قربون چشم بادومی

جگرگوشه تازه بیدار شده، ازش می‌پرسم می‌خواهی بریم اتاقت با هم بازی کنیم؟ میگه نه الان ساعت ددر است (در مقابل ساعت بازی مامان و لیلی)! میگم: بریم پشت خونه توپ بازی؟ شن بازی هم میشه کرد، هاپو‌ها هم میان بدو بدو. میگه: شن بازی؟ آره، بریم دریا! 

حالا بیا و درستش کن :دی 

 

۱۵
۳۱ شهریور ۲۲:۳۳ ستاره‌ی آبی

 اینجوری که شما گفتی منم دلم شن بازی خواست دیگه چه انتظاری از بچه دارید خب؟:))))

:)))))

۳۱ شهریور ۱۰:۳۷ میرزا مهدی

چند روز پیش یه بچه اومده بود آتلیه. نمیذاشت عکسشو بگیرم. تهش بهش گفتم اگه بذاری عکس بگیرم مامانت میبردت،.. (حرفمو بُرید و گفت)  : دَدَر دودور؟ :))

خدا حفظ کنه جگر گوشتونو

چه وروجکی بوده :)


ممنونم میرزا

ای جانم عاشق این دونفره هام

عزیزی :)

۲۹ شهریور ۲۳:۱۲ ملکه بانو

چقدر لحظه های زندگی با بچه‌ها شیرینه. برات آرزوی استفاده از تک تک‌این لحظات و چشیدن لذتش رو با تک تک سلول هات دارم.

ممنونم برای آرزوی قشنگت:*

۲۹ شهریور ۱۸:۳۲ آقاگل ‌‌

:)))

این عبارت قربون چشم‌های بادومی برای من عبارت خیلی شیرینیه. معمولاً بعد از گفتنش می‌رسیدیم به اینکه «خب من بادوم می‌خوام.» 

دیگه شیرینی‌اش به همون است :)))

۲۹ شهریور ۱۸:۱۹ محمود بنائی

😅 یکوقت هایی دهان بی موقع باز می شود و توضیحات اضافه می دهیم. لیلی جان ما را ببرید ساحل حالا. 

فردایش بردمش :) ولی خیلی سرد شده برای ساحل رفتن، مخصوصا که رضایت نمیده فقط شن بازی کنه و میخواد بره وسط آب صدف جمع کنه

۲۹ شهریور ۰۹:۲۷ حامد سپهر

واسه خودت کار درست کردی:))

خدا حفظش کنه

دیگه وسطش مونده بودم :)))

چه مامان باحوصله ای که اجازه شن بازی به بچه میده دردسر تمیزی بعدش خیلی زیاده خوشبحال لیلی بخاطر همچین مامان پایه ای 

ممنونم از دلگرمی‌ات عزیزم :*

۲۹ شهریور ۰۱:۰۴ פـریـر بانو

همین امروز ما هم کلی ماجرا داشتیم تا بچه‌ها رو راضی کنیم هوا سرده و واسه آب‌بازی کردن تو دریا مناسب نیست. :| :دی

معضل جهانی است :))) چطور راضی شدن؟ بچه ما که رفت تو آب :-|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۴)
زندگی بهتر (۷۵)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۲)
صابرانه (۴۳)
از این روزها (۱۳۰)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۳)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۷۷)
کتابخوانی (۴)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۳۶)
آخرین نوشته ها
برنامه‌ریزی
شاید آرزوی کسی باشی
ستاره قطبی
پاتریشیا*
دریچه چشم کودک
بر سر دوراهی
چطوری ایرانی؟
شاگرد آخر کلاس
مدینه فاضله
قربون چشم بادومی
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
کوچولو بیا*
مادرانگی :)
خواهرانه :-)
شوک دمایی
حضور
مسئله
لیلی، جانِ مامان
خسته نباشید...
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
مادر شوهر
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
پسر یا دختر! مسئله این است...
کوچولو بیا*
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان