عشق

نمی دانم...

عشق، شاید با محبت بی دریغ بی چشمداشت، با خوبی کردن های دو طرفه، با خاطره سازی به دست می آید...

ولی بی شک با سردی از بین می رود

آرام آرام

آن قدر نرم که حتی باورت نمی شود که چه شد


پ.ن. امروز دوستی مهمانم بود، عزیزتر از جان، آمار هراس انگیزی که از جدایی های اطرافیان دو حلقه دورتر برایم گفت، من را ترساند... مدام در بهت می پرسیدم: ای واییییی :-( آخه چرا؟ :-(((( توافقی؟ چی شد آخه؟ :-(

۱۰
وای از جدایی نگید. تو فامیلای دورمون یه زن و شوهر بعد بیست و خورده ای سال زندگی و در حالی که دختر بزرگشون ازدواج کرده بود و یه پسر پنج ساله داشتند طلاق گرفتند. جالبه چند ماه نشده آقاهه با یه دختره همسن بچه ش ازدواج کرد و زنه هم پشت بندش با یک مردی که از خودش چندسال کوچیک تر بود.

واقعا آدم می مونه چی بگه...

ای داد :-(

واقعا امارش ناراحت کننده اس:(

وقتی آدم می شناخته مخصوصاً، خیلی ناراحت میشه :-(

۱۶ ارديبهشت ۱۲:۳۲ قاسم صفایی نژاد
عشق مانند گل، نیاز به آب و نور و مراقبت دارد وگرنه پژمرده می‌شود
۱۶ ارديبهشت ۰۷:۵۹ دچــ ــــار
بقول بنیامین عشق احساسه نه معادله :)

:(
۱۵ ارديبهشت ۲۳:۱۹ ஜ miss fatemeh ஜ
این روزا آمارش زیاد شده...
یکی از علت هاشم عشق های یک طرفست...
طلاق عاطفی خیلی بده :/

اوهوم :-(

 ... 

:-(

سلام 
داداش منم یکی از هموناست :((
منتها سه سال طلاقشون عاطفی بود بعد شد رسمی :((
چرا ؟
دخالت خانواده دختر (ما واقعا در طول اینمدت دخالت نکردیم و در جهت صلح براومدیم ) ، توقعات جامعه و محیط (اقتصادی )  گرفتن مهریه 
و الی آخر ...
از همه مهم تر عدم شناخت دقیق همدیگر در همان روزهای ابتدایی ...
مادرم همون روز اول به داداشم گفت :
۵ سال زندگی تون پا میگیره بعد ۵ سال با وجود یه بچه از هم جدا میشین ...
دقیقا همینی شد که مادرم گفت:(

روح مادرت شاد واران گیان، خیلی مادر عاقل و مهربان و دلسوزی بودن :*


این رفقای من هم همه اولش تو طلاق عاطفی بودن، خیلی ناراحت شدم براشون ولی :(

۱۵ ارديبهشت ۱۱:۳۸ •✿ آرورا ✿•
خوبه باز اونا جرات داشتن و طلاق گرفتن. یه سری ها با مصیبت با هم زندگی میکنن ولی ...

اوهوم، بعد از چند سال طلاق عاطفی :-(

۱۵ ارديبهشت ۱۱:۱۴ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ما هم یه بار نشستیم، تعداد جدایی های اطرافیانمون رو شمردیم، آمار وحشتناکی شد:(

خیلی تلخه :-(

ادم گاهی مجبوره ....

آره می دونم، خیلی تلخه ولی :-( مخصوصاً زندگی کسانی که دورادور می شناختی شون، آدم واقعاً غصه می خوره

لیلی نام دیگر عشق است. :)

خیلی چسبید این کامنت آقاگل، ایول، واقعاً ممنونم :)

۱۵ ارديبهشت ۰۰:۱۷ یا فاطمة الزهراء
بدتر از طلاق رسمی طلاق عاطفیه که نمیشه آمار دقیق ازش در آورد و حجمشم خیلی زیادتره

اوهوم :( درست میگی فاطمه، اینهایی که ماجراشون رو تعریف می کرد هم همگی دو سه سال آخر رو تو طلاق عاطفی بودن...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۳)
زندگی بهتر (۶۹)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۰)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۱۰۴)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۰)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۶۰)
کتابخوانی (۳)
مشاوره (۷)
آخرین نوشته ها
آیلین
شالاپ-شلوپ
دایره امن
یادگیری آزاد
ای بابا :-)
انسانگرا
دون دون
شب تبدار
شکست مثلث :-)
مثلث
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
بد غذا :-)
جان، لیلی لیلی
دوازده ماه در یک قاب
یکی بود، یکی نبود
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
مادر شوهر
مادرانگی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
لیلی، نام دیگر عشق است...
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
شهاب الدین*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان