شفایافتگان


نشد و نگفتم از همایش بزرگ خام گیاهخواران ایران که دم خانه مان برگزار شده بود چهارشنبه هفته قبل...


انجمن خام گیاهخواران برایم جذابیت داشت از آنجا که شنیده بودم بیماری های لاعلاج و صعب العلاج با خام گیاهخواری خوب می شوند، رفتم برای کنجکاوی شاید که دیدم آن قدر شلوغ است که تا 10 متر آن طرف تر ورودی سالن هم نمیشه رسید، چه رسد به این که بروی داخل، ایستادم کنار در مشغول sms بازی با صابر که دوست جان پیش دانشگاهی ام (مهناز) که از برگزار کنندگان همایش بود، من را کشف کرد و فهمید من درونگرا اگر تا قیامت هم آن جا سر پا می ایستادم به او زنگ نمی زدم که نکند برایش دردسر داشته باشد...

لطفی کرد و من را از پشت سالن بخش نیروهای داخلی برد کنار سن و گفت پریسا جان شرمنده که جای نشستن نیست، همین جا بایست و برنامه را ببین (البته بعدتر برایم جا هم پیدا کرد، طفکی مهربان من) :*


من دقیقاً ابتدای نمایش فیلم مربوط به شفایافتگان رسیدم، انگار رفته باشم همایش شفایافتگان یک امامزاده ای چیزی و هر کسی بیاید و بگوید آری دیشب یک نوری در خواب من وارد شد و بعد من حالم خوب شد :-|


بیمار سرطانی بود که از شفا می گفت (سرطان سینه، سرطان خون، سرطان روده، ...)، آرتریت روماتوئید، آرتروزهای شدید فلج کننده، دیابت، آسم، کم کاری تیروئید، افسردگی دو قطبی، کم خونی، ام اس، شیمیایی دفاع مقدس، لوپوس، آندومیوز رحم، ... فقط و فقط با خام گیاهخواری...


هر بیماری عجیب و غریبی که اسمش به گوشتان خورده یا نه با خام گیاهخواری شفا گرفته بود :-|


من نشسته بودم با دهان باز، انگار داشتم داستان معجزه های رخ داده در یک امامزاده را می شنیدم...


واقعاً باور نکردنی بود، چطور می شود این همه شفا یافته فقط با خام گیاهخواری؟ پس پروتئین حیوانی چه؟ آهن چه که می گویند گیاهی اش جذب نمی شود؟ این ها چطور 40 سال خام گیاهخوار بوده اند و این قدر سالم هستند؟ چطور با خام گیاهخواری بارداری را گذرانده اند؟ چطور بچه سالم به دنیا آمده؟ پس ویتامین B12 چه شد؟ پس اسید آمینه ها چه شد؟ پس این همه سال گوشت و لبنیات خوردیم که چه؟


نمی توانم برایتان بگویم که غذاهای پخته چه بر سر بدن می آورند، نمی توانم برایتان بگویم که چطور بدن مکانیزم درمان خودش را دارد اگر به اندازه کافی آنتی اکسیدان واردش کنیم، نمی دانم چطور برایتان بگویم که همه مریضی ها فقط به خاطر غذای ناسالم هست و بس...


اگر توانستید کتاب خام گیاه خواری نوشته آرشاویر در آوانسیان را بخوانید (اگر پیدا نکردید بگویید من فایل pdfش را برایتان بفرستم) یا شاید دلتان خواست سری به سایت خانم دکتر زرین آذر زدید و ببینید که چطور مریضی های مختلف درمان می شوند با خام گیاهخواری... البته انجمن تغذیه طبیعی واژه مناسب تری است، از خام گیاه خواری شاید...


با این حال نمی گویم که همه خام گیاهخواری کنید، این یک انتخاب است، فقط خواستم بگویم اگر کسی اطرافتان هست که از دنیا نا امید شده، آن قدر که بیمار است، مریض سرطانی بدخیم، ام اس یا ... بگویید به عنوان آخرین راه این را هم امتحان کند، من مطمئنم که خوب می شود :)

۱

سلام حدود 25 روز خام گیاه خوارم ؤلی یکم بعضی شبا میترسم از خواب بلند میشم نفسم میگیره بنظرتون چیکار کنم

 

والا باید با خودشون مشورت کنید، باهاشون در ارتباطید خانم ببرحسینی اینا؟

با سلام...

مدت ۱۵ روز هست که خام گیاه خواری رو شروع کردم و توده بد خیم توی سینم دارم..میدونم برای خوب شدن و دیدن نشانه های بهبود وضعیتم هنوز زوده ولی خواستم بگم خواب خیلی آشفته و کمی داشتم که شکر خدا خوابم خیلی خوب و تنظیم شده ولی درد خیلی زیادی تو قسمت لگن و پا هام حس میکنم و درد توده سینمم بیشتر شده نگرانیم ازینه که ایا این درد همون عکس العمل های شفا بخش هست یا دارم ب بدنم اسیب میرسونم...ممنونم...

با خودشان مشورت کردی؟ یعنی با انجمن مرتبط بودی شروع کرده یا به صورت خودجوش؟


یه تعاریف عجیبی از دوره سم زدایی و برون ریزی می گفتن تو اون سمینار نمی دونم اینی که گفتی الان تو همون دسته بندی جا میگیره یا نه

سلام ... خام گیاهخواری عالیه...من سال گذشته شش ماه و سال قبلش 40 روز خام گیاه خواری کردم. عالی بود. الان هم 15 روز هست که خام گیاهخوار هستم. 
درد شدیدی در ناحیه لگنم دارم که وقتی خام گیاهخواری میکنم تا حد زیادی تسکین پیدا میکنه...
اما امروز بعد از 15 روز خام گیاهخواری مطلق وسوسه شدم و یک همبرگر خوردم. کاش وسوسه نشم و بتونم درمان کامل بشم...

بله بله واقعا عالیه :)

من ۴۰ روزه خام گیاهخوار مطلق شدم به خاطر توده ای که در لوزالمعده دارم نمی دونم درمان میشم یا وقت تلف می کنم برام دعا کنین چون دو تا بچه کوچیک دارم 

حتماً درمان میشی عزیزم، توکل داشته باش، من توی اون مراسم مریضی های عجیب غریبی دیدم که باورت نمیشه :(

من تا الان فقط تونستم صبح ها موز بخورم :| هیچ طرفدار نداره تو خونه. باید جدی تر بگیرم حداقل آنتی اکسیدان بیشتر بخورم، خام گیاهخوار نشدم هم نشدم. 

همون هم عالیه :*

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۵)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۸)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۵)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
و نگو مهم نیست
صفویان
معنای متضادها
مهمانی فکرها
اجازه همسر
من از بیگانگان هرگز ننالم
مجرد بی‌کار :-|
ستاره
شب‌های روشن
خودم
محبوب ترین نوشته ها
گاهی بیرون رو نگاه کن
لیلی، نام دیگر عشق است...
سهیم شدن
کوچولو بیا*
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
تغییر
ظاهر و باطن
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۵ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان