دومینو

حالا دارم گام به گام و عملی یاد می‌گیرم و تمرین می‌کنم که یک اتفاق، شامل سلسله‌ی به هم پیوسته‌ای از رویدادهای متوالی است (مشاهده)، که سر هر کدام یک عالمه فکر میاد تو ذهنم و من بنا به هر گذشته و حالی که دارم انتخاب می‌کنم کدوم فکر برایم بمونه و به دنبالش چه احساسی داشته باشم، همون تئوری انتخاب ویلیام گلاسر که می‌گفت شما افسرده نمیشی، افسردگی می‌کنی، شما هستی که اون احساس را انتخاب می‌کنی :)

و رویدادها شبیه مهره‌های یک دومینو پشت سر هم می‌ریزند و اونجایی که من کنترل دارم، تنها نقطه کنترل من، انتخاب فکرِ مرتبط با رویداد، در نتیجه احساس متناسب و برداشتن مهره دومینو است.

من در هر لحظه و هر حال می‌توانم اون کسی باشم که وقتی نوبت برمی‌گرده سمت من مهره را بردارم :)

به زبان گفتن ساده، به عمل درآوردن سخت، خیلی خیلی سخت...

۹
۱۱ تیر ۱۴:۴۴ صخره نورد

برام جالبه که لایف کوچ داشته باشم اما بعدش میگم مثلا چه کاری قراره انجام بده برای زندگیم؟! حس میکنم راه دیگه و انتخاب دیگه ای نیست توزندگیم که براش تلاش کنم!

کمکت میکنه نگاه و رسالت شخصی‌ات رو تو زندگی پیدا کنی و بعدش انگار یه باری از دوشت برداشته میشه

۱۰ تیر ۱۹:۳۱ پری از شیراز

سلام پریسا جان.ممنون عزیز دلم از توضبحاتت.

:*

۱۰ تیر ۱۹:۰۷ دامنِ گلدار

اهان، مرسی از توضیحت :)

گفتم چون یکعده میگن افسرده نیستی فقط باید خودت بخوای در حالیکه این بی‌اعتنایی به احساس فرد مبتلاست و اگر می‌تونست به این راحتی بگذرونه خب خودش تا حالا کرده بود. روی این حساس بودم :**

بله بله دقیقا، هیچ کس نمی تونه به فرد بگه احساسی که میکنی واقعیت نداره، میتونی درباره‌ی این که چی باعث شده صحبت کنی ولی و شاید دیدن ریشه‌اش کمک کنه که به کلی انتخاب دیگه ای بکنی

۱۰ تیر ۰۶:۰۲ پری از شیراز

سلام پریسای عزیز .خوبی؟

عالی بود صحبتت.پس ماخودمون بنا بر گذشتمون و ناخودآگاهمون افکار رو دست چین میکنیم؟

فقط نگفتی چطور داری عملی و گام به گام این موضوع را یاد میگیری؟

سلام پری جان ممنونم، دارم با یه life coach پیش میرم، کوچینگ یه جور روان‌درمانگری تسهیلگرانه است، یعنی جواب هیچ سئوالی رو بهت نمیده، اصلا کارش مشاوره نیست، تسهیلگریه، کمک میکنه خودت جواب سئوالت رو پیدا کنی


خبرهای دیدن نمونه‌های کوچ تحول فردی صفحه پرهام مهدیان تو اینستاگرام باید برات جالب باشه، اگه می تونی بری تهران موسسه به سوی تعادل کامبیز یگانگی هم حرف نداره

۱۰ تیر ۰۳:۳۳ دامنِ گلدار

من همون موقع‌ها که گفتی کتاب رو گرفتم ولی هیچوقت کشش نداشت برام، فکر نکنم از صفحه سی جلوتر رفته باشم! :)

ولی با جمله‌ی افسردگی می‌کنی چندان موافق نیستم. اگر حسی هست باید پذیرفتش. در واقع اونموقع که میتونی انتخاب کنی که از حالت افسردگی در بیایی انگار سیر و سلوک درونیت رو کردی و آمادگیش رو بدست آوردی. 

 

اینها که گفتم اصلا برای کتاب تئوری انتخاب نبودها، فقط مثال انتخاب احساسات برای اونجا بود، این که تو در جبر زمانه افسرده نمیشی، انتخاب میکنی که افسرده باشی، افسردگی می کنی عین پذیرش است برای من مونا، یعنی تو بالغانه می بینی که مسئولیت انتخاب اون احساس به دوش خودت هست، سهم فاعلی خودت رو می بینی پس حرکت میکنی که اگر برات ناخوشایند است کاری کنی، پذیرش یعنی دیدن مسئولیت‌ها.

۱۰ تیر ۰۰:۱۲ آقاگل ‌‌

یاد فیلم مستر نوبادی افتادم. صحنه‌ای که لئو (اگر اشتباه نگم اسم شخصیت اصلی همین بود.) یک کودکه و سر یک دوراهی انتخاب قرار گرفته. انتخاب اینکه ادامۀ زندگیش رو با مادرش بگذرونه یا با پدرش. و بعد اینکه اگر این راه رو رفت، بعد می‌رسه به دومینوی بعدی. قدم بعدی. و همین‌طور هر راه با خودش یک چند راهه به همراه داره. نکتۀ فیلم این بود که راوی انگار نشسته یک جا و داره تمام این مسیرهای دومینووار رو بررسی می‌کنه. می‌خواد ببینه آخر این همه مسیر به کجاها می‌رسه. در حقیقت یک جاهایی اون یک انتخاب ساده می‌کنه و بعد بوم! یک رویداد بزرگ اتفاق می‌افته.

 

آخ آخ آخ :) چقدر مثال خوبی بود 

یاد یه چیزی انداخت من رو، یه کلاس تدبر در قرآن می رفتم زمان دانشگاه، سر صراط مستقیم استاد گفت که شرایط یه راهی هست که تو رو توی خودش می بلعد، یعنی تو در هر لحظه اختیار داری که چی کار کنی، البته کنترل نتیجه دست تو نیست، ولی اختیار این که چه کنی با تو است، حالا سر هر دو راهی می تونی چپ بری یا راست، هر کدوم رو بری دوباره یه دو راهی دیگه است، اگه همیشه انتخاب هایی که می کنی در مسیر رشد و تعالی باشه به مرور وارد صراط مستقیم میشی و از اون به بعد مسیر تو رو می بلعه، یعنی مثل اولیا الله دیگه هی تو چالش چه کنم و کدوم ور برم نمی افتی


حالا من فکر میکردم این برای لحظات حساس زندگی است، الان فهمیدم برای هر لحظه است، هر لحظه این منم که انتخاب می کنم چه رفتاری داشته باشم، مثل فیلم ماشین رفتار دکتر صاحبی تو تدکس کیش

۰۹ تیر ۱۷:۲۱ ملکه بانو

اومدم تئوری انتخابی رو بخرم شده ۸۰ تومن!!

حالا به نظرم اومده من عملی دارم بهش عمل می کنم دیگه نیازی به خرید کتاب ندارم :))

اینها که گفتم مال تئوری انتخاب نبود ها ملکه بانو


فقط مثال انتخاب احساسات رو از اونجا نقل قول کردم، اینها برای life coaching است، کوچ تحول فردی

۰۹ تیر ۱۲:۱۲ رفیقِ نیمه راه

چه مطلب قشنگی...

:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۹)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۶)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
بسی عشق بودی در این چهار سال
فایزر، تویی؟
کودکان فیلسوف‌اند
خسته ناخوش
La vie en rose
لالایی
خودکفا
خواب نمی‌برد مرا
نداند که نداند
نه تشویق، نه تنبیه
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
گاهی بیرون رو نگاه کن
کوچولو بیا*
سهیم شدن
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
ظاهر و باطن
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان