Stop, Breathe and Think

سخت است ولی غیرممکن نیست که وقت‌هایی که ظرف هیجانی‌ات از شدت پُری، فقط یک قطره جا داره تا سرریز بشه، دقیقاً قبل از قطره آخر، فقط به اندازه یک نفس مکث کنی و از خودت بپرسی: اگر این قدر خسته نبودم، دستم درد نمی‌کرد، به کارهای مهم خودم رسیدگی کرده بودم، کمی استراحت می‌کردم... باز هم واکنشم همین بود؟ اگر نه، فیلم ماشین رفتار دکتر صاحبی در TEDx کیش را ببینید، دیده‌اید؟ دوباره ببینید :)

* عنوان نوشته، اسم یک اپلیکیشن مدیتیشن بود که اخیراً به myLife تغییر نام داده :)

۴ حبه چیده شد. ۶

عینک بدبینی :)

در حالی‌که ما تصمیم گرفتیم لیلی را با اختلاف زمانی دو هفته نسبت به بقیه بچه‌ها برگردانیم به ‌playgroup که هم بقیه بچه‌ها به یک آرامشی برسند و وسط یک شلوغی و گریه و ... بچه برنگرده که دل زده بشه، هم نرخ فعال بودن وسایل حمل و نقل عمومی برگرده به حالت نرمال، هم ماسک‌هایی که سفارش دادیم و برای استفاده از اتوبوس اجباری اعلام شده برسه و هم چند روز مرخصی اجباری صابر را کنار هم باشیم و از همه مهمتر دوچرخه سواری تمرین کنیم، پریروز از playgroup تماس گرفتند که چرا دقیقا دو هفته دیرتر می‌خواهید بچه را بفرستید بیاید و خدای نکرده مریض نشده باشید؟ :دی

۸ حبه چیده شد. ۱۷

که عشق آسان نمود اول...

من همیشه دوچرخه‌سواری جزو خاطره‌های نابم بود، ناب، پر از شادی و تفریح. این مطلب قرار است درباره تفاوت آنچه گمان‌ می‌کنیم و آنچه هست،  باشد. پس می‌نویسم که این مراحل یادم بماند و برای هر کدام از خودم تقدیر کنم :) مراحل دوچرخه‌سواری به عنوان وسیله نقلیه و نه یک ابزار تفریحی:

۱- حفظ تعادل اولیه (همان چیزی که معروف هست به بلد بودن دوچرخه‌سواری)

۲- حفظ تعادل ثانویه :دی (حرکت روی شیب سی درجه، سنگفرش، خاکی، ساندویچ، دست انداز، از لبه‌ی چهار سانتی  بالا به پایین و برعکس) 

۳- مهارت دور زدن به طرفین یا دوربرگردان (با یک دست روی فرمان، در حالی‌که دست دوم به عنوان راهنما مسیر را به پشت سری‌ها نشان می‌دهد)

۴- مهارت توقف و شروع دوباره پی در پی بدون اعوجاج در زمین اکثراً لغزنده پس از باران (پشت چراغ قرمز، قبل ورود به مسیر اصلی، ...)

۵- مهارت دوچرخه سواری شهری و آشنایی با علائم راهنمایی رانندگی (کنترل هیجانی کنار خیل دوچرخه سواران و موتور سواران، کنار ماشین‌ها و اتوبوس‌ها...)

۶- آمادگی جسمانی برای پا زدن به مدت حداقل ده تا پانزده دقیقه مداوم برای رسیدن به مقصد، در آب و هوای سرد مرطوب و سرعت باد ۴۰ کیلومتر در ساعت.

۷- تکرار همه مراحل فوق با یک بچه ۱۵ کیلویی در صندلی کودک عقب (می‌توانید اول با وزنه امتحان کنید) :-)

پ.ن. تقریبا اواسط خوان دوم هستم، با نوک زدن به خوان‌های سوم، چهارم، پنجم و هفتم :)

۸ حبه چیده شد. ۱۳

The Guilty

فیلم مجرم، ۲۰۱۸، دانمارک

به قول مجتبی شکوری: "فقط یک پلیس، یک تلفن و تمام فیلم پلک هم نمی‌زنیم". فیلم را که می‌دیدم یک عبارت مدام در ذهنم تکرار می‌شد: "به این‌که آنچه گمان می‌کنید درسته، درسته، خیلی باور دارید."

۴ حبه چیده شد. ۶

شکست مهم نیست، بازنده نباش!

دقیقاً مهم نیست چندبار زمین می‌خوری، یکبار، د‌ه‌بار، هزاربار... مهم این است که بعد هر بار زمین خوردن، بروی کنار خودت، خاک‌ها را بتکانی از روی لباست، چند بار با محبت بزنی روی شانه‌ات و بگویی: "خیلی خوب بود، من دیدم که تو تمام تلاشت را کردی، من همیشه‌ی همیشه‌ی همیشه کنارت ایستاده‌ام و دوستت دارم".

پ.ن. کتاب "خرگوش گوش داد" را بارها خواندم، نه برای لیلی، برای خودم...

۵ حبه چیده شد. ۱۳

پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد...

شبیه یک برگ خشک شده هستم در انتهای پاییز، ترکیبی از زرد و نارنجی و قرمز و قهوه‌ای... آخرین برگ مانده روی شاخه، با همه توانی که برایم نمانده انتهای شاخه را چسبیده‌ام که نیفتم. باد سردی می‌وزد، چشمانم را می‌بندم...

شبیه یک جوانه ترد و شکننده هستم در ابتدای بهار، ترکیبی از سبز طلایی و نور... اولین برگ جوانه زده روی شاخه، با ریشه‌ای محکم که این‌بار منتظر نسیم بهاری است تا گره‌هایش را بگشاید...

۴ حبه چیده شد. ۱۶

خیارشور

در راستای یافتن یک فروشگاه ایرانی آنلاین در این حوالی، همین بس که در خواب هم نمی‌دیدم یک روز خیارشور "یک‌ و یک" را به چشمم سرمه کنم :) چرا؟ این‌قدر که اینجا همه‌چیز، قبل ارائه به بازار، شیرین می‌شود، حتی اگر اسمش خیار شور باشد :-|

لیلی یک دانه گل کلم از ظرف "شور مخلوط" در آورده و خندان نگاهش می‌کند، نگاهش با نگاه پرسشگر "به چی می‌خندی؟" من که تلاقی می‌کند، می‌گوید: مثل بروکلی است :)

۵ حبه چیده شد. ۹

بازگشایی

اینجا دولت اعلام کرده تقریبا از سه هفته آینده مدارس ابتدایی با ظرفیت ۵۰ درصد بازگشایی شوند، پروتکل پیشگیری بهداشتی را هم قرار است به مدارس اعلام کنند و والدین از آن مجرا ضروریات را دریافت کنند، مثلا از playgroup لیلی (دوره‌ای است تقریبا معادل پیش‌دبستانی در ایران، از ۲.۵ تا ۴ سالگی با توجه به این‌که این‌جا مدرسه از سن ۴ سالگی شروع می‌شود) تماس گرفتند که به زودی شما را در جریان جزئیات و الزامات قرار می‌دهیم.

نکته مهم این که اعلام کردند چون در دوره ابتدایی احتمال ابتلا با عوارض شدید کم است، بازگشایی را از مدارس ابتدایی شروع کردند، دیگه این که احتمال ناقل بودن بچه‌ها را کجا لحاظ می‌کنند... خدا داند.

۳ حبه چیده شد. ۱۳

عالم بی‌عمل به چه ماند؟

گفت: کتاب جدید نخوانید، دیگه کتاب جدید نخوانید، البته پیشنهاد است، من که نیستم ببینم می‌خوانی یا نه.

گفتم: این سخت‌ترین تمرین عالم است :(

گفت: افزودن به دانسته‌ها کافیه، بیایید کمی از دانسته‌ها را تبدیل کنیم به ‌خِرَد...

۱۰ حبه چیده شد. ۱۶
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۱۰۰)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۷)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
شفافیت
low battery
واکسن تمام
چشم‌های خواب
تلاش ناموفق
شوالیه
اعتراض
روان
بغل
مرگ
محبوب ترین نوشته ها
گاهی بیرون رو نگاه کن
لیلی، نام دیگر عشق است...
کوچولو بیا*
سهیم شدن
امن‌سازی
یازده ضربدر سه
مادرانگی :)
بسی عشق بودی در این چهار سال
سوگواری
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
پسر یا دختر! مسئله این است...
مادر شوهر
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
پسر یا دختر! مسئله این است...
دوبله وسط :-)
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
شهاب الدین*
تاریخچه نوشته ها
مرداد ۱۴۰۰ ( ۲ )
تیر ۱۴۰۰ ( ۹ )
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان