سیِ سه

سه شنبه، سی خرداد، در آخرین ماه های سی و سه سالگی

ساعت دو صبح، کیسه آب، پریدن از خواب، دلشوره، "هفته ۳۶ تمام شده؟"، "صابر بیدار شو باید برویم بیمارستان"، "نگران نباشی پریسا"، دلشوره، دلشوره، اورژانس، بیمارستان لاله، بلوک زایمان، "ریه هاش کامل شده؟"، "خبر کنید دکترش بیاد"...

"ببریدش اتاق عمل"، "دکتر، ریه هاش... :-("، "نگران نباش، دخترم"

سابقه عمل جراحی؟ سابقه بیهوشی؟ سزارین؟ "ممکن است برود NICU، می توانید هزینه ها را تقبل کنید؟" :-(

اذان صبح، بیست و پنجم رمضان، "ختم قرآنم تمام نشد :-("، ناشتا بودی؟ اسپاینال؟ پاهایم رو حس نمی کنم، صدای گریه لیلی، لپ کوچکش روی گونه راستم، سالم است، "دستگاه نمی خواد؟"، "دخترم کجاست؟"، ریکاوری

"نباید تکان بخوری"، "گردن از محور ستون فقرات خارج نشود"، مامان، بابا، صابر، خاله، شیردهی، کوچولوی ۲.۵ کیلویی ما :-) سالم است؟ سالم است؟ لیلی کجاست؟

سالم است :-) چه خوشگله :-) "فقط مایعات"، "تکان نمی خوری"، "تکان نخور، خانم!" لیلی سیر نمیشه، شیرخشک، شیر، دارو، ملاقات، بهناز، بی قراری، بی قراری، هذیان، "می خواهم بروم خانه، من رو مرخص کنید" :-(

"الحمدلله حال مادر و دختر خوبه، تا ظهر مرخص می شوید :-)"

خانه، خانه، خانه :-) مامان، سردرد، متخصص اطفال، سردرد، تهوع، بالا آوردن کنار خیابان، بیمارستان صارم، تست زردی، "کمی بالاست"، "فردا تکرار شود"، "آب بدن بچه کم شده، شیر مادر غلیظ است برایش، ۳۰ سی سی کمکی با قطره چکان"، خانه مامان، سردرد، سردرد، "تو برو استراحت کن پریسا! جانِ من برو"

"پریسا استراحت کن، جانِ من"

"جانِ من"

تکرار تست زردی، مهمان، دادا سهیلا و عمه مریم و عمو محمد، زردی نرمال شده، تکرار دو روز بعد، بخیه ها تیر می کشد، "این درد کمر است یا کلیه؟" گریه، "چرا خوب نمی شوم؟"، "وزن زیر 2.5 کیلو؟ غربالگری تکرار شود"، "به خاطر ۳۵ گرم؟" گریه، بی قراری، "زردی نرمال است"، لیلی خوب است، همه چی خوب است، نگران نباشی...

شیشه نچرال، کمکی، شیردوش... شب ها گرسنه است، غربالگری خوبه، منحنی پایش رشد خوبه، دکتر عزیزم :-) بخیه ها رو بکشیم، "همه چی عالیه دخترم"، بیشتر استراحت کنی...


یک روز کامل، فقط با شیر مادر، بدون ضعف، بدون کمکی، موفق می شویم؟

۱۸
خداروشکر که سالم و سلامتید جفتتون :*

مرسی مرسی :*

خسته نباشی عزیزم...اولش بی قراری زیاده و تا دستتون بیاد یکم طول میکشه ولی زودی میگذره. 
برای شیر هم درسته شیر مادر بهترینه ولی ممکنه کافی نباشه براش و این خیلی مهمه. برای دلسا هم همینطور بود و مرکز بهداشت تاکید داشت فقط شیر مادر ولی دکتر اطفال گفت درست نیست چون ممکنه اون شیر کیفیت نداشته باشه و بچه رو سیر نکنه.

مواظب خودت باباش مامان پری:*

ممنونم نسترن گلی جونم :* دقیقا همین طوریه، اون اولش لیلی اذیت بود خب


مرسی از تجربه ات

۱۶ تیر ۲۳:۱۲ ملکه بانو
سختی ها میگذره، شاید نه ۴۰ روز، نه ۳ ماه و ۱۰ روز، نه ۴ ماه و فلان روز و نه حتی ۶ ماه ولی میگذرد مثل برق و باد.
سعی کن لذت ببری از تک تک لحظات شیرینش که تکرار نشدنی است این لحظات
خدا کمکت کنه

چه خوب گفتی ملکه جانم :*

خدا رو شکر. خدا رو شکر. خدا رو شکر...

ای جانم دایی :-)

چهل روزش که تموم بشه دیگه میفتید رو غلتک :دی همه ی این سختی ها و نگرانی ها و اینا هم انگار که خواب بوده باشن, میشن دور و اصلا انگار نه انگار که بودن :-)
خیلی جالبه من هنوز مامان نشدم ولی با قرار گرفتن در روند رشد یک سه قلو که دو سه روز دیگه سه ماهشون میشه یعنی کوله باری از تجربیات نوزاد داری رو به دست آووردم :)))

خدایی اش عین این مامانهای با تجربه می مونی :-)

۱۶ تیر ۰۳:۱۶ محمود بنائی
واو چقدر بالا و پایین داره این دنیا اومدن دختر بهار، لیلیِ ناز :) فقط امیدوارم سالم و تندرست باشین هم شما هم لیلی جان. 

یه دنیا ممنون :-)

۱۵ تیر ۱۹:۴۵ •✿ آرورا ✿•
یه خسته نباشی اساسی مامان پری عزیززز

سپاسگزار آرورا جانم :-)

۱۵ تیر ۱۷:۲۳ هولدن کالفیلد
همونایی که اون روزی گفتم :)

باید پاسخ بدهم کم کم :-)

۱۵ تیر ۱۷:۰۵ میرزاده خاتون
خداروشکر که حال هردوتون خوبه
تولدش مبارک
روز به روز شیرین تر و عزیزتر می‌شه طوریکه خستگی دوران بارداری و زایمان رو فراموش می‌کنی  :)

ممنونم میرزاده خاتون جانم :*

۱۵ تیر ۱۶:۳۰ فاطمه .ح
به لحظات خوب آینده که قراره از دست و پاش عکس بگیری و بذاری اینجا و کلی آدم ذوق کنن بیندیشیم :دی

آره :-)))))

۱۵ تیر ۱۶:۰۳ Miss pocker face
مبارکه عزیزم :)
چقدر اذیت شدی عزیزم 
خدا رو شکر دختر گلیت سالم و سرحال دنیا اومد
زردی مشکل خاصی نیست زیر نو مهتابی بمونه سریع خوب میشه :)

فدای تو عزیز دلم :* کنترل شد زردی اش، به دستگاه نرسید :-)

۱۵ تیر ۱۳:۰۲ بانوچـ ـه
ای جان، چه زود گذشت (البته برای ما :دی) انگار همین دیروز بود شنیدیم باردارید... ان شاءالله همه چیز از اینم نرمال تر میشه... توکلت به خدا باشه و نگران نباش :)

خدایی اش برای من خیلی هم زود نگذشت :-)

۱۵ تیر ۱۱:۵۸ خور شید
پریسا نگران نباشی.. 

خورشید جانمی :*

۱۵ تیر ۱۱:۱۱ آقاگل ‌‌
لیلی نام دیگر اردشیر است. نه ببخشید اشتباه شد نام دیگر عشق است. :) و خب عشق بی دردسر کی دیده؟ مهم اینه که به معشوق که لیلی باشه رسیدید و الان هم حال خودتون هم حال لیلی جان خوبه. :))
.

شاعر می فرمایند: گر همسفر عشق شدی، مرد سفر باش :-)

عزیزممم,2.5 کیلو که خیلیم خوبه❤ ایشالا همه چیز کم کم درست و.درست تر میشه به امید خدا❤❤

شانس آوردیم به 2.5 رسیده بود ثمین جانم، گفتم هفته 36، همه شون فکر کردن میره NICU

۱۵ تیر ۱۰:۰۸ پـــــر ی
چقد سخته مادر شدن
همیشه سلامت باشین :)

فراز و نشیب بیابان عشق دام بلاست

کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

۱۵ تیر ۰۹:۴۲ زمرد .🌹
وای زردی
2.5 کیلو ای جان مثل بچهای من جوجه است که

نگران نباش یک ماه اول با همین چیزا میگذره بچه بخاد بدنیا بیاد میاد کاری به هفته های دکتر نداره خخخ

یعنی یه لایک برای جمله آخرت :-*

۱۵ تیر ۰۸:۲۳ ماهی کوچولو
بازم تبریک بابت اومدنش
و اینکه چقدر سخت بوده زایمانت :(
ان شاء اللّه روزای خوبی باهم داشته باشین

مرسی ماهی جونم، فدای تو :-)

۱۵ تیر ۰۷:۳۴ نار خاتون
ای جونم... خدا حفظتون کنه

عزیزی نار خاتون جانم :*

۱۵ تیر ۰۶:۵۲ yalda shirazi
حتما که موفق میشین!
غصه هیچ کدوم از اینا رو نخورین. اصلا بچه های جدید بدون زردی به دنیا نمیان! تازه من خودمم زردی داشتم زیر مهتابی میخوابوندنم! ببینین حالا چه سرحالم؟!!!
یه کم دیگه بگذره همه چی خوب و عادی میشه..

آدم وقتی در غصه هاست انگار هیچ وقت تموم نمیشن :( ولی وقتی ازش در میاد مثل یه خاطره دور می مونه...

۱۵ تیر ۰۶:۱۶ بهارنارنج :)
الهی دلم کباب شد چقدراذیت شدی:-(
بله که میتونی بانو کم کم یاد میگیری..
مواظب خودت باب مامان لیلی کوچولو

یاد گرفتم کم کم بهار نارنج جانم :) مرسی بابت قوت قلب :*

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۶)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۲۴)
زندگی بهتر (۵۶)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۱۷)
صابرانه (۴۰)
از این روزها (۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۱۵)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۳۵)
کتابخوانی (۳)
آخرین نوشته ها
کودک یاری :-)
لاله
بدخوابی :-(
لباس بچه :)
جان پناه
مهر مادری...
تو لیلی شو* :)
مهلا و لیلی*
شاخک :-|
شیرخوارگی :)
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
مادرانگی :)
کوچولو بیا*
یکی بود، یکی نبود
دوبله وسط :-)
حیوان ناطق
اشک و لبخند
توقع
خطای شناختی :-|
پذیرش :-|
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
بی کلید در* :-)
کوچولو بیا*
شفایافتگان
مادر شوهر
مادرانگی :)
دوبله وسط :-)
لیلی، نام دیگر عشق است...
لیلی، مثلِ پری
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
تیرمن
خاطرات روزانه
دامن گلدار اسپی
جولیک
سرو روان
هیولای درون
سکانس های توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
بابا لنگ دراز
یک آشنا
ذهن زیبای یلدا
یک مترسک
لافکادیو
جادوگر آئورا
آنای خیابان وانیلا
Begin Again
گاه نوشت های یک "من"
آقاگل ملت
بای پولار
وایسیـ ورسا
این روزهای من
بهار پاتریکیان
سیناپس های نارنجی
غرور شکسته
فیلوسوفیا
فیش نگار
نارخاتون
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان