هاااااااا هوم* :-)

دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، 

دو تا خاتون رو دیدم

یکی به من آب داد، یکی به من نون داد

نون رو خودم خوردم

آب رو دادم به صحرا، صحرا به من علف داد

علف رو دادم به بزی، بزی به من شیر داد**

شیر رو دادم به بقال، بقال به من سوزن داد

سوزن رو دادم به خیاط، خیاط به من عبا داد

عبا رو دادم به ملّا، ملّا به من دعا داد

دعا رو دادم به خدا، خدا به من شفا داد...


شفا رو پیش خودم نگه داشتم :-)


* صدای نفس های لیلی، موقعی که وسط شب برای شیر خوردن بیدار میشه :-)

** مهلا به این جای شعر که می رسید، می گفت شیر رو خودم خوردم و تمام :-))


پ.ن. اسمم رو تو تیم توسعه حفظ کردن :-)

۸
۲۳ شهریور ۱۲:۵۵ آقاگل ‌‌
من اینو توی یه کتاب از انتشارات کانون کودک و نوجوان خونده بودم. وقتی هفت یا هشت سالم بود. :)) همون موقع حفظش کرده بودم. هنوزم یادمه. چون تو مرکز کانون کودک و نوجوان شهرمون بودم مطمئنم که کتابش رو اونجا خوندم و مال انتشارات خودشون بوده. 
نه فقط خلاقیت مون خشک میشه. ذهنمونم خشک میشه. الان بخوام یه بیت شعر حفظ کنم خودم رو باید بکشم! بعد این شعرای کودکانه رو توی همون بچگی حفظ کردم و هنوز یادمه. :))

هی روزگار :-(

۲۲ شهریور ۲۰:۲۷ قالب رضا
آفرین
همیشه موفق و موید باشید

بلی :)

۲۱ شهریور ۰۷:۲۷ دُچــــ ــــار
مامان پریسا :)))

:)

۲۱ شهریور ۰۰:۲۴ هولدن کالفیلد
Haaaaaaa Hooooom
:|
:دی

:-)))))))

به به! ماشالله به حافظه ام!!! :))))))

کامنت هایت خیلی چسبید، فقط اینستا خیلی چغر و بد بدن است، جواب دادنش برام طول میکشه :))))))

وای این شعر^_^ آدم یاد کودکیش میوفته
یه کم دیگه لیلی بزرگ بشه شمام یاد میگیری شعرارو خلاصه کنی که تموم بشه خلاص بشی:))
پیگیر عکس‌ها و دلبری‌های لیلی خانوم تو اینستا هستیم:*

خیلی خلاقند بچه ها :* دوستشون دارم :)

مرسی مرسی عزیز جانم :)

ما اینو اینجوری بلد بودیم که آبو خودم خوردم گفتم شکر خدا، نونو که می خوردم گفتم شکر خدا. :)))))
ورژن برنامه رنگین کمان بود. چرا و چیه می خوندن اینو. هرگز نرفتیم ببینیم اصلش چیه. :دی

برنامه می خواسته شما بچه های مومن و معتقدی بار بیایید،‌ خدا را شکر کنید بعد از خوردن غذا :)))))))))

۲۰ شهریور ۲۱:۲۰ آقاگل ‌‌
آقا :)))
شعر رو چرا جعل میکنین دور همی؟ آخه نونوا شیر میخواد چه کنه؟ قدیما با پشگل و کود گوسفند و گاو آتیش درست میکردن دیگه. پس عاقلانه تر اینه که بهش پشگل بده بزی :d
پس میشه:
دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم
دو تا خاتون رو دیدم
یکیش به من آب داد، یکیش به من نون داد
نونو خودم خوردم
آبو دادم به زمین
 زمین به من علف داد
علفو دادم به بزی
 بزی به من پشگل داد
پشگلو دادم به نونوا،نونوا به من آتیش داد
آتیشو دادم به زرگر، زرگر به من قیچی داد
قیچی رو دادم به خیاط، خیاط به من عبا داد
عبا رو دادم به ملا، ملا به من کتاب داد
کتابو دادم به بابا، بابا بهم دو تا خرما داد
یکی رو خودم تلخ بود یکیشو خوردم شیرین بود
قصه ما همین بود :)))

من این تو ذهنمه. بعد به امیر حسین مون یاد داده بودم یه سری چیزا رو جایگزین کرده بود. مثلا خاله اش خیاطی داره. میگفت قیچی رو دادم خاله سکینه. :دی بعد پسردائیمم حوزه درس میخونه. میگفت عبا رو دادم دادا وحید. :))

ان شالله لیلی زودتر بزرگ بشه :)

عاشق خلاقیت بچه هام، این که همه چیز را به صورت کاملا متفکرانه و خلاقانه جایگزین می کنند،‌خلاقیت ما بزرگترها خشک شده آقاگل :)


ولی خدایی اش این ورژن را نشنیده بودم، ورژنی که مهلا می خوند را سمانه یادش داده بود،‌ورژنی که من بلد بودم خیلی شبیه مال حریر بانو است :)

تخفیف داریم ما برای خرید این سخت افزار 😁

بله بله حتما :)

۲۰ شهریور ۲۰:۵۲ فیلو سوفیا
کارشناس جون و مامان جون بهت افتخار میکنم:)

عزیز دلمی شقایق مهربونم :*

۲۰ شهریور ۲۰:۵۱ بانوی عاشق
وای عزیزم
دستت درد نکنه
اصن منوردی ب چندین سال پیش
کلااز یادم رفته بود این شعر

خودم هم خیلی خاطره بازی کردم باهاش :)

ورژن مهلا رو بیشتر دوس دارم!
این همون پروژه‌ایه که دوست فرانسویمون توش بود؟!!!

:-))))


بله، هنوز هم هست، فرانسه زندگی می کنه :-)

دلتون خوش !!

ممنونم :-)

۲۰ شهریور ۲۰:۱۶ خانم فـــــ
تو فوق العاده ای دختر :)
موبیکارو دیدم بسیار عااااااااااالیه بیگ لایک:)

فدای تو جان جانم :-*

۲۰ شهریور ۲۰:۱۴ اسمارتیز :)
حال لیلی جان ما بهتره؟:)
وقتی از اون نفس‌های خوشگلش کشید، یه ماچ کوچولو هم از طرف من بکنینش :))))
حال خودتون بهتره؟
(:

ماچش می کنم امشب :-*

بله، خیلی :-)

۲۰ شهریور ۲۰:۱۰ פـریـر بانو
من اینقده این شعرو دوس دارم. بچه بودم همش می خوندمش :))
فقط من اینطوری می خوندمش:

دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم
دو تا خاتون رو دیدم
یکیش به من آب داد، یکیش به من نون داد
نونو خودم خوردم، چون که گرسنه بودم (:دی)
آبو دادم به زمین، زمین به من علف داد
علفو دادم به بزی، بزی به من شیر داد
شیرو دادم به نونوا،نونوا به من آتیش داد
آتیشو دادم به زرگر، زرگر به من قیچی داد
قیچی رو دادم به خیاط، خیاط به من عبا داد
عبا رو دادم به ملا، ملا به من خرما داد
یکیش رو خودم تلخ بود، یکیش رو خوردم شیرین بود
قصۀ ما همین بود :)))

صدای نفس کشیدن نی نی ها رو خیلی دوست دارم. ای جانم *_*

ورژنی که گفتی به خاطرات کودکی ام شبیه تره :-)

۲۰ شهریور ۲۰:۰۹ بهارنارنج :)
امیدوارم حالت همیشه خوبو لبت خندون باشه پریسا بانو:)

ممنونم بهارنارنج جان جانم :-*

سلام
خدا حفظشون کنه

:-) سپاس

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۱۰۱)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۷)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
مثل یک ظرف خالی
نظم وبلاگی
ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود...
دوست
شاخ
چیدمان
جاگیری
دو قدم مانده به چهل
دانلود
کیک برنج
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
گاهی بیرون رو نگاه کن
سهیم شدن
کوچولو بیا*
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
بسی عشق بودی در این چهار سال
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
پسر یا دختر! مسئله این است...
مادر شوهر
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
شهریور ۱۴۰۰ ( ۷ )
مرداد ۱۴۰۰ ( ۷ )
تیر ۱۴۰۰ ( ۹ )
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان