هشتگ: اجتناب

‌‌‌‌خیلی از اوقات اگه نکته متفاوتی در ظاهر یک فرد می‌دیدم نگاهم رو می‌دزدیدم. تلاش می‌کردم زل نزنم یا زیر چشمی نگاه نکنم. که سوژه‌ی زل بودن، همیشه برای خودم معذب کننده بوده، به جایش به در و دیوار و آسمان و زمین نگاه می‌کردم. غافل از نگاه دردمند اون آدم که از منِ رهگذر، حداقل یک نگاه عادی طلب می‌کرد...
‌گذشت تا کتاب شگفتی را خواندم. آگوست ده ساله که به سبب بیماری مادرزادی چهره‌ای متفاوت دارد و اکنون بعد از چندین سال درس خواندن در خانه، قرار است به مدرسه برود. لحظه به لحظه آگوست را با تمام ترس‌ها، نگرانی‌ها و اجتناب‌ها همراهی کردم و دلداری دادم.
تا رسیدم به جایی که از سرزنش اطرافیان دست برداشتم، از نگاه دیگران آگوست را دیدم و از بیچارگی به راهبردی متفاوت رسیدم. ‌یاد گرفتم به چهره نابهنجارش فقط به دید یه ویژگی نگاه کنم، تلاش کردم نگاهم را ازش ندزدم (در نقطه اکسترمم زل زدن) و شگفتی آگوست را ببینم. 
‌کاری که می‌خوام هر لحظه زندگی انجام بدم، نگاه کنم قراره چی باشه که نیست، چطور ورای همه‌ی کاستی‌ها، کمبودها و مشکلات، شگفتی پنهان را پیدا کنم و به جای اجتناب، پاک کردن صورت مسئله و فرار، بپذیرم که کمی ایستادگی و تاب‌آوری مس وجود را طلا می‌کنه.

۱۰
۱۷ خرداد ۱۳:۴۷ نار خاتون

شاید باید تو آینه تمرین کنم این شکلی نگاه کنم:)

:) برگشتی نارخاتون :* 

۱۷ خرداد ۱۰:۰۵ محمود بنائی

وجود مس، مس هست، چه کاریه که طلا بشه، مس هم خواص خودش را داره.

راه های مس ماندن و لذت بردن از آن :)

چه جالب. منم همیشه راهکارم همینه که نگاه نکنم. عادی برخورد کنم تا جای ممکن

گاهی این که نگاه رو بدزدی بیشتر ناراحت میشن :(

۱۶ خرداد ۰۹:۳۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

فیلمش رو دیدم. اسمش یادم رفته. ولی به نظرم اون بچه بیشتر از اطرافیانش تونست با این قضیه کنار بیاد.

۱۶ خرداد ۰۸:۱۶ نسرین ⠀

یکی از بهترین‌ کتاب‌های نوجوانانه‌ای که خوندم همین بود. واقعا تا مدت‌ها فکرم رو مشغول کرده بود.

واقعا همینطوره :)

میشه لینک کتاب را توی آمازون یا گودریدز بدی؟

بله اسم کتاب هست wonder

۱۶ خرداد ۰۶:۴۹ صخره نورد

فیلمش رو دیدم عالی بود. 

بند آخر هم عالی بود! اما کار سختیه

همینطوره :)

من هم دوست دارم فیلمش رو ببینم، ببینم چه فرقی با کتابش داره

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۹)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۶)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
بسی عشق بودی در این چهار سال
فایزر، تویی؟
کودکان فیلسوف‌اند
خسته ناخوش
La vie en rose
لالایی
خودکفا
خواب نمی‌برد مرا
نداند که نداند
نه تشویق، نه تنبیه
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
گاهی بیرون رو نگاه کن
کوچولو بیا*
سهیم شدن
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
ظاهر و باطن
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان