اینجا گودبای پارتیه جعفره*

قراره یه دورهمی خداحافظی بگیرم مادر و کودک، با چندتا از دوست‌هایم که بچه‌هایی در سن لیلی دارند. امروز یکی‌شون می‌گفت همسرم گفته آخه این چه ساعتیه... نهار روز غیر تعطیل؟ مردهای دیگه چطوری میاین؟

کلی خندیدیم، طفلک حق داشت فکر کنه دعوته، چون اسمش گودبای 'پارتی‌'ه :دی


* اگه نشنیدین، یه سرچی بزنید دنبال آهنگش :)

۱۳
O_o چی کی کجا ! 
چرا همه دارن میرن :(
منم با خودتون ببرید

اومدیم هلند آشنا، من که دلم راضی نبود که ولی بیا پیشمون اینجا جا زیاد داریم :*

۲۸ بهمن ۲۲:۵۶ مرتضا دِ
یه حس هم خانوادگی جالبی رو تجربه کردیم انگار
کلا فضای وبلاگی یه فضای خاص و منحصر به فرده

چقدر هم که دارم دیر جواب میدم :) آره واقعا هنوز که هنوزه وبلاگ برای من یه فضای خاصه :)

۲۸ بهمن ۲۲:۴۲ مرتضا دِ
:)))
خدا حفظش کنه
چقدر هیجان و دلشوره داشتیم دسته جمعی ...
یادت میاد؟ 

آره مگه میشه یادم بره؟


چه روزهایی بود :)

۱۸ بهمن ۱۸:۰۳ چوگویک ...
عنوان رو خوندم از خنده منفجر شدم :)) خدا خیرت بده 

:)))))))

از دیروز که این مطلبو خوندم مغزم داره این اهنگو برام میخونه!هر کارم میکنم ساکت نمیشه! اسیر شدم بخدا :))))

خودم هم یه دو روز درگیر بودم :دی

۱۶ بهمن ۱۸:۱۴ دنیای کامپیوتر ...
عنوان مطلب مرا به خنده انداخت

خیلی آهنگ باحالی بود :)


۱۶ بهمن ۱۵:۱۴ محمود بنائی
امیدوارم برید و راه باز کن بشین، من که پارسال توی فکرش بودم اما دل رفتن نداشتم و تعلل کردم. مراقب لیلی جان باشین. 

ایشالا هر چی خیره براتون پیش بیاد

۱۶ بهمن ۱۱:۵۴ مرتضا دِ
اردشیر من :)

:))))) واقعا اردشیری شده برا خودش

۱۶ بهمن ۰۱:۱۴ سینگ ‌‍
هرچی نوشته‌هاتون بیش‌تر به رفتن نزدیک می‌شه من غم‌گین‌تر میشم وقتی میام این‌جا رو می‌خونم و جالبیش اینحاست که تا حالا از نزدیک شما و لیلی رو ندیدم...
سفرتون به سلامت...

:( اوهوم

۱۵ بهمن ۲۲:۳۱ ملکه بانو
ما هم بچه داریما، دعوت نیستیم؟

چقدر دیر دارم این کامنت های محبت آمیز رو جواب میدم آخه :( یکی بیاد من رو شطرنجی کنه

۱۵ بهمن ۲۲:۲۹ باران ..
همون حرف دوم ام اسی خوشبخت :((
سلام 
خدا پشت و پناهتون

:) مهمونی مادر و کودک بود خب :*


سلام جونم،‌ خوبی؟

۱۵ بهمن ۲۱:۵۷ یک آشنا
امم - چرا گودبای ؟

داریم میریم دیگه آشنا :( خداحافظ

۱۵ بهمن ۲۱:۵۳ خانومی ...
خدا به همراهتون :)

ممنونم :*

۱۵ بهمن ۲۱:۳۷ ام اسی خوشبخت
آهنگش عالیه :))
ما دعوت نیستیم؟ درسته لیلی خوشگل نداریم اما دوستتون داریم :)

عزیز دلم :* اگه تهران بودی می گفتم بیایی، بی لیلی هم قبول بود :)

۱۵ بهمن ۲۱:۱۸ آشنای غریب
:)))

:)))

۱۵ بهمن ۲۱:۱۸ پشمآلِ پشمآلو
اااااا این اهنگه:)))
بنده خدا چق صابون ب دلش زده:دی

:دی دلم سوخت برایش یه کمی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۴)
زندگی بهتر (۷۵)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۴)
از این روزها (۱۴۲)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۵)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۸۰)
کتابخوانی (۴)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۴۹)
آخرین نوشته ها
آشفتگی
باب افتعال*
سر خط خبرها...
مهلا و یلدا
حاضر جوابی
خاخائو
کریسمس
ظاهر و باطن
Keep pressing One
دلداری
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
کوچولو بیا*
مادرانگی :)
سوگواری
یازده ضربدر سه
حضور
شوک دمایی
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
مادر شوهر
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
پسر یا دختر! مسئله این است...
کوچولو بیا*
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
پسر یا دختر! مسئله این است...
دوبله وسط :-)
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
دی ۱۳۹۸ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان