مزه

-"لیلی جان، چه غذایی رو دوست نداری؟"

بعد از کلی مکث: "غذای بی‌خوشمزه"

 

پ.ن. صابر همیشه میگه یاد گرفتن زبان جدید به شیوه زبان مادری، مثل یاد گرفتن یه pattern است، pattern اولیه را که یاد گرفتی، بعد جاهای مختلف جایگزین می‌کنی.

۲۰
۰۱ آبان ۱۳:۲۱ آقاگل ‌‌

این کلمه سازی بچه ها خیلی کیف میده :)

ما از یک سری از همین کلمه ها توی مکالمات درون خانوادگی هم همچنان استفاده می کنیم. 

آره خاطره میشه:)

۲۸ مهر ۱۵:۰۹ صخره نورد

ترکیب هایی که بچه ها میسازن عالیه :))

بخش پ. ن رو با رسم شکل توضیح بدید :دی

مثل همین الگوی بی که میچسبه به کلمه و منفی میکنه؟

آره دقیقا منظورم همون بی برای منفی کردن بود :) چون نشنیده بود بدمزه رو

۲۵ مهر ۱۲:۱۱ نسرین ⠀

برام همیشه سواله که چرا بچه‌ها فکر می‌کنن از یه چیزایی خوششون نمیاد بعد که یواشکی بهشون می‌خورونیم، نمی‌فهمن؟ 

یا اینکه چرا گاهی گوشت مرغ رو دوست دارن و گاهی نه

خیلی به محیط بستگی داره، حتی عواملی که به چشم ما نمیاد ولی تو اون قد و قواره و نگاه خیلی پررنگه، در مورد ذائقه تجربه‌ای که من از دختر خودم داشتم اینه که ممکنه چند بار اول تف کنه، ولی معنایش برای اون بچه هفت ماهه این نیست که بگی بدش میاد، شاید داره یه راهی امتحان میکنه، الان مثلا لیلی یه روز میاد میگه مرغ نمیخورم من برچسب نزنم که دوست نداره، رویش نمی مونه، میگم آها الان امروز برای نهار میلت به مرغ نیست، فردا می پزم میخوره، تمام

۲۵ مهر ۰۸:۴۳ نیــ روانا

باید اعتراف کنم من ذهنم خیلی منحرفه

عنوان رو که دیدم فکر کردم پست به آب شنگولی و اینا مربوطه 😂😂😂

یعنی اگه به اون برداشت فکر کرده بودم عمرا این عنوان رو نمیذاشتم :دی

۲۴ مهر ۲۱:۴۰ جولیک ‌‌‌‌‌

یعنی غذای بدمزه؟ غذای بی‌مزه؟ 

رمزگشایی از حرف زدن بچه‌ها باید شغل محسوب شه. موافقین قیام کنند.

من همون جا خلاقیت بچه رو کور کردم و گفتم یعنی غذای بدمزه؟ 

یعنی جان خودم یه درصد به ذهنم نرسید شاید منظورش بی مزه باشه، این دفعه چک می‌کنم باهاش :)

قیام :)

۲۴ مهر ۱۹:۲۷ 1 بنده ی خدا

بچه داشتن هم سخته،فکرکن هی زبون میریزه و دل میبره و هربار ادم غش و ضعف میکنه از شیرین زبونیای بچه در عین حال ادم میخواد بچه رو بخوره از بس شیرینه ولی متاسفانه دلش نمیاد. خداقوت😂

چه پارادوکس خوبی :)))

۲۴ مهر ۱۸:۵۴ هیـ ‌‌‌ـچ

خب من که ضعف رفتم برای این قند عسل 3>

دقیقاً همین طوره، ذهن به طور ناخودآگاه یه سری قالب آماده درست می‌کنه و همه رو طبق اون فرمول ازشون استفاده می‌کنه :)

عزیزی شما :)

۲۴ مهر ۱۸:۴۴ دختر تو :)

من حس می کنم آدم اگه مادر بشه،می مونه که بالاخره معلمه یا دانش آموز؟

ولی یه سوال...وقتایی که حوصله ندارین،چطوری با مادری و همسری تون کنار میاین؟

در لحظه لحظه اش دانش آموزی حتی وقتی ادای معلمی در میاری :-)

pause  میدم، میرم میخوابم یا دوش می‌گیرم بهتر میشم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۳)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۱)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۵)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۷۴)
داستان (۲)
آخرین نوشته ها
مراقبه فعال
باریک تاریک
وارونه
چله بزرگه
نهضت ادامه دارد
پادزیست
سایه
سالی که بیست نبود
خالخالی خالی*
آن سال لعنتی
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
کوچولو بیا*
امن‌سازی
یازده ضربدر سه
مادرانگی :)
سوگواری
حضور
خواهرانه :-)
تغییر
شوک دمایی
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
مادر شوهر
"هل اتی" کجا رفت؟
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
پسر یا دختر! مسئله این است...
دوبله وسط :-)
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
بهمن ۱۳۹۹ ( ۲ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان