ادب آداب دارد!


داستان از آنجایی شروع شد که هر بار که می رفتم پیش خانم اکبرزاده برای خوشنویسی، یک بار از روی سرمشق می نوشتم و خلاص :))))

یکبار گفتند: شما اصلاً تمرین نمی کنید؟ ببینید در این چلیپایی که نوشته اید، خط چهارم تازه دستتان گرم شده است، کمی تمرین کنید :))))

دفعه بعد نشستم به تمرین کردن، مثلاً یک ساعت، دو ساعت، آن قدر تمرین می کردم کلمه ها خوب شوند که دیگر حوصله ای نمی ماند برای نوشتن پاک نویس :-|

آن جلسه گفتند: خیلی تمرین می کنید؟ خطتتون خسته است :-| یک کمی تمرین کنید، مثلاً ده دقیقه :))))))

بعد من فقط چندتا از مفردات و کلمه های سخت را انتخاب می کردم، آن ها را در همان ده دقیقه، یک ربع اول می نوشتم و بعد پاکنویس...

جلسه بعدتر گفتند: خب از روی مفرداتتون معلوم هست که خوب تمرین کردید و خسته هم نشدید، ولی خطی که من می بینم ادب ندارد :))))))))))

گفتم: یعنی چی؟

خندیدند: یعنی بی ادب است :)))))))))))) یعنی هر کدام از مفردات تکی خوب هستند، ولی ترکیبش خوب نشده، انگار هر کلمه ای در ترکیب دارد ساز خودش را می زند :-|



این بار سعی کرده ام خطم مودب باشد :))))
۵
۱۰ تیر ۱۱:۳۷ خور شید
میشه بپرسم این کلاسی که میرین کجاست؟

من خیلی علاقه دارم..

بله بله عزیزم، من میرم آتلیه ای که استادم فقط شنبه ها عصر میاد اونجا، ولی انجمن خوشنویسان دزاشیب هم درس میدن، موسسه نگین علم هم درس میدن تهرانپارس

مودب درست مثل خودت:)

سپیده مهربون منی:*

چه پشتکاری :* :* :)

عزیز دلمی:)

۰۵ دی ۱۵:۲۰ المی ...
:))
من بودم همونجا دفترو از همون وسط جر میدادم
یه بار نشد بگه افرین چقد خوبه:|:||

نهههههههه، نگین اینطور، میگن، خیلی زیاد، بسیار عالی و آفرین و خطتتون حس داره، من خیلی خطتتون رو دوست دارم،زیاد میگن


من فقط نکاتی که ایراد گرفتن و گفتم چون برا خودم هم آموزنده بود، دقیقا می فهمند که کجای خطتت مشکل داره و چی کار کنی که درست بشه، این مهارت بزرگیه در تدریس:)

۰۵ دی ۱۲:۱۹ کرگدن آبی
دفعه‌ی بعد که برید به محضر استاد، می‌فرمایند خطت عجله داره، کمتر عجله کن و بیشتر عجله نکن.
عجله‌اش رو که فیکس کردین می‌گن این خط اشتیاق نداره.
اشتیاقش رو فیکس کنید می‌گن این خط اصلاً سرما خورده!
و داستان همچنان ادامه دارد :)
ولی جدای از شوخی، استاد باید همین‌طور باشه. هر کاری بکنی بازم یه ایرادی پیدا کنه تا بهتر بشی.

خیلی مهربونن ها، ولی چون شاگرد مثلا اول دوم دبستان زیاد داشتن، اصطلاحاتشون خیلی باحاله، مثلا همه گردش حروف و اینا رو با شکل حیوون یاد دادن:))))


من خیلی از روش تدریسشون خوشم میاد، زیر برگه هام می نویسن بسیار عالی،مثل کوچیکی هام ذوق می کنم، خیلی کلاس شادیه:))))

سلام
از اینجا رفتم خونه قبلی تون و شروع کردم از اول به خوندن... 
شما رو یه آدم با سواد و پر انرژی و امیدوار شناختم، ضمن اینکه خوب می نویسید. 
یه نکته جالب برام این بود که از قبل از عقدتون، همسر محترم براتون کامنت میذاشتن تا اواخر اون وبلاگ، 
اما چرا اینجا دیگه حضور ندارن؟ 
البته گفتین که این روزها بیشتر خسته هستند. 
پاینده باشید. 

ممنون محبتتون:) اون وبلاگ قبلیه سال 93 رو نداره، سالی که صابر چهار ماه رفت عمان، از اون موقع دیگه نظر نمیده، نفهمیدم چرا، نظر دادن دلیه دیگه، خوب نیست هی پرس و جو کنم که چرا نمیایی و اینا، ولی میاد اینجا زیاد، نظراتش رو شفاهی میگه گاهی:)))

عاشق اینم ک خطم خوب باشه و عاشق آدمایی ام ک میرن کلاس خط..خوش بحالتون..چ کلاس باشور و حالی دارید

خیلی کلاس خوبیه:)))))

واااای ماشالا چ‌حوصله ای!!!چ‌پشتکاری!!!
من بودم جلسه اول به دوم نرسیده بیخیالش شده بودم!!!:)))
حالا نه که کلاس رو بذاری کنار هاااا...میگم ینی خوبه!;-)  آفرین...تحسین برانگیزه!;-) 

ممنونم، چقدر تعریف کردین ازم:)


خیلی جالب تعریف کردی پریسا! :) کلی خندیدم! دلم خواست منم کلاس خط 3>

زودی دفاع کنی، بیایی بریم با هم:*

۰۳ دی ۱۶:۳۶ شیکسون (^_^)
چه جالبببب بود :))
جدیاااا خوشم اومد اصلا چه استادی ^_^
کپی میکنم پستو خخخخخ

بسیار استاد خوبی اند، من خیلی دوستشون دارم، استاد محبوب من اند:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۹)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۶)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
بسی عشق بودی در این چهار سال
فایزر، تویی؟
کودکان فیلسوف‌اند
خسته ناخوش
La vie en rose
لالایی
خودکفا
خواب نمی‌برد مرا
نداند که نداند
نه تشویق، نه تنبیه
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
گاهی بیرون رو نگاه کن
کوچولو بیا*
سهیم شدن
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
ظاهر و باطن
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان