ویل لکل همزه لمزه...


زمانی جایی کار می کردم که عوامل بالا دستی درباره آدم های به اصطلاح خودشان زیر دست (که دیگر آنجا کار نمی کردند)، خوب حرف نمی زدند، تا از اسناد و برنامه های مفقوده سئوال می پرسیدی می گفتند که معلوم نیست کجاست، فلانی کارش را خوب تحویل نداده، هارد کامپیوترش را پاک کرده، موقع رفتن دعوا کرده و ...


گذشت تا موقع تحویل کار من :-| هر چه من اصرار می کردم که کار را تحویل بگیرند، هر چه گزارش نوشتم، فلوچارت کشیدم، برای همه خط های برنامه کامنت گذاشتم، باز هم همان طور بودند، ترجیح می دادند که تا لحظه آخر بروم پیش مشتری برای ارائه ولی کسی را معرفی نمی کردند که کار را تحویل بگیرد :-|


حالا شده ماجرای این روزهای من، به این نتیجه رسیده ام که کار کردن برای دوست و آشنا خیلی سخت تر از غریبه هاست، آشناها معمولاً انتظار تخفیف های عجیب و غریب دارند و اگر به هر دلیلی از هزینه ای که برای کار پرداخته اند، راضی نباشند (که متاسفانه در ایران رفتار مرسومی است)، برخوردشان روی رابطه دوستی قدیمی شما تاثیر منفی زیادی می گذارد...


آدم به این فکر می کند که به نفر بعدی درباره اش چه می گویند؟! مخصوصاً اگر از آن دسته آدمهایی باشند که پیش شما، درباره نفرات قبلی زیاد بدگویی می کردند :-| 



دارم به این خطای شناختی فکر می کنم، این که اگر خواستم پروژه ای را شروع کنم که بر حسب اتفاق، کارفرما زیاد درباره کارمندان قبلی اش بدگویی می کند، در تصمیم گیری برای شروع کار، حتماً تجدید نظر کنم :-|


۴
۱۲ بهمن ۰۷:۵۲ مهدی ابوفاطمه
چند چیز زندگی رو خراب میکنه
یکی غیبته یکی هم سخن چینی
اهل تبادل لینک هستید؟ یک خبر بدید لطفا
در ضمن دنبال شدید
۰۹ بهمن ۲۳:۱۹ هولدن کالفیلد
شما همکار مایی؟

ما روانشناس نیستیم، ولی به روانشناس ها ارادت ویژه داریم :)


من برق خوندم، مخابرات ولی الان application موبایل می نویسم، اندروید و کمی بعدتر iOS

ولی این رفتار، رفتار مرسومیه، همه جا پیدا میشه :)

رفتار اذیت‌کننده‌ایه، ولی سعی کن خودت را بخاطرش ناراحت نکنی. اینجور آدما حواسشان به خود کار نیست و بیشتر دنبال مقصرند تا دلشان بخواد مشکلشون حل بشه.

من میگم اگر کارشون رو دوست داشتی انجام بده، تو که میدونی اینا چه جورین پس دیگه حساسیت بخرج نده :)

دقیقاً مونا، ویژگی بارزشان گشتن به دنبال مقصر است، یک جور فرافکنی حاد دارند :-|

۰۸ بهمن ۱۴:۳۴ فاطمه .ح
تجدید نظر کن :/

باشد که یادم بماند :-|

۰۸ بهمن ۱۳:۱۳ جولـ ـیک
آدمایی که غیبت میکنن اصلا قابل اعتماد نیستن مگه اینکه تو روی خود یارو هم منفجرش کرده باشن، در این صورت آدمای خیلی عصبانی ای هستن ولی بیشتر قابل اعتمادن:دی

دقیقاً :) آدم تکلیفش با آدم های رک و راست معلوم است، حتی اگر خیلی عصبانی باشند :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۱۰۱)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۷)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
مثل یک ظرف خالی
نظم وبلاگی
ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود...
دوست
شاخ
چیدمان
جاگیری
دو قدم مانده به چهل
دانلود
کیک برنج
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
گاهی بیرون رو نگاه کن
سهیم شدن
کوچولو بیا*
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
بسی عشق بودی در این چهار سال
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
پسر یا دختر! مسئله این است...
مادر شوهر
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
شهریور ۱۴۰۰ ( ۷ )
مرداد ۱۴۰۰ ( ۷ )
تیر ۱۴۰۰ ( ۹ )
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان