تعهد


یک مجموعه آموزش material design از Youtube گرفته ام که شامل 50-60 ویدئوی کوتاه 10 دقیقه ای است، فرد ارائه دهنده خیلی تند و روان صحبت می کنه، در کل ده دقیقه یک دقیقه هم حرف اضافه نمی زند، هی مِن و مِن نمی کنه، هر گاه بخواهد جستجویی انجام بدهد، ویدئو را متوقف می کنه، کاملاً معلومه که ویدئو ویرایش شده و هر ده دقیقه اش، معادل است با 60 دقیقه آموزش مشابه به زبان فارسی در هر کدوم از هزاران سایتی که این روزها به مقوله آموزش اندروید و iOS توجه خاصی نشون میدن :-|


 میخوام بگم به قول دکتر شیری در tagهای فرهنگ های خوب، چه خوبه که یاد بگیریم که در یک فرهنگ خوب، این تنها هزینه مادی نیست که مهم است، فقط حجم دانلود آن فایل 300 مگابایتی نیست که مهم است (که می تونه فقط 10 مگ باشه)، مدت زمانی که از کاربر بابت تماشای ویدئوی آموزشی ما گرفته میشه هم اهمیت داره و اگر میشه مطلبی را در 10 دقیقه خلاصه کرد، به وقت بییندگان احترام بگذاریم :)

۲ حبه چیده شد. ۲

بازی


این که از صبح درگیر یک سری آموزش و تست برنامه نویسی وب باشی تا الان و وسط روز موقع مطالعه چند مقاله در لینکدین جذب یک انجمن gamification ایرانی شوی، خیلی سخت است که پستی بگذاری برای وبلاگ مثلاً درباره ریزش برگ های پاییزی :))))))))))


حالا تصور کن که به هوای این که کاری برای این انجمن کرده باشی، دو ویدئوی TED مرور کرده باشی در این زمینه، علاوه بر یک عالمه ویدئوی دیگر که درباره مفهوم بازی است و نیاز ما به بازی کردن...

اگر حوصله داشتید و البته امکانات این  ویدئوی جالبی است و همین طور این یکی :)

در واقع مفهوم gamification خیلی هم ربطی به اپلیکیشن موبایل ندارد، و می توانی این مفهوم را به محیط کار یا آموزش کودکان در مدرسه تعمیم دهی، یعنی هر کاری که باعث شود یک فرآیند تبدیل به بازی شود، مخصوصاً اگر آن فرآیند خاص یک کاربرد جدی داشته باشد، ولی تو آن را در قالب یک بازی (چیزی که رقابت می کنی-- با خودت یا بقیه، پاداش می گیری، و برای حس رضایت دوپامین در مغزت ترشح می شود) ارائه کنی...

این دقیقاً چیزی است که برای کارهایم به آن نیاز دارم :)

پ.ن. روزهای اول ورود من به کلاس سنتور، مصادف بود با شهرآشوب زدن مونا و بعد از او نازنین، به عنوان رنگ محبوب من، بعدها زنگ موبایل را گذاشتم شهرآشوب شور که در طول روز به مناسبت های مختلف بشنوم، 17 مهر کنسرت شهرآشوب استاد هست، ساعت 18، فرهنگستان هنر، سالن آسمان :)

۰ حبه چیده شد. ۱

Networking و دیگر هیچ...


و ما به یک همایش برنامه نویسان موبایل رفتیم که به منظور معرفی سرویس جدید MBaas بود با همراهی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران و همراه اول :)

و یک عالمه آدم سرشناس از پارک علم و فناوری و همراه اول و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات آمدند حرف زدند و گفتند چرا از شرکت های خصوصی حمایت نمی شود و تامین اجتماعی فلان و اداره مالیات بهمان...

و یک عالمه برنامه نویس موبایل آنجا بودند، رنگ به رنگ، از اندروید و iOS گرفته تا ویندوز فون :)


و اما هیچ کدام از این ها مهم نبود، حتی نهار همایش که در حد شام عروسی مجللی بود و خیلی چسبید، همه رایگان :))))))))))


مهم این بود که من با چند نفر آشنا شدم، مهمتر از همه دختری به نام ناهید که سه سالی بود برنامه نویسی اندروید می کرد و کلی همدردی کردیم و کلی راهنمایی کرد که چه کار باید کرد و مثلاً Android Studio بهتر از Eclipse هست و پارسال اسفند ماه بازار یک همایش برگزار کرده و ....


رفته بودم برای همین اصلاً، این که چند نفر را ببینم در همین حوزه کاری و گپ بزنیم ساعتی :)

۲ حبه چیده شد. ۲

برای همه روزهایی که نهار نداریم :)


همه روزهایی که نهار نداریم، روزهایی هستند که از قبل به نهار فکر نکرده ام، مثل امروز...

لیست بلند بالای چه غذاهایی را می شود پخت را نگاه نکرده ام...

با همه علاقه ای که به آشپزی دارم، هیچی از فریزر بیرون نگذاشته ام، برنج پاک نکرده ام، برنج خیس نکرده ام و لیست نکرده ام که چه داریم و چه نداریم...


همه روزهایی که نهار نداریم، دلم می خواهد که یک چیز حاضری بخوریم، نیمرو، املت، نان پنیر، و حتی فکر کردن به همه غذاهای خوشمزه ای که دوستشان دارم و دلم را آب می اندازند هم باعث نمی شود تصمیم بگیرم یک غذای جدی درست کنم :-|


همه روزهایی که نهار نداریم، اصلاً دلم غذا نمی خواهد :))))))))))

ولی چه کنیم که یک صابر هست که دلش غذا می خواهد :)))))))


همه روزهایی که نهار نداریم چه کنم، وقتی دلم غذا نمی خواهد؟ :)



پ.ن. ای هم آخرین کار در بازار: بازی ضرب المثل انگلیسی

۳ حبه چیده شد. ۲

فتوسنتز :-)

بچه های شرکت در این ایام بی پولی یک سرگرمی جدید پیدا کرده اند، شوخی کردن و تعریف جوک های جدید راجع به انواع روش های فتوسنتز برای زنده ماندن بدون پول...

این که حالا که داریم به فصل سرما می رسیم، بدون خورشید و روزهای گرم و بلند تابستان چه کنیم؟ :دی

۰ حبه چیده شد. ۰

ایده هایی شایسته گسترش*


وقتی آدم تصمیم می گیرد یکی از هزار جریانی که در ذهنش چرخ می زند را بیان کند، آن هم بدون ویرایش و پاکنویس، همیشه در لحظه ایده های نابی خلق نخواهد شد :)

با این حال باید صدها صفحه مکتوب کرد تا هنگام مرور کردن نوشته هایت، مثلاً وسط صفحه هشتاد و پنجم به جمله ای برخورد کنی که بگویی: آها! این همان ایده ناب من است :) 

 

* این شعار TED است با حروف مخفف تکنولوژی، سرگرمی، طراحی، سایتی که به بیان ایده های جدید در حوزه های مختلف می پردازد، این روزها شاید بیش از 20 ویدئو در این سایت مشاهده کرده و بسیار لذت برده ام :)

۰ حبه چیده شد. ۰
در جستجوی درون و برون...
موضوعات
سروستاه نامه، سنتور (۲۷)
خوشنویسی، تذهیب (۱۷)
کار، iOS، اندروید (۳۶)
زندگی بهتر (۸۴)
یاد ایام (۲۸)
مهلا (۲۳)
صابرانه (۴۵)
از این روزها (۱۶۶)
یک سال بدون... (۱۲)
خانه دوست کجاست؟ (۲۶)
آشپزی، خام گیاهخواری (۱۹)
نی‌نی گولو، لیلی (۹۹)
کتابخوانی (۶)
مشاوره (۸)
آن سوی آب‌ها (۸۶)
داستان (۲)
چالش وبلاگی (۱)
آخرین نوشته ها
بسی عشق بودی در این چهار سال
فایزر، تویی؟
کودکان فیلسوف‌اند
خسته ناخوش
La vie en rose
لالایی
خودکفا
خواب نمی‌برد مرا
نداند که نداند
نه تشویق، نه تنبیه
محبوب ترین نوشته ها
لیلی، نام دیگر عشق است...
گاهی بیرون رو نگاه کن
کوچولو بیا*
سهیم شدن
امن‌سازی
مادرانگی :)
یازده ضربدر سه
سوگواری
ظاهر و باطن
حضور
پربیننده ترین نوشته ها
هَکَلچه :-)
شفایافتگان
مهاجرت
لالایی لیلی :)
"هل اتی" کجا رفت؟
مادر شوهر
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
لیلی، مثلِ پری
مادرانگی :)
نوشته های پر بحث تر
هَکَلچه :-)
کوچولو بیا*
لیلی، مثلِ پری
خب تا آخرش رو بگو :-|
لیلی، نام دیگر عشق است...
دوبله وسط :-)
پسر یا دختر! مسئله این است...
بی کلید در* :-)
آشپز که دو تا شد...
یک عالمه یک*
تاریخچه نوشته ها
خرداد ۱۴۰۰ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۴۰۰ ( ۹ )
فروردين ۱۴۰۰ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۹ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۹ ( ۹ )
دی ۱۳۹۹ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۹ ( ۷ )
مهر ۱۳۹۹ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۹ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۹ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۹ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۸ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۸ ( ۸ )
دی ۱۳۹۸ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۸ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۸ ( ۱۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۸ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۹ )
دی ۱۳۹۷ ( ۸ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۸ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
دی ۱۳۹۶ ( ۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۷ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۹ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۸ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۹ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۶ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۸ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۹ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۹ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳ )
پیوند ها
گروه نرم افزاری پرکا
دامن گلدار اسپی
تیرمن
جولیک
نارخاتون
یک آشنا
آقاگل ملت
ذهن زیبای یلدا
faella
توکا
وقتی فاطمه روز به روز بزرگتر می‌شود
یک مترسک
وایسیـ ورسا
می‌خواهم فاطمه باشم
غرور شکسته
فیلوسوفیا
پرتقال دیوانه
حریری به رنگ آبان
در دیار نیلگون خواب
دکتر میم
خانومی جانم
روزنوشت های میم صاد
پنجره می‌چکد
ریشه در باد
حنا
صخره‌نورد
لافکادیو
هیچ
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان