زندان مجازی

من اینجا حس می‌کنم توی یه زندانم به وسعت همه دنیا، همه‌ی دنیا هست، اونی که باید باشه نیست :( دایره لودینگ می‌چرخه و می‌چرخه، بعد که ثابت میشه توی دلم میگم لعنتی، ثابت نشو، چیزی نیاوردی که... تا آخرین لحظه به چرخیدن ادامه بده، بذار امید برام بمونه که صدایی دریافت می کنم، حرفی، عکسی، لبخندی...

انگار اونجا مقابلم یه جام بلوری شکننده و ظریف است، شیشه عمرم توی جام جا مانده، این‌جا دست و پا بسته، دلم آشوب است که نکنه بیفته و بشکنه :(

 

پ.ن. دل نگران مادرم بودم، می‌دونستم ایتا داره (خودم رو تبلت‌ش نصب کرده بودم)، سیم‌کارت ایران را گذاشتم که با رومینگ sms ثبت نام بیاد (یک ساعتی طول کشید، اون قدر که فکر کردم دیگه نمیاد) :-| ناچار و مستأصل یه اکانت شصت دقیقه‌ای اسکایپ خریدم که بتونم بهش خبر بدهم میشه روی ایتا برایم پیام بفرسته، صدایش رو که شنیدم کمی بهتر شدم. شبیه داستان interstellar شدم انگار، یا وسط خواب‌های inception. دارم به معنای این رنج فکر می‌کنم، به این سکوت هراس انگیز، به بی خبری...

۱۶

مرسی از توضیحاتتون. پس اسکایپ کار می‌کنه تو ایران، این رو نمی‌دونستم.

با خوندن کامنت این دوستتون دچار فیش نگار فقط یه لبخند تلخ زدم. تلخِ تلخ...

تماس مستقیم رو خط تلفن یا موبایل کار میکنه، با voip

ایتا و اسکایپ چه ربطی به هم دارن؟

اصلا این ایتا چی هست؟

هیچ ربطی به هم ندارن

ایتا یه پیام رسان داخلی است که روی پلتفرم تلگرام پیاده کردن (چون پوسته تلگرام اوپن سورس بود) و زمان فیلتر تلگرام مد بود و مامان من که با فی.لتر شک.ن و اینا خیلی راحت نبود و غر میزد که فلان کانال طب سنتی فقط رو ایتا هست و برام نصب کن و اینا ... ازش استفاده می‌کرد، البته سرورهاش توی ایران است و قاعدتا ربطی به تلگرام نداره از این جا به بعد، برای همین الان کار میکنه، خیلی پرفکت و صد در صد نه، ولی میشه یه پیامی فرستاد

ظاهرا هم طرفدار نداره اصلا، چون از بین ۵۷۷ کانتکت من فقط چهارده نفر دارن که دو تایش پدر و مادرم هستم و چون خیلی محبوب نیست به نظرم تو این وضعیت هنوز down نشده

من می‌دونستم که مادرم داره و نصب کردم که بتونم باهاش ارتباط بگیرم، ولی چون می دونستم از قطعی اینترنت ناامید است و قاعدتا نمیره سر گوشی‌اش اول باهاش تماس گرفتم که بگم اگه خواست میتونه رو ایتا برام پیام بذاره

همین

۲۷ آبان ۲۱:۳۷ פـریـر بانو

اوضاع، دوست‌نداشتنیه؛ خیلی...

و من دارم به همهٔ اون‌هایی فکر می‌کنم که کار و درآمد و همهٔ زندگیشون از طریق اینترنت جریان داره. چقددددر ضرر کردن این‌روزها...

:(

ما هم با اسکایپ زنگ زدیم. داشتم به شرکتی که توش کار میکردم فکر میکردم. شرکتی که 10 دقیقه اینترنتمون قطع میشد کل کار شرکت و کلاینت های تحت وبمون میخوابید.

:( آره شرکتی که من تو ایران باهاشون کار میکردم هم اساس اپ‌شان بر مبنای اینترنت بود، اون نت همراه

۲۷ آبان ۲۰:۰۵ محمود بنائی

برای لیلی جان خوشحالم... 

:(

۲۷ آبان ۱۹:۲۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

فرقی نداره اونجا باشیم یا اینجا مثل اینکه! احساساتمون یکیه!

زندان بزرگ و زندان کوچیک :(

نهایت دو هفته هست طاقت بیار بد به دلت راه نده قوی باش با استرس گرفتن چیزی تغییر نمیکن

اوهوم :(

من که حاضر نمیشم از این جاسوس افزارهای مثلا وطنی استفاده کنم!

نه به ایتا و سروش و بله و آیگپ!

ایرانی؟ :(

۲۷ آبان ۱۱:۳۵ آقاگل ‌‌

هشتگ دنیای قشنگ مسخره باید بزنیم برای این روزها.

 

چه روزهای تلخی اند

اره منم حس خوبی ندارم

هعیییی

 

:(

:(((

:(

۲۷ آبان ۱۱:۱۶ دچارِ فیش‌نگار

آقا ما ریختیم توی ایتا :)

بیا این ور

آره من با مادرم همون ایتا مونده برامون فقط

۲۷ آبان ۱۱:۱۶ پوریا قلعه

تبادل لینک میکنی؟

۲۷ آبان ۱۱:۱۵ پوریا قلعه

:(

:(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۴)
زندگی بهتر (۷۵)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۲)
صابرانه (۴۴)
از این روزها (۱۳۸)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۵)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۷۹)
کتابخوانی (۴)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۴۴)
آخرین نوشته ها
دانگی‌شو!
دیگه تماس نگیر!
نقطه عطف
چلچراغ
زمزمه‌...
سوگواری
چاه عمیق هیچ‌کس
تیک تنهای خاکستری
زندان مجازی
هویت
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
امن‌سازی
کوچولو بیا*
مادرانگی :)
سوگواری
خواهرانه :-)
یازده ضربدر سه
حضور
شوک دمایی
خسته نباشید...
پربیننده ترین نوشته ها
مهاجرت
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
لالایی لیلی :)
بی کلید در* :-)
مادر شوهر
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
پسر یا دختر! مسئله این است...
کوچولو بیا*
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
آذر ۱۳۹۸ ( ۵ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
سیناپس های نارنجی
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
زندگی به سبک ام اس
لافکادیو
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان