مدینه فاضله

هیچ می‌دانستید هیچ مدینه‌ی فاضله‌ای این ور دنیا وجود ندارد؟ در واقع هیچ‌کجا وجود ندارد!

مدینه‌ی فاضله از تفکر سیاه و سفید می‌آید که القا می‌کند ما در بدبختی و جهل مرکب، ابدالدهر مانده‌ایم و آن ور دنیا همه در بینش عمیق و خوشبختی غلت می‌زنند، که نظام آموزشی ما رفتارنگر و رقابتی و ... است و آن ور دنیا همه انسان‌نگر و نه تنبیه-نه تشویق، که سیستم حمل و نقل ما دیزلی و هندلی است و آنجا ساعت حرکت اتوبوس‌ها از پیش ثبت شده و هرگز یک دقیقه جابجا نمی‌شود...

باور کنید یا نه این‌طور نیست! مدینه فاضله نداریم چون نظام گردش دنیا سیاه و سفید نیست، خاکستری است، حالا برای ما در یک بخش‌هایی خاکستری پررنگ، آن ور دنیا خاکستری کمرنگ، برای ما در بخش‌های دیگری خاکستری کمرنگ، برای آن‌ها پررنگ... 

* عنوان نوشته را از آرمان‌شهر به مدینه فاضله تغییر دادم که به منظور من نزدیکتر باشد :)

۲۰

واژه آرمان از نظر شما مدینه فاضله و از نظر می‌شه: هدف.

یعنی اون چیزی که می‌خوایم بهش برسیم

اما کشکی که بهش نمی‌رسیم، برایش کلی

تلاش می‌کنیم، به قولی:جر می‌خوریم.

شهر آرمانی یعنی یه شهری که بهترین ها توش

باشند، خود آدم ها بهترینند که لایق بهترین شهر باشند، نه، نیستند.

این آرمان شهر ساختن دست من و تو و... نیست، یه همت هشتاد میلیونی می‌خواد که به آرمان شهر نزدیکش کنیم

ضمناً خیلی ها از آرمان شهر ساختن بدشون میاد.

این هدف نشدنی نیست، ولی میشه با تغییر در خودمون جایی که هستیم رو به آرمان خودمون

تبدیل کنیم.

مثلاً:خودمون رو.

 

ممنونم از توضیحت، عنوان نوشته رو تغییر دادم که به منظورم نزدیکتر باشه، من دنبال شرح هدف و تلاش نبودم در این نوشته. اصل واژه utopia یونانی است و معنی آن «جایی که وجود ندارد» یا «ناکجاآباد» است. میخواستم این مفهوم رو منتقل کنم که جای بی هیچ عیب و نقص وجود ندارد، اگر عنوان باعث انحراف از این انتقال معنی است، تغییرش دادم!

۰۲ مهر ۲۰:۴۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

کاش همه جای دنیا رفتن به همین راحتی بود که یکی بگه دعوتنامه بفرستم؟ و من بگم آرهD:

ولی متاسفانه اینجوری نیست:-(

همین نکته داستان غم انگیز است :(

تعریف شما از آرمان چی هست؟

باید بدونم تا بتونم نظرمو کامل بگذارم این جا.

 

واقعیت این که به عنوان معادلی برای مدینه فاضله این کلمه رو به کار بردم، خیلی مفهوم آرمان تو نظرم نبود موقع انتخاب عنوان

۰۲ مهر ۱۱:۵۵ محمود بنائی

نیست اما میشه ساخت! یک کم چشمامون را روی سیاهی ها ببندیم، آرمان شهر خیلی هم دور نیست. 

نمیدونم چرا یاد انیمیشن آپ افتادم! 

شاید سیاهی هم یه خاکستری خیلی خیلی تیره است، این نگاه کمک میکنه کمی‌، چون هنوز یه درصد نور هست تویش

۰۲ مهر ۱۰:۵۵ میرزا مهدی

این مطالبِ اینچنینی که دوستانِ آنطرفِ مرز رفته، مینویسند، خیلی خوب و مفیده. تا باشد آنهایی که در جهل، گرفتارند، بخوانند

من از عروسمون خواستم کتاب دهکده خاک بر سر رو برای تولدم بخرن، بیام ایران با خودم میارمش این دفعه :)


من در حدی که دیدم می تونم مقایسه کنم، ولی اون حالت سفید و سیاهی که می دونم تو کله همه هست و خودم هم درگیرش بودم باعث میشه خیلی تو ذوق بزنه خیلی چیزها، بعدتر عادت میکنی خاکستری ها رو بهتر ببینی

۰۲ مهر ۰۸:۴۸ seashell ..

من توی کشور های مختلف نه ولی توی شهر های مختلف زندگی کردم حتی زندگی توی استان های مختلف ایران هم تفاوت خیلی زیاده ...ولی شما بعد از دو یا سه سال زندگی هر جایی می تونی نظر بدی قبلش مغزت گول میزن مغز همیشه میگه قبلی بهتر بود یا قبلا بهتر بود ولی واقعی نیست

یعنی چون اوضاع جدید رو نمی‌پذیره گولت می‌زنه که قبلی بهتر بود یا چون نمیتونه بین خاکستری‌های هر جا طیف بندی رنگ رو درست در بیاره؟

۰۲ مهر ۰۸:۲۰ حامد سپهر

راستش من چند وقتی اونور آب بودم و به عقیده من اینکه اصلا فرق نکنه نیست چون حتی خاکستری کمرنگ هم بهتر از خاکستری پررنگه

مگه چقدر قرار زندگی کنیم که همش تو تحریم و گرونی و استرس و فشار و عدم آزادی باشه

انشاءالله برای همه موقعیتش فراهم بشه که برای همیشه اونجایی زندگی کنند که خوشتر هستن :)

۰۲ مهر ۰۰:۲۵ Tamana .....

درواقع هرکدوم از ما یه آرمان شهری مختص خودمون تو ذهنمون هست که تنها جاییم که میتونیم بهش برسیم همون ذهنمونه 

یه مفهوم انتزاعی است دقیقا، اگه انتزاعی بودنش باعث نشه که در راه رسیدن بهش فلج بشیم خوبه :)

۰۲ مهر ۰۰:۲۱ seashell ..

من اصلا آرمان شهر نمیخوام می دونم هیچ آرمان شهری وجود نداره فقط همین که جایی باشه که قانون داشته باشه و اون قانون اجرا بشه و من بدونم که قانون ازم پشتیبانی میکن برام کافیه...خونه ای باشه بدون سروصدای همسایه که بشه راحت خوابید جایی با احساس امنیت که نخواد نگران دزدی توی روابط رایج و عادی روزانه باشی. اونجا عالی نیست فقط بعضی جاهاش بهتره

اون بعضی جاهاش که بدتره چی؟ :) می‌دونم می‌خواهی داشته‌هایت رو حفظ کنی و جاهایی که ایراد داره رو درست کنی که خاکستری کم‌رنگ بشه، تنها جایی که میشه این کار رو کرد همون جایی هست که هستی :)

۰۲ مهر ۰۰:۱۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

من باید خودم برم ببینم اینجوری نمیشهD:

برات دعوت نامه بفرستم؟ :)

۰۱ مهر ۲۳:۵۹ محمود بنائی

ما فقط سفیدی ها یا خاکستری کمرنگ های دیگران را میبینیم اونایی که خودمون نداریم حالا چه اینور چه اونور! اما شایداگه سیاهی هاشون را ببینیم دیگه هوس کوه آبنبات قندی به سرمون نزنه. 

اما کاش آرمان شهری باشه کاش شهر رویاهایی باشه و هر آدمی حداقل واسه یک چند روز هم که شده تجربه اش کنه.

همین که چنین جایی نیست بهتر نیست؟

فکر کردن به جایی که هست و هیچ وقت بهش نمی‌رسی همیشه هم امید نمیاره، گاهی بدجور فلج کننده است

۰۱ مهر ۲۲:۵۸ سجاد آشنا

مشکل اینجاست که ما تا  خودمون نیاییم اونور و چند سال زندگی نکنیم باورمون نمیشه!

ولی خب، هیچکس هم به نظرم نمی‌تونه این مسئله رو انکار کنه که توانایی، استعداد و قابلیت کشور و مردم ما خیلی بیشتر از این چیزی هست که الان باهاش مواجه هستیم.

کاش این امکان برای همه فراهم بشه و از اون حالت ایزوله‌ای که درش قرار گرفتیم خارج بشیم :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۴)
زندگی بهتر (۷۵)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۴)
از این روزها (۱۴۲)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۵)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۸۰)
کتابخوانی (۴)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۴۹)
آخرین نوشته ها
آشفتگی
باب افتعال*
سر خط خبرها...
مهلا و یلدا
حاضر جوابی
خاخائو
کریسمس
ظاهر و باطن
Keep pressing One
دلداری
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
کوچولو بیا*
مادرانگی :)
سوگواری
یازده ضربدر سه
حضور
شوک دمایی
خواهرانه :-)
خسته نباشید...
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
مادر شوهر
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
پسر یا دختر! مسئله این است...
کوچولو بیا*
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
پسر یا دختر! مسئله این است...
دوبله وسط :-)
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
دی ۱۳۹۸ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان