Refugee

خانومه تو پارک، در حالی که لیلی هاپو هاپو گویان خودش رو به سگش رسانده و نازش می‌کرد، با لبخند ازمن پرسید که کجایی هستیم.

گفتم: ایران

گفت: پناهنده‌اید؟

گفتم: نه، همراه همسرم آمدیم که اینجا کار می‌کند، برای یک شرکت آلمانی :)

از آنجا که من و لیلی همچنان سگ زیبایش را نوازش می‌کردیم، مکثی کرد و ادامه داد: جالبه شما یا دخترتان با سگ مشکلی ندارین، تا جایی که می‌دونم در کشورهای اسلامی سگ نجس محسوب می‌شود...

گفتم: در تهران، دخترم را می‌بردم مدرسه طبیعت، در باغ گیاهشناسی، آنجا سگی داشتیم که مراقب حریم مدرسه و بچه‌ها بود، برای همین سگ‌ها را خیلی دوست دارد :)

پ.ن. دیگر نگفتم برایش که در سال جدید مجوز مدارس طبیعت لغو شده‌است :-( یکی از ویژگی‌های اینجا این است که رگ وطن پرستی‌ات می‌زند بالا و دوست نداری کسی چیزی بگوید درباره ایران، مخصوصاً این که ایرانی نباشد...

۱۸
۱۵ فروردين ۲۳:۵۲ گندم بانو
من یه جوری از سگ میترسم که از عزرائیل نمیترسم :)))

عزیزم :)‌ خاطره بد داری با سگ؟

کلا از ما ایرانیا تصور واقعی ندارن. بیشتر شبیهمون کردن به کشورای همسایه که تونستن ببینن. تو غذاخوری دانشگاه با یه ایرانی دیگه فارسی حرف میزدم، یکی اومد و ازم پرسید شما ایرانی هستین؟ بعدم سر صحبتو باز کرد که من بیشتر کشورای خاور میانه برای اینترنشیپم رفتم بجز ایران که بهم ویزا نداد. الانم دارم سعی میکنم فارسی یاد بگیرم! گفتم چه خوب! فارسی چیا بلدی؟ با یه سادگی خاصی تو چشاش گفت: ان شا الله! الحمد الله!!!!!

این بیتم بعد این که توضیح دادم کلماتی که گفته عربیه اما تو ایرانم استفاده میشه خوند که نشون بده خیلی هم نابلد نیست: عیشم مدام است از لعل دلخواه، کارم به کام است الحمد الله

همین که بهشون ویزا نمی دهیم و هی میگیم هر کسی اومد جاسوس بوده و دستگیر میشه و اینا ... خب خودش دید منفی ایجاد می کنه :-|

۱۳ فروردين ۱۰:۵۸ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
توی دانشگاهمون یه سگ ناز تپل بود که شش هفت تا توله کوچولو داشت^_^ دانشجوها با توله‌هاش بازی می‌کردند، مادرشون هم کاری به کارشون نداشت

عزیزم :)‌ 

۱۳ فروردين ۰۹:۱۹ بهارنارنج :)
😕
من سگارو دوست دارم،با آدماییم که سگ دارن مشکلی ندارم درواقع به دیدگاه همه احترام میزارم

ولی خب علی رغم عللاقم هیچوقت نخواستم دست به سگ بزنم یا داشته باشیم،و بنظرم حتما دلیلی داشته که اسلام این حکم داده😊ولی خب گفته با حیوونا مهربون باشید😊ماهم مهربونیم غذا میدیم😁


منم ناراحت میشم پقتی میبینم بعضیا چه دید بدی به ایرانیا دارن،برا همین توریست میبینم اینجوری😊😊میشم

خب سگ بیرون خونه برای من مثل سگ نگهبان گله و ایناست :دی خیلی دیدشون منفیه، متاسفانه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۴)
زندگی بهتر (۷۵)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۴)
از این روزها (۱۴۲)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۵)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۸۰)
کتابخوانی (۴)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۴۹)
آخرین نوشته ها
آشفتگی
باب افتعال*
سر خط خبرها...
مهلا و یلدا
حاضر جوابی
خاخائو
کریسمس
ظاهر و باطن
Keep pressing One
دلداری
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
کوچولو بیا*
مادرانگی :)
سوگواری
یازده ضربدر سه
حضور
شوک دمایی
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
مادر شوهر
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
پسر یا دختر! مسئله این است...
کوچولو بیا*
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
پسر یا دختر! مسئله این است...
دوبله وسط :-)
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
دی ۱۳۹۸ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان