چهارگانه‌ی رابطه

چند وقتی است رابطه‌های دوستی‌ام را شخم می‌زنم، شاید شروعش از پارسال (زمان قطعی اینترنت آبان) بود که در دوری و تنهایی، درگیر مفهوم صمیمیت و تعریف متفاوتش از دید افراد مختلف شدم. نتیجه این‌که یکی از امن‌ترین لحظه‌‌های شروع دوستی، زمانی است که شما بالا پایینی ویژه‌ای نسبت به فرد مقابل حس نمی‌کنید، یعنی از طرف مقابل در یک یا چند زمینه بت نمی‌سازید (فلانی چقدر مادر خوبیه، چقدر خوشگله، درسش خوبه) یا فکر نمی‌کنید در یک یا چند زمینه، نسبت به بقیه خیلی تک و خاص هستید، علیرغم شکسته‌نفسی و انکار ظاهری (من خدایگان زیبایی‌ام، خیلی باهوشم، انگلیسی رو مثل بلبل حرف می‌زنم و بقیه گنجشک هم نیستند).

البته که این در اصل، به میزان ارزشمندی درونی شما برمی‌گردد (نه عشق، اعتبار، تایید، تحسین بیرونی)، ولی این امکان وجود دارد که در برابر افراد مشخصی آسیب‌پذیری بیشتری داشته باشید، بنا به گذشته‌ی شما و رفتار طرف مقابل؛ پس خوب است احتیاط کنید.

زنگ خطر ۱: آیا گاهی مورد مهمی را از طرف مقابل پنهان می‌کنید تا چهارگانه‌ی "عشق، اعتبار، تایید، تحسین" را دریافت کنید؟

زنگ خطر ۲: آیا رفتارهای آزاردهنده (بی‌محلی، تحقیر، دست انداختن، ناسزا، ورود به حریم...) نشان می‌دهید ولی به نظرتان همچنان چهارگانه "عشق، اعتبار، تایید، تحسین" را دریافت می‌کنید؟

زنگ خطر ۳: آیا طرف مقابل همیشه با درخواست کمک می‌آید و کلی هندوانه زیر بغل شما می‌گذارد و اصرار دارد که چقدر تو خوبی؟

زنگ خطر ۴: آیا هنگام غرق بودن در تنهایی، بی‌کسی، درماندگی، سوگ، من خوب نیستم، سر و کله‌اش پیدا شد؟ 

پ.ن. جواب هر کدام از این زنگ خطرها بله است، رابطه نیازمند بازنگری است.

۱۴
۲۲ آبان ۰۹:۱۶ نار خاتون

این اواخر درباره ی  assertiveness in relationship میخوندم... و ایرادات زیاد روابطم رو اونجا پیدا کردم...

ممنونم بابت معرفی :*

۲۰ آبان ۱۶:۳۴ دُردانه ‌‌

من ده سال پیش خیلی درگیر این موضوع بودم که چی میشه که باهم ارتباط می‌گیریم. خلاصهٔ نتایج تحقیقاتم این بود که یا به‌خاطر اشتراک شرایط مثل شرایط زمانی و مکانیه یا برای استخدام و خدمت به هم.

تا حالا هم تقریباً دلیل بیشتر روابطم همینا بوده. اگه ارتباطم مثلاً با هم‌مدرسه‌ایا و هم‌دانشگاهیام دیگه اون ارتباط عمیق سابق نیست دلیلش اینه که دیگه مثل سابق باهم نیستیم، به درد هم نمی‌خوریم و تو شرایط مشابه نیستیم. ینی نه عشقی بوده نه تأیید و تحسین و اعتبار. 

حالا با این اوصاف، دارم فکر می‌کنم روابط لزوماً باید پایدار باشن تا اسمشونو بذاریم دوستی؟

خب اینهایی که گفتی همون زمینه های ارتباط و انواع مختلف زماندار ارتباط هستند، برای دوستی چیزی بیشتر از اینها میخواد،‌ مهر، خلوص و عمق

پریساجان کجا میتونم در مورد این موضوع بیشتر بخونم؟ کتابی چیزی

عزیز دلم :* این پست حاصل بررسی موشکافانه ی من و دوستم پریا بود، کشفیاتش برای جفتمون بود، کتاب نمی دونم چی بگم بهت که به کار بیاد

۲۰ آبان ۰۶:۴۶ حامد سپهر

وقتی به مفهوم عینی هرکدوم از اینا فکر میکنی و پاسخشون میدی میبینی که شعاع دایره دوستانت کوچکتر میشه

دقیقا همینه، تو حلقه های نزدیک تعداد کمی می مونند

داشتم فکر میکردم وقتی به اینا آگاه میشی و نمیذاری اتفاق بیفته، به طرف مقابلتم یه فرصت میدی که یه دوستی متفاوت رو تجربه کنه و به تله هاش واقف بشه. یعنی هر چقدر سعی کنیم بریم تو جایگاه مسئول نه تنها به خودمون به همه ی کائنات خیر رسوندیم.

که اگر تو نبودی این همه کشف نمی کردیم :*

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۹)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۶)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
بسی عشق بودی در این چهار سال
فایزر، تویی؟
کودکان فیلسوف‌اند
خسته ناخوش
La vie en rose
لالایی
خودکفا
خواب نمی‌برد مرا
نداند که نداند
نه تشویق، نه تنبیه
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
گاهی بیرون رو نگاه کن
کوچولو بیا*
سهیم شدن
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
ظاهر و باطن
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان