بغل

جیزل گفت: میشه شما رو بغل کنم؟

و من و جیزل همدیگر را بغل کردیم و من زدم زیر گریه انگار که آخرین روز مدرسه خودم باشد و از معلم محبوبم خداحافظی کنم و در چشم بر هم زدنی، جگرگوشه چهار ساله شد و از پلی ‌گروپ خداحافظی کرد، باشد که بعد از تعطیلی تابستانی مدارس، در ماه سپتامبر بشود کلاس اولی در شهر جدید :)

۱۳
۱۷ شهریور ۰۸:۵۱ کلینیک لاغری پردیس ساری

وبلاگ بی نظیری دارید

واقعا وبلاگ قشنگ و مفیدی دارید

خیلی استفاده کردیم

ممنونم

وبلاگتون حرف نداره

:)

۱۳ تیر ۰۰:۱۲ امّــــ شـــهــــر‌آشـــــوبـــــــ

عزیزم. چه زود بزرگ شد:)

 

کلاسها حضوری برگزار میشه؟

بله بله، اینجا حتی ماسک هم دیگه فقط تو اتوبوس اجباریه، تقریبا بقیه محدودیت ها رو برداشتن. وقتی بالای پنجاه ساله ها واکسن زدن خیلی مقررات رو سبک کردن، تا آخر مرداد فکر کنم همه دو نوبت رو میزنن، همه یعنی بالای هجده سال


الان یه بحثی هست که بالای دوازده سال هم بزنن یا نه

۱۱ تیر ۱۶:۰۷ نیــ روانا

دیار غربت رقیقت کرده خواهر

منم دلم بغل خواست حتی :دی

گل گفتی نیروانا خیلی رقیق شدم:)

۱۱ تیر ۱۵:۵۶ مترسک هیچستانی

اوخی کلاس اولی :)

:) بله بله، آغاز مدرسه فصل شکفتن است :)

۱۱ تیر ۰۸:۵۲ نسرین ⠀

دارم فکر می‌کنم اگه السا هم اونجا بود از اول مهر باید می‌رفت کلاس اول!

در حالی که ایلیا با اینکه دو سالم بزرگتره چون نیمۀ دومه تازه باید بره پیش‌دبستانی.

اینجا هم دو سال اول دبستان بیشتر پیش دبستانی است تا مدرسه، سال اول اجباری نیست ولی سال دوم یعنی پنج سالگی دیگه اجباریه باید برن.


ولی اون چالش نیمه اول و دوم رو نداریم، هر بچه‌ای روز تولد چهار سالگی‌اش میره مدرسه. برای همین هر روز ممکنه یه شاگرد جدید بیاد :)))) مثلا ما الان این شهریم و لیلی چهار سالشه، ولی اونجا تو کلاس اسمش رو نوشتن تو لیست و گذاشتن رو غیبت که حالا از سپتامبر میاد

ولی اگه پنج سالش بود نمی تونستیم اینطوری برگزار کنیم و باید از آخر خرداد میرفت مدرسه 

۱۱ تیر ۰۷:۲۵ حامد سپهر

ایشالا دانشگاه رفتنش:)

خیلی ممنونم :)

چهار سالگی میرن کلاس اول ؟

بله بله، از ۴ سالگی تا دوازده سالگی میرن ابتدایی ولی دو سال اول شبیه پیش دبستانیه بیشتر و ۴ سالگی اجباری نیست،‌ فکر کن پیش یک

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۱۰۱)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۷)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
مثل یک ظرف خالی
نظم وبلاگی
ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود...
دوست
شاخ
چیدمان
جاگیری
دو قدم مانده به چهل
دانلود
کیک برنج
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
گاهی بیرون رو نگاه کن
سهیم شدن
کوچولو بیا*
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
بسی عشق بودی در این چهار سال
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
پسر یا دختر! مسئله این است...
مادر شوهر
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
گاه اندوه من
تاریخچه نوشته ها
شهریور ۱۴۰۰ ( ۷ )
مرداد ۱۴۰۰ ( ۷ )
تیر ۱۴۰۰ ( ۹ )
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان