)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۲۴)
زندگی بهتر (۵۶)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۱۷)
صابرانه (۴۰)
از این روزها (۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۵)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۳۵)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
کودک یاری :-)
لاله
بدخوابی :-(
لباس بچه :)
جان پناه
مهر مادری...
تو لیلی شو* :)
مهلا و لیلی*
شاخک :-|
شیرخوارگی :)
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
یکی بود، یکی نبود
دوبله وسط :-)
حیوان ناطق
اشک و لبخند
توقع
خطای شناختی :-|
پذیرش :-|
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
شفایافتگان
مادر شوهر
مادرانگی :)
دوبله وسط :-)
لیلی، نام دیگر عشق است...
لیلی، مثلِ پری
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
تیرمن
خاطرات روزانه
دامن گلدار اسپی
جولیک
سرو روان
هیولای درون
سکانس های توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
بابا لنگ دراز
یک آشنا
ذهن زیبای یلدا
یک مترسک
لافکادیو
جادوگر آئورا
آنای خیابان وانیلا
Begin Again
گاه نوشت های یک "من"
آقاگل ملت
بای پولار
وایسیـ ورسا
این روزهای من
بهار پاتریکیان
سیناپس های نارنجی
غرور شکسته
فیلوسوفیا
فیش نگار
نارخاتون
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان